Berichte

15.Dez.09


ییس دانشکده فنی فاش کرد: نهاد رهبری مسوول حوادث ۱۶ و ۱۷ آذر در دانشگاه تهران است

22 آذر 1388 arash a
  • اندازه حروف
  • Enlarge font
  • Decrease font

بعد از جلسه معارفه‌ای که در دانشکده فنی با حضور رییس دانشکده برگزار شد، جلسه تبدیل به جلسه پرسش و پاسخ شد. رییس دانشکده فنی به نقل از فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه گفت که مسوولیت بعضی از قسمت‌ها از جمله مسجد دانشگاه در اختیار رییس دانشگاه نیست و مسوول آن نهاد رهبری در دانشگاه هست و اینها مجوز ورود بسیجی‌ها را داده‌اند.

 این نهاد کارت‌های جشن الغدیر را توزیع کرده است که به کمک آنها افراد لباس شخصی وارد دانشگاه شدند.
همچنین فرهاد رهبر گقته که هدف از برگزاری جشن جلوگیری از یک مفسده است!

 








roozonline.com: Latest News - 18 new articles

In This Issue...


زیدآبادی تا پایان عمر حق "تحلیل کتبی یا شفاهی" را ندارد

لیلا طیری

در حالی که طی روزهای گذشته فشار بر معترضان به انتخابات شدت گرفته و حتی خبرهایی مبنی بر احتمال بازداشت میرحسین موسوی منتشر شده است، برگزاری دادگاههای غیر علنی برای فعالان سیاسی و مطبوعاتی همچنان ادامه دارد. دادگاههایی که معمولا به صدور احکامی بسیار سنگین و عجیب می انجامد.

مصطفی تاج زاده، محسن صفایی فراهانی، دکتر محمد ملکی و بهمن احمدی امویی، فعالان سیاسی و مطبوعاتی هستند که طی دو روز گذشته محاکمه شدند. پرونده فریبا پژوه نیز به دادگاه ارسال شده اما به گفته وکیلش هنوز، شعبه رسیدگی کننده به پرونده این روزنامه نگار دربند، مشخص نشده است.

در این میان آزادی حسن اسدی زیدآبادی و محمد صادقی با قرار کفالت شاید تنها خبر خوشحال کننده روزهای گذشته درباره زندانیان سیاسی و مطبوعاتی باشد. این دو عضو شورای مرکزی سازمان دانش آموختگان روز 12 آبان و در منزلشان به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده بودند. هنوز زمان زیادی از انتشار خبر آزادی این دو فعال دانشجویی نگذشته بود که احسان بداغی عضو ادوار تحکیم وحدت نیز بازداشت شد.

احسان بداغی از اولین امضا کننده های نامه ی مردم سیرجان خطاب به رییس قوه قضاییه بود که در آن درخواست آزادی حسن اسدی زید آبادی و دکتر زید آبادی را مطرح کرده بودند.

 

9 سال حبس و 74 ضربه شلاق برای لیلاز

وکیل سعید لیلاز، از ابلاغ حکم این روزنامه نگار خبر داد. به گفته محمود علیزاده طباطبایی، سعید لیلاز به 9 سال حبس تعزیری و 74 ضربه شلاق محکوم شده است

علیزاده طباطبایی گفت: آقای لیلاز به عنوان یک اقتصاددان و روزنامه نگار با کارشناسان سفارتخانه های مختلف جلساتی داشته که این کار مبنای اتهام اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت قرار گرفته و از این بابت به پنج سال زندان محکوم شده است.

به گفته این وکیل دادگستری، دادگاه مقاله های اقتصادی آقای لیلاز در دهه ۱۳۸۰ را مبنای اتهام دیگری قرار داده و از این بابت وی را به یک سال زندان محکوم کرده است. وی به خاطر شرکت در راهپیمایی ۲۵ خرداد نیز به یک سال حبس محکوم شده است.

وکیل آقای لیلاز افزود: دادگاه سخنان آقای لیلاز را هم به عنوان توهین به مسئولان تلقی کرده و بر مبنای این اتهام، وی را به دو سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرده است.

 

وثیقه 500 میلیون تومانی برای زید آبادی و کفالت برای باستانی

محمد شریف از تودیع وثیقه 5 میلیارد ریالی برای احمد زیدآبادی و صدور قرار كفالت برای مسعود باستانی خبرداده است.

این وکیل دادگستری در گفتگو با ایلنا از ثبت لایحه اعتراضی نسبت به احکام احمد زیدآبادی و مسعود باستانی خبر داده و گفت: لایحه اعتراض به احکام صادره در مورد محکومیت‌های احمد زیدآبادی و همچنین اعتراض به حکم صادره در مورد محکومیت مسعود باستانی، در دادگاه بدوی صادر کننده احکام فوق ذکر به ثبت رسید.

وکیل زیدآبادی ادامه داد: در رسیدگی بدوی به اتهامات موكلم تصور محکومیت به شکل صادرشده به ویژه درخصوص محکومیت ایشان به ممنوعیت مادام‌العمر وی از هر گونه تحلیل کتبی و شفاهی را نداشتم و امیدوارم که دادگاه تجدید نظر براساس قوانین موضوعه جمهوری اسلامی رسیدگی کند.

وی با بیان اینکه محکومیت مادام العمر در قوانین جمهوری اسلامی ایران موضوعیت ندارد، اظهار داشت: منطق حاکم بر احکام حقوقی و پیشینیه‌هایی که اینجانب تا به حال به عنوان وکیل مشاهده کرده یا شنیده و یا خوانده‌ام، صدور حکم محکومیت مادالعمر از تحلیل مسایل سیاسی را مشاهده نکردم و نحوه نظارت اجرای احکام بر اجرای چنین محکومیت نیز نامشخص است به این ترتیب به صدور حکم قانونی امیدوارهستم.

شریف درباره پرونده مسعود باستانی نیز گفت: با توجه به اینکه شغل موکلم روزنامه‌نگاری است و روزنامه‌نگار در برابر خدمات راجع به شغل خود مانند همه مشاغل دستمزد می‌گیرد، پیگیرد روزنامه نگار به لحاظ انجام کارهای قانونی راجع به شغل خبرنگاری مبنای قانونی ندارد به همین دلیل به ناچار چشم امید به دادگاه تجدید نظر دوخته‌ام.

وکیل مسعود باستانی ادامه داد: در خصوص پرونده این موکلم نیز قرار کفالت صادره شده، اما با توجه به مذاکرات همکارم با دفتر دادگاه تجدید نظر، در حال حاضر ما با این پرسش مواجه هستیم که آیا دادگاه تجدید نظر در خصوص اجرای این قرار تصمیم اتخاذ خواهد کرد یا خیر؟

وی در مورد پرونده عبدالله مومنی نیز گفت: درخصوص این پرونده درصدد انجام تشریفات قانونی جهت مطالعه پرونده و تنظیم لایحه هستم.

شریف در پاسخ به این پرسش كه آیا دادگاه برای تبدیل قرار بازداشت موکلان شما به وثیقه یا كفالت تصمیمی اتخاذ نكرده است، گفت: در مورد تامین وثیقه صادره در پرونده زیدآبادی با توجه به اینکه مبلغ وثیقه اولیه 250 میلیون تومان بود این مبلغ یک بار به 350 میلیون و بار دیگر به 500 میلیون تومان افزایش یافت و در حال حاضر تمام تشریفات قانونی جهت تودیع وثیقه صورت پذیرفته است.

 

تاج زاده در اعتراض، از خود دفاع نکرد

جلسه دادگاه مصطفی تاج زاده، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و جبهه مشارکت، در حالی برگزار شد که این فعال سیاسی، هیچ دفاعی از خود نکرد.

امیر حسین آبادی، وکیل مصطفی تاج زاده اعلام کرد که آقای تاجزاده بنابر به دلایلی از خود دفاع نکرده و برای همین رئیس دادگاه وقت رسیدگی را تجدید کرده است.

وکیل آقای تا جزاده هیچ توضیحی درباره علت سکوت و عدم دفاع از سوی موکلش نداده است. در عین حال سایت نوروز، ارگان رسمی جبهه مشارکت خبر داده است که آقای تاج زاده، نسبت به برگزاری دادگاه خود به صورت غیرعلنی اعتراض داشته و خواستار دفاع از اتهاماتی بوده که در کیفرخواست دسته جمعی به او و اصلاح طلبان وارد شده بود.

 

حکم صفایی فراهانی هفته دیگر صادر می شود

یک روز پیشتر یعنی روز شنبه دادگاه محسن صفایی فراهانی برگزار شده بود.پیشتر صالح نیکبخت، وکیل این عضو جبهه مشارکت اعلام کرده بود که موکلش در ۱۸ روز اول بازداشت شرایط بسیار سختی را از سر گذرانده است.

او گفته بود: آنچه که مهندس صفایی برای من تعریف کرد بسیار دردناک است و فعلا قادر به بازگویی آن نیستم.

برخی اخبار مبنی بر ضرب و شتم آقای صفایی فراهانی با کابل و سیم نیز منتشر شده است. با این حال دادگاه رئیس سابق فدراسیون فوتبال ایران روز شنبه در شعبه 15 دادگاه انقلاب و به صورت غیر علنی برگزار شد.

هوشنگ پوربابایی، وکیل آقای صفایی فراهانی با بیان اینکه از لحاظ قانونی نمی تواند جزئیات جلسه دادگاه را بیان کند، خبر از اخذ آخرین دفاع از موکلش داده و گفته است که آخرین دفاع از موکلش گرفته شده و بر اساس قانون تا یک هفته دیگر دادگاه باید حکم خود را صادر کند.

به گفته او، اقدام علیه امنیت، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به مسئولان حکومتی و تشویش اذهان عمومی، اتهاماتی است که به محسن صفایی فراهانی منتسب شده است.

 

اعتراض دکتر ملکی و عدم آزادی بهمن

دادگاه بهمن احمدی امویی و دکتر محمد ملکی نیز روز شنبه برگزار شده است. براساس گزارش ها قاضی دادگاه با آزادی آقای احمدی امویی با قرار وثیقه مخالفت کرده و گفته است که این روزنامه نگار تا زمان صدور حکم در زندان می ماند.

قدسی میرمعز، همسر دکتر ملکی نیز خبر از اعتراض این فعال سیاسی به ادامه بازداشت اش داده وبه بی بی سی گفته است: این دادگاه اعتراضی بوده و آقای ملکی معترض بوده که چرا او را در زندان نگهداشته اند. زیرا آقای ملکی معتقد است که آنها هر سئوالی که داشتند پرسیده اند و بازجویی هم کرده اند.

به گفته همسر آقای ملکی، هنوز مشخص نیست که آیا بعد از این دادگاه، حکم صادر خواهد شد یا باید دادگاه دیگری تشکیل شود.

 

مخالفت با آزادی نورانی نژاد و محمودیان

دادگاه انقلاب تهران با آزادی حسین نورانی نژاد رئیس و مهدی محمودیان عضو کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت مخالفت کرده است.

حسین نورانی نژاد و مهدی محمودیان که طی دو هفته اخیر در شعبه 4 دادگاه انقلاب مورد بازپرسی قرار گرفتند، پس از اتمام جلسات بازپرسی پرونده اتهامی آنها برای تشکیل به  دادگاه ارجاع داده شد، بازپرس شعبه 4 همچنین با تبدیل قرار بازداشت نورانی نژاد و محمودیان به وثیقه مخالفت و بازداشت موقت آنها را تا زمان برگزاری دادگاه تمدید کرده است.

براساس گزارش سایت نوروز، اتهامات نورانی نژاد در ارتباط با سایت نوروز و مراسم های مذهبی حسینیه دارالزهرا عنوان شده است. اتهامات محمودیان نیز مربوط به سایت نوروز عنوان شده است.

حسین نورانی نژاد و مهدی محمودیان 90 روز پیش بازداشت شده واز آن زمان تا کنون در بند 209 زندان اوین به سر می برند.

 

ملاقات ساسان آقایی با خانواده

خانواده ساسان آقایی، روز گذشته  در زندان اوین با این روزنامه نگار دربند ملاقات کردند. این ملاقات که به صورت حضوری و فقط بیست دقیقه بوده است
به گفته خانواده ساسان آقایی، این روزنامه نگار همچنان در سلول انفرادی نگهداری می شود. آنها وضع روحی ساسان آقایی را خوب توصیف کرده و اتهام منتشب به این روزنامه نگار را، تبلیغ علیه نظام ذکر کردند..
سایت جرس به نقل ازخانواده آقایی گزارش داده که  ساسان تا کنون دو بار تحت بازجویی قرار گرفته است.

 

قرار وثیقه و آخرین دفاع سحرخیز

صدور قرار وثیقه 50 میلیون تومانی براي اسماعيل صحابه و محمد حسين خوربك از سوی شعبه 3 بازپرسي دادسراي
انقلاب، اخذ آخرین دفاعیه عیسی سحرخیز در شعبه سوم بازپرسی دادسرای انقلاب از دیگر خبرهای مربوط به زندانیان سیاسی و مطبوعاتی است.

 

 

 

Email to a friendRelated


تجمع دانشجویان دانØ...

تجمع دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به سناریو اخیر رسانه‌های کودتا- منبع: موج آزادی

Email to a friendRelated


پروژه پاره کردن عکس شکست خورده است

سعیدرضوی فقیه فعال دانشجویی وسخنگوی ستادمهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری دهم، درگفت وگو با روز با مقایسه پروژه پاره کردن عکس آیت الله خمینی با پروژه های کنفرانس برلین و عصر عاشورا، این اقدام را زمینه ساز نفرت وکینه در جامعه می داند. وی با ارزیابی سخنان آیت الله  خامنه ای در این خصوص معتقد است که موضع گیری وی دراین ماجرا از کاهش مشروعیت واقتدار سیاسی-  مذهبی وی خبر می دهد، به خصوص آنکه بسیاری از نخبگان سیاسی و مذهبی جامعه با چنین موج تبلیغاتی همراه نشده اند. این گفت وگو در پی می آید.

 

تبلیغات گسترده درخصوص پاره شدن عکس آیت الله خمینی در تجمع ۱۳ آبان عملا چه خطی را دنبال می کند؟ آیا آن را یک برنامه از پیش طراحی شده می دانید؟

خیلی طبیعی است که جمهوری اسلامی بعد از شش ماه که از تداوم اعتراضات مردم به نتایج انتخابات ریاست جمهوری می گذرد برای مهار کردن این جنبش و برگرداندن شرایط به وضعیت ماقبل از انتخابات برنامه ریزی کند. نمی توان تصور کرد که حکومت جمهوری اسلامی فقط به انتظار بنشیند که در روز ۱۶ آذر تجمعی برگزار بشود یا در ۱۳ آبان راهپیمایی برگزار شود وآنها هم باشیوه های ساده ای مانند سرکوب پلیسی به مقابله با حرکت اعتراضی مردم بپردازند. طبیعی است که آنها هم طراحی هایی داشته باشند و مثلا عکس امام خمینی در مراسم ۱۶ آذر پاره شود و تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی به نحوی برنامه ریزی شده تصویر آن را پخش کند تا یا اینکه افکار عمومی را تحت تاثیر قرار دهند یا اینکه برای برخورد خشن مشروعیت کسب کنند. این اتفاق قبلا هم در جمهوری اسلامی سابقه داشته است. بحث کارناوال  عصر عاشورا قبل از انتخابات خرداد ۷۶ یک نمونه مشخص وکلاسیک در این زمینه بود که نهایتا سر نخ آن ماجرای غیراخلاقی از دستگاه های امنیتی کشور کشف شد. بنابراین در آستانه ماه محرم و درشرایطی که ما انتظار داشتیم جنبش سبز بتواند از مراسم عزاداری مربوط به ماه محرم یا شبهای تاسوعا وعاشورا استفاده کند، دستگاه های خاصی در جمهوری اسلامی تصمیم می گیرند قبل از اینکه ابعاد جنبش در محرم یا در ۲۲ بهمن یا چهارشنبه سوری گسترش غیرقابل کنترل پیدا کند، دست به سرکوب جنبش اعتراضی بزنند. فکر می کنم استارت این پروژه در روز ۱۶ آذر با پاره کردن عکس آیت الله خمینی و انعکاس خبری گسترده اش توسط رسانه های دولتی خورده باشد. تا الان هم روزنامه هایی نظیر کیهان یا صداوسیما وسایت های افراطی جناح حاکم با واکنش های خود در رابطه با این موضوع نشان داده اند که با برنامه ریزی کامل وارد این پروژه شده اند و قصد دارند آن را تا سرکوب جنبش اعتراضی ادامه بدهند.

 

موضع گیری امروز آیت الله خامنه ای را چگونه ارزیابی می کنید؟

سخنان امروز آیت الله خامنه ای در عین حالی که می خواستنداز رهبران جنبش سبز دلجویی کنند حاوی تهدیدهای تند ونهایی ایشان هم بود و حکایت از آن داشت که آقای خامنه ای هم با این جریان هماهنگ هستند و می خواهند که نقش خود را دراین مجموعه ایفا کنند. آن چیزی که به نظر من می رسد این است که پخش گسترده تصاویر پاره کردن عکس امام خمینی و اهانت به ایشان نتوانسته نظر همه روحانیون و یا طرفداران انقلاب و آیت الله خمینی را جلب کند. بسیاری از چهره های باسابقه جمهوری اسلامی آن واکنش مطلوب ومورد نظر دستگاه های تدارک کننده این پروژه را از خود نشان نداده اند. مساله دیگر این است که واکنش جنبش سبز به این وقایع هوشمند بود.

 

آیا چنین اتهاماتی به سران جنبش سبز یا بدنه مردمی آن قابل انتساب است؟

این اتهامات با رهبران جنبش سبز یا حتی بدنه آن همخوان نیست. کسانی که در راس این جنبش دارند وچهره هایی که نقش شاخصی درمسیر این جنبش دارند مثل آقایان کروبی و موسوی و خاتمی، در طول حیات آیت الله خمینی از روابط نزدیکی با ایشان برخوردار بودند و علاوه بر پیروی سیاسی، اردات وعلاقه قلبی وعاطفی هم نسبت به وی داشتند. اساسا شاکله شخصی این افراد با رهبری آیت الله خمینی تعریف می شود. بدنه جنبش سبز هم نشان داده است که یا در درچارچوب جمهوری اسلامی حرکت می کند و یا حداقل، از هوشیاری بالایی در مقابل طرح های محافظه کاران برخوردار است.  تاکتیک خوبی که بعضی از دانشجویان هوادار آقای موسوی به کار بردند این است که عکس های امام خمینی را در زمینه سبز در دست گرفتند وشعار درود برخمینی سلام بر موسوی را سردادند. این موضوع نشان دهنده این است که پروژه ای که برای سرکوب جنبش اعتراضی مهیا شده موفقیت آمیز نخواهد بود. یعنی مانند پروژه کنفرانس برلین یا پروژه عصرعاشورا این افراد به اهداف خود نخواهند رسید.  

 

طی ماه های گذشته همواره سعی شده که علاوه بر سرکوب خیابانی، بخش هایی از مردم در مقابل بخش های دیگر گذاشته شود. یعنی عملا حکومت تلاش کرده اعتراضات را به  دعوای مردم با مردم تقلیل دهد. تبعات چنین اقدامی در کوتاه مدت و دراز مدت چیست؟

متاسفانه این تاکتیک غیراخلاقی درست از روز بعد از انتخابات توسط افراطیون حامی حکومت مورد بهره برداری قرار گرفت. مثلا اعلام کردند که روستاییان طرفدار آقای احمدی نژاد هستند وشهری ها طرفدار آقای موسوی. یا مثلا فقرا طرفدار احمدی نژاد هستند و اغنیا طرفدار موسوی. من فکر می کنم از آنجا که جمهوری اسلامی توان برخورد رسمی با جریان اعتراضی مردم را ندارد واحساس می کند با ابزارهایی مانند قوه قهریه نیروهای انتظامی و نظامی نمی تواند جلوی مردم را بگیرد و این موضوع وجهه خوبی را در بین مردم به وجود نمی آورد به همین جهت سعی کرده اند بین خود مردم شکاف ایجاد کنند و تقابل معترضین با حاکمیت را به تقابل بخشی از مردم با بخش دیگر تبدیل نموده و از آن بهره برداری کنند. این موضوع جدا ازاینکه می تواند کینه ها ونفرت هایی را در بین بخش های مختلف مردم ایجاد کند، اساسا نه تنها به نفع حکومت نیست که در دراز مدت به نفع جامعه ایران هم نیست. به هرحال بخش های زیادی از مردم هم که ممکن است به آقای احمدی نژاد رای داده باشند در خودشان انگیزه کافی برای برخورد قهر آمیز با بخش هایی از مردم که اعتراض خود را به صورت مسالمت آمیز بیان می کنند، نخواهند داشت و نهایتا طرفداران حکومت به عنوان یک اقلیت محدود در حاشیه جامعه منزوی خواهند شد. به نظر من این تاکتیک جمهوری اسلامی به نتیجه مورد نظر خودش نمی رسد مگر اینکه بخواهند نیروهای نظامی و انتظامی را با لباس شخصی به خیابان بفرستند.

 

این تحریک کردن بخشی از مردم، آیا ممکن است موجب خاموش شدن صدای معترضانی شود که به صورت مسالمت آمیز کار خود را دنبال می کنند واز خشونت پرهیز می کنند؟

این بستگی به رفتار دو طرف دارد. فکر می کنم که در بین معترضان این استعداد وجود دارد که وقتی با بخش دیگری از هموطنان خود مواجه می شوند با ملایمت ومسالمت جویی دست دوستی به سمت آنها دراز کنند. ما این منطق را در پاییز و زمستان سال ۵۷ هم مشاهده کرده بودیم که مردمی که نسبت به سیاست های رژیم شاه معترض بودند وقتی نیروهای گارد را در برابرخودشان می دیدیدند در لوله تفنگ انها گل می گذاشتند یا ارتشی ها رابردار خودشان خطاب می کردند. فکر می کنم این تاکتیک را هواداران جنبش سبز در خصوص مردمی که جلوی آنها قرار می گیرند می توانند استفاده کنند. ما باید هوشیار باشیم که از  شعارهایی که بین اقشار مختلف مردم شکاف ایجادمی کنند-  شکاف فرهنگی، جغرافیایی و طبقاتی-  پرهیز کنیم. ما باید با تاکید روی عناصر مسالمت جویانه جنبش سبز و خواسته های ایجابی خودمان که اجرای قانون اساسی، برگزاری انتخابات آزاد و احقاق حقوق شهروندی است، سیاست های افراطیونی را که می کوشند مردم را جلوی مردم قرار دهند خنثی کنیم.

 

 

 

Email to a friendRelated


امروز: تجمع حامیان جنبش سبز
در دانشگاه تهران

نازنین کامدار

در پی چند روز جنجال رسانه ای و خیابانی نیروهای دولتی به بهانه پاره شدن عکس ایت الله خمینی در روز 16 آذر، به تدریج هواداران جنبش سبز با محوریت دانشجویان به شکل دادن تجمعات متقابل می پردازند.

در آخرین تحرکلات نیروهای دولتی، دیروز واحد مرکزی خبر ادعا  کرد با تحصن جمعی از طلاب حوزه علمیه قم، بازار این شهر نیز در اعتراض به آنچه که "هتک حرمت امام از سوی سران فتنه" نام گرفته، تعطیل شده است.
واحد مرکزی خبر درحالی مدعی تعطیلی بازار شهر قم شده که بنا به گفته برخی از شاهدان عینی که با خبرنگار روز گفت و گو کرده اند، به تعطیلی کشاندن بازار شهر قم با فشار نیروهای امنیتی و انتظامی انجام شده و برخی از کسبه نیز نسبت به این اعمال فشار اعتراض کرده اند که به درگیری نیروهای انتظامی با آنها انجامیده است.
گفتنی است در سال 81، مشابه تلاش های کنونی محافظه کاران به بهانه چاپ کاریکاتوری در روزنامه حیات نو انجام شد که دستمایه آن نیز "توهین به امام" بود. در آن زمان محافظه کاران با به تعطیلی کشاندن بازار تهران و نیز تحصن طلاب در موسسه امام خمینی قم (وابسته به مصباح یزدی) توانستند موجب توقیف موقت روزنامه حیات نو و بازداشت مسئول صفحه ای شوند که کاریکاتور مورد عتراض در آن چاپ شده بود.
بنا به اعتقاد ناظران سیاسی، قدرت سازماندهی عوامل دولتی در مقطع کنونی نسبت به مورد مشابه سال 81 به شدت کاهش پیدا کرده و عدم استقبال بازاریان قم و نیز ناتوانی در به تعطیلی کشاندن بازار تهران از جمله نشانه های ناتوانی هواداران دولت در زمینه سازی برای رسیدن به خواسته های شان به شمار می آید.
با این حال در ادامه موج آفرینی بر علیه میرحسین موسوی ، دیروز نیز دانشجویان وابسته به سازمان بسیج دانشجویی با برپایی تحصنی در دانشگاه تهران خواستار برخورد با "سران فتنه" شدند.
این درحالی است که سایت پارلمان نیوز، پایگاه خبری فراکسیون اقلیت مجلس در گزارشی ، پشت پرده حضور نیروهای بسیج در دانشگاه تهران از روز 16 آذر تا دیروز را افشا کرده است.

 

7 هزار بسیجی به نام دانشجوی دانشگاه تهران

پارلمان نیوز به نقل از  داوود دشتبانی سخنگوی سابق انجمن اسلامی دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشکی تهران و عضو ارشد انجمن نوشت: "ما توانستیم منشا افرادی را که به عنوان دانشجویان هوادار دولت در دانشگاه حضور یافته اند و با دانشجویان درگیر شده اند را  پیدا کنیم و مشخص شد که آنها با کارت ورود به جشن غدیریه آقای سعید حدادیان(رئیس بسیج و مسجد دانشگاه تهران)، وارد دانشگاه شده‌اند."

دشتبانی افزود: "این عده در دانشگاه برای خود حکومت مستقلی تشکیل داده‌اند و هیچ کس بر کارهای شان تسلط ندارد. به دعوت آقای حدادیان هفت هزار نیرو وارد دانشگاه شده‌اند و این در حالی است که مسئولین دانشگاه اعلام کرده‌اند که ایشان قصد دعوت از تعداد بیشتری یعنی در حدود 15 هزار نفر را داشته‌اند که به توصیه مسئولین این تعداد  را به هفت هزار نفر کاهش داده‌اند."

در همین حال شاهدان عینی فضای دانشگاه تهران و خیابان های اطراف این دانشگاه را تا شامگاه گذشته ملتهب توصیف می کنند. سایت های مستقل خبری در گزارش های خود، از حضور دانشجویان هوادار جنبش سبز خبر داده اند که با حمل پلاکاردهایی با تصویر آیت الله خمینی و با سر دادن شعارهایی مانند "خمینی کجایی، موسوی تنها شده" نسبت به تحصن سازمان یافته بسیجیان واکنش نشان داده اند.
این شاهدان، همچنین از حضور گسترده نیروهای انتظامی در حوالی دو میدان انقلاب و آزادی خبر داده اند.

 

امروز؛ تجمع هواداران موسوی در دانشگاه تهران

در واکنشی دیگر، سایت کلمه، پایگاه خبری نزدیک به میر حسین موسوی دیروز در خبری اعلام کرد که روز دوشنبه (امروز) تجمعی در داخل دانشگاه تهران و در حمایت از میرحسین موسوی برگزار می شود.
کلمه که شامگاه یکشنبه از احتمال برخورد با میرحسین موسوی و تعطیلی خود خبر داده بود، در گزارش خود نوشت که "انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران روز دوشنبه این هفته ۲۳ آذر ماه، پس از کسب مجوزهای قانونی لازم، گردهمایی بزرگ اساتید و دانشجویان دانشگاه تهران را به مناسبت روز دانشجو با عنوان ” به لحظه لحظه این روزهای سرخ قسم که بوی سبزترین فصل سال می آید” در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار خواهد کرد".
کلمه  خاطرنشان کرد: "این همایش در اعتراض به حمله و هتک حرمت دانشگاه در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، ۲۵ خرداد ۱۳۸۸، ۱۶ و ۱۷ آذر ۱۳۸۸، ورود نیروهای غیر دانشجو به دانشگاه تهران و ضرب و شتم دانشجویان، پافشاری چندباره بر استعفای فرهاد رهبر به عنوان خواست دانشجویان، اعتراض به فضای بسته و اختناق موجود در فضای کشور پس از انتخابات، مستمسک قرار دادن عکس امام برای عبور از منش و اخلاق سیاسی امام راحل و محکوم کردن برخوردهای امنیتی، قضایی و انضباطی با فرهیختگان و فرزندان ملت برگزار خواهد شد".
بنا به نوشته این سایت چهره هایی چون محمد رضا بهشتی، علی شکوری راد، الهه کولایی، حمیدرضا جلایی پور، محسن رهامی، نجفقلی حبیبی، محمدرضا ظفرقندی، غلامرضا ظریفیان و … در این تجمع حضور خواهند داشت.

 

آغاز تحصن اعتراض آمیز دانشجویان علم و صنعت

همزمان، دانشجویان دانشگاه علم و صنعت تهران در بیانیه ای اعلام کرده اند که تا زمان آزادی هم کلاسی های شان در محوطه این دانشگاه تحصن اعتراض آمیز کرده و کلاس های درس را تحریم می کنند.

 به گزارش سایت رویداد در بیانیه این دانشجویان آمده است: "ما دانشجویان دانشگاه علم و صنعت ، تا آزادی تمام دانشجویان اسیر زندان های ظلمت استبداد و خارج شدن تمامی دانشگاهها از حالت نظامی و خروج نیروهای مزدور از دانشگاهها، کلاسها را تحریم و تجمع اعتراضی خود را هر روز از ساعت 12:30 بالای سلف اساتید آغاز می کنیم. از یکشنبه 22 آذر ، تا آزادی تمام همکلاسی هایمان، کلاسها را تحریم می کنیم".

بر پایه این گزارش، دانشجویان دانشگاه علم و صنعت، زندانی شدن 110دانشجودر زندان اوین، حمله بسیج به دانشگاه و بازداشت برادر کیانوش آسا و خانواده دیگر جان باختگان را از جمله دلایل تحصن خود اعلام کرده اند.

 

راهپیمایی "از انقلاب تا آزادی" در صورت برخورد با میر حسین

تمام این واکنش ها در شرایطی صورت می گیرند که سایت های اشتراکی و شبکه های اجتماعی اینترنتی از جمله بالاترین و فیس بوک در سراسر روز گذشته نقطه نظرات کاربرانی را بازتاب می دادند که خواستار واکنش سریع شهروندان در صورت بازداشت احتمالی میرحسین موسوی شده بودند.
سایت فیس بوک با برجسته سازی پیشنهاد راهپیمایی از انقلاب تا آزادی، از تمامی کسانی که به اینترنت دسترسی دارند خواسته است که در صورت بازداشت و یا هر نوع برخورد با میر حسین موسوی به راهپیمایی اعتراض آمیز از میدان انقلاب تا آزادی دست بزنند.
همین پیشنهاد در سایت بالاترین نیز به بحث گذاشته شده و با استقبال شدید کاربران مواجه شده است. در همین حال کاربران اینترنتی و وبلاگ نویسان در اظهار نظر های خود به این نکته نیز اشاره کرده اند که در صورت بازداشت میرحسین، احتمال قطع کامل شبکه اینترنت وجود دارد و بر این اساس از کاربران خواسته اند از همین لحظه اطلاع رسانی به دیگران در مورد راهپیمایی احتمالی را آغاز کنند.

 

 

 

 

Email to a friendRelated


محاسباتمان در مورد جنبش سبز غلط بود

علی پویان

همزمان با ادامه اعتراضات حامیان جنبش سبز و در شرایطی که راهکارهای نیروهای امنیتی برای سرکوب این جنبش اجتماعی نتیجه ای در بر نداشته، ستاد کل نیروهای مسلح بولتن محرمانه ای منتشر کرده که در آن، ضمن اعتراف به اشتباهات محاسباتی دستگاه امنیتی، راهکارهای جدیدی برای سرکوب معترضین پیشنهاد شده است.

ستاد مشترک کل نیروهای مسلح ماه گذشته و در آستانه تجمعات روز 13 آبان، گزارشی با عنوان "تاملی بر حوادث روز قدس و راهبردهای آتی" منتشر کرد که به تازگی نسخه ای از آن به دست "روز" رسیده است. در این گزارش، با اشاره به اشتباهات محاسباتی دستگاه امنیتی در مورد اقبال اجتماعی به حرکت های اعتراضی و ناکارآمدی روشهای حکومتی در خاموش کردن جنبش سبز، راهکارهای جدیدی برای برخورد با تجمعات 13 آبان و 16 آذر توصیه شده است.

در این بولتن محرمانه که توسط معاونت فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح در اختیار برخی مدیران ارشد کشوری قرار گرفته، ضمن اعتراف به اشتباه برآوردی نهادهای امنیتی و نظامی درمورد جنبش سبز آمده است: "برآوردهای اولیه نهادهای مسئول در مورد کمیت و کیفیت حضورکسانی که با فراخوان نامزدهای شکست خورده و شبکه های مختلف ماهواره ای و سایبری به صحنه آمده بودند با واقعیت تطابق نداشت و نشان داد که کمبودها و نواقص در خصوص تهیه برآوردهای اطلاعاتی در این گونه موارد وجود دارد. حضور افراد مذکور در شرایطی صورت گرفته که بیش از صد روز از زمان انتخابات می گذرد و طی این مدت بسیاری از سران اصلی آشوبها دستگیر شده و با پخش جریان محاکمه آنها افکار عمومی به میزان زیادی با اهداف و آشوبهای بعد از انتخابات آشنا شده و مسئولان نظام با سخنان روشنگرانه خود سعی در ایجاد آرامش در فضای سیاسی کشور را داشتند."

 

تصمیمات محرمانه "درز می کنند"

در ادامه،  تهیه کنندگان بولتن به گلایه از بی توجهی نهادهای امنیتی به بازداشت افرادی که آنها را "سرپل شبکه های ارتباطی" می نامد، می پردازند و می نویسند: "بر اساس برنامه ریزهای انجام شده قرار بود با دستگیری سر پل های شبکه های ارتباطی اغتشاشگران قبل از روز راهپیمایی، حلقه اتصال برنامه ریزان با بدنه اجتماعی آنها قطع شود، اما بی توجهی به این امر باعث شد در روز راهپیمایی شاهد سازماندهی و نحوه حضور این گروه در ساعت و مکانهای مشخص و پیش بینی شده آنها باشیم."

در ادامه نویسندگان این گزارش، با گلایه از "درز" کردن تصمیمات محرمانه به رسانه های مخالف، در این خصوص به مسئولین هشدار می دهند و می نویسند: "اگرچه حضور اغتشاشگران در راهپیمایی استفاده از حاشیه امن افرادی نظیرخاتمی، موسوی، کروبی بود، اما اطلاع آنها از برنامه نیروهای انتظامی و امنیتی در عدم برخورد، میزان حضور و تجری آنها موثر بود. این امر می تواند بیانگر این باشد که تصمیمات محرمانه به راحتی به بیرون درز می کند ".

کارشناسان امنیتی نویسنده این گزارش، در قسمت دیگری، نگرانی خود را نسبت به هواداری بدنه نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و حتی برخی مدیران از جنبش سبز چنین بیان می کنند:  "بعضی از مدیران و مسئولین در ادارات و موسسات دولتی در میان معترضان خیابانی دیده می شوند، بدون آن که هیچ نگرانی از تبعات این حضور خود داشته باشند. متاسفانه به هم ریختگی فضای اداری با تغییر بخش عمده ای از وزرا، شرایط را برای چنین حضورهایی مهیاتر ساخته است."

از نکات قابل توجه این گزارش امنیتی، سعی آن در بازشناسی ماهیت و خواستگاه جنبش سبز است. گزارش ستاد کل نیروهای مسلح با اشاره به بی توجهی هواداران جنبش سبز به شعارهای سنتی روز قدس و سر دادن شعارهای جدید نتیجه می گیرد که خواستگاه این جنبش از طبقات مرفه و متوسط به بالا است و در تحلیل ماهیت آن تاکید می کند: "در تحلیل ریشه های این گونه تحرکات، سه عامل یا ماهیت اساسی را می توان بر شمرد: نخست، ماهیت سیاسی.  دوم، ماهیت فرهنگی اجتماعی و سوم، ماهیت امنیتی.. تحرکات این طیف اگرچه در آستانه انتخابات متناسب با شرایط سیاسی کشور اوج گرفت و پس از انتخابات با توجه به فراخوان موسوی و حوادث روزهای بعد از انتخابات ماهیت امنیتی به خود گرفت، اما روند بعد از ان نشان داد که ماهیت تحرکات آنها بیشتر جنبه فرهنگی و اجتماعی دارد تا سیاسی و امنیتی. رهبران آنها در داخل سیاسی هستند و در بیرون امنیتی و البته ماهیت مطالبه اصلی آنها اجتماعی و فرهنگی است."

 

 

مناسبت های ملی بستر حمله به حکومت شده اند

در بخش دیگری از این گزارش، تلاش شده تا حضور گسترده زنان در جنبش سبز را عامل تحریک مردان قلمداد کنند و ادعا شده: "حضور دختران و زنان در کنار مردان که با عدم رعایت موازین شرعی نیز همراه بود در تحرک بخشیدن به مردان نقشی اساسی داشت."

از دیگر نکات قابل توجه این گزارش، بندی است که در آن نسبت به راهکار معترضان برای استفاده از تقویم مناسبت های رسمی جمهوری اسلامی ابراز نگرانی شده است: "با توجه به سرمایه گذاری نظام برای فعالیتهای ویژه دینی و ملی در کشور همچون روز جهانی قدس، نمازهای سیاسی- عبادی  جمعه، 13 آبان سالروز مبارزه با استکبار، و 22 بهمن سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، جریان برانداز و افراطی در صدد است از این پس، از این بسترها برای هجمه به ارزشهای انقلاب و نظام استفاده نماید."

کارشناسان امنیتی نویسنده بولتن محرمانه، همچنین جداسازی "عناصر افراطی" جنبش از عناصر" صرفا معترض" را راهکار مناسبی برای مدیریت اعتراضها می دانند و می نویسند: "به دنبال طرح شعارهای ضد ارزشی و روشن شدن ماهیت این جریان، شاهد صف بندی جدید این طیف در عرصه های سیاسی-اجتماعی خواهیم بود که در چنین شرایطی، با جدا سازی عناصر افراطی و برانداز از عناصر صرفا معترض، می توان تحرکات آنها را با هوشمندی مدیریت کرد".

این بولتن در بخش دیگری به برخورد نیروهایی که آنان را "خودی" می نامد می پردازد و با اینکه مدعی بیشتر بودن جمعیت آنها از معترضین است، ولی حضورشان را "انفعالی" ارزیابی می کند و به همین دلیل پیشنهاد ایجاد مرکزی با هدف "هدایت عملیات روانی و مدیریت بحران" را طرح نماید. در این بخش آمده است: "به رغم حضور گسترده مردم حزب الله در اطراف این عده، به دلیل عدم سازماندهی و هدایت مناسب، مدافعیت نظام اثر کندی بر کنترل و تغییر شعارها و راهبردهای هنجار شکنانه داشتند. نداشتن نقشه راه و عدم بهره برداری مناسب از امکانات برای تحت الشعاع قرار دادن تحرک آنها سبب شده بود آنها در نقاطی که متمرکز شده بودند بر جمعیت نیروهای خودی غلبه یابند.در حالیکه در بعضی نقاط خاص، آنها در شعار ها و برنامه هایشان تحرک و انسجام کاملی داشتند، در صحنه مقابل، نیروهای حزب اللهی با کمترین واکنشی آرام و ساکت از کنار آنها می گذشتند.متاسفانه نیروهای ما در عرصه های فرهنگی، سیاسی و امنیتی جزیره ای عمل می کنند و به دلیل فقدان انسجام لازم برای بهره برداری از ظرفیتهای موجود، نیروهای اندک آنها با فضا سازی روانی بر محیط پیرامونی این عرصه ها غلبه می یابند.کشور فاقد مرکزی برای هدایت عملیات روانی و مدیریت بحران است و شورای امنیت وزارت کشور طی این مدت جلسه ای را در این خصوص تشکیل نداده و همه نگاهها بر شورای عالی امنیت ملی است که البته شان آن نیز مدیریت حوادث در صحنه نیست."

 

راهکار: تشکیل گروه های حزب اللهی

قسمت آخر گزارش که به تبیین به راهکارها و راهبردها اختصاص دارد، جنبش سبز را یک "جنگ نرم" علیه جمهوری اسلامی می داند و برای مقابله با آن "ارتشی نرم" را لازم می داند: "مقابله با جنگ نرم، همچون جنگ سخت علاوه بر داشتن استراتژی و تاکتیک مناسب نیازمند لشکرها، تیپ ها و به طور کلی سازمان رزم مناسب جنگ نرم است. لذا صروری است الویت اصلی مدیران در صحنه بر سازماندهی نیروهای متناسب با جنگ نرم باشد. به طور مثال تشکیل دسته های چند نفره از نیروهای حزب اللهی و بسیجی و حضور با برنامه و شعارهای متاسب می تواند این جمع ها را متفرق کند."

در ادامه، سه راهبرد برای مقابله با این جنبش مطرح می شود که عبارتند از: "روش حذفی، روش تعاملی، روش تحدیدی."

 نویسندگان گزارش معتقدند: "در شرایطی که گردانندگان این جریان در عرصه اجتماعی حضور دارند، برخورد حذفی چندان جواب نمی دهد و تعامل با این طیف نیز بر ظرفیت و امکان آنها می افزاید بهترین روش در این شرایط، برخورد تحدیدی است که با محدود سازی آنها در عرصه های اجتماعی وسیاسی احساس کنند راهی جز عقب نشینی از مواضع افراطی خود ندارند."

از جمله راهکارهای تحدیدی مطرح شده در این بولتن جلوگیری از فیلم برداری و عکس برداری توسط مردم عنوان شده است: "در نحوه مقابه با عوامل آشوب طلب باید راهکارها مبتنی بر گرفتن و یا تحت الشعاع قرار دادن امکان تصویر و ضبط از آنها صدا باشد."

راهکارهای دیگری که در بولتن محرمانه ستاد کل نیروهای مسلح مطرح شده اند، از استفاده از هواداران غیر نظامی حکومت و تقویت مساجد گرفته تا بالا بردن هزینه کسانی که با جنبش سبز همراهی می کنند را در بر می گیرند. در این قسمت، "ضرورت انجام اقدامات توجیهی برای ارتقاء بصیرت مدیران و مسئولان و آحاد مردم در بخشهای مختلف به ویژه استید دانشگاه، دانشجویان و فرهنگیان" مورد تاکید قرار گرفته. در مقابل، "ضرورت بالا بردن هزینه های حضور در این گونه تجمعات (محرومیت های اجتماعی،شغلی و...) برای کسانی که بی محابا در تجمعات عتراضی شرکت می کنند" یادآوری شده است.

در گزارش همچنین تاکید شده: "مسئولان برای بازگشت آرامش در کشور و ایجاد فضای رقابتی سالم، ضرورت دارد در گفتار خویش تجدید نظر نمایند. گفتمان سازی موازی جهت ایجاد اشتغالات ذهنی مخاطبان و مدیریت افکار عمومی نقش اساسی در کاهش ظرفیت و تحرک این جریان دارد. در این زمینه لازم است گروهایی فعال شده و با طرح موضوعات مناسب فضای تبلیغاتی و رسانه ای را عوض کنند." گزارش تصریح دارد: "تقویت نهادهای مردمی نظیر مساجد به عنوان نقاط کانونی اطلاع رسانی و بسیج مردم در شرایط ویژه، الویتی اساسی در مقطع کنونی دارد.با وجود تکثر رسانه ای در کشور، متاسفانه رسانه ایی که با بودجه بیت المال اداره می شوند در نقطه مقابل راهبرئهای نظام عمل می کنند. مذاکره با مدیران این رسانه ها و سرمایه گذاری ویژه روی این گونه نشریات و روزنامه ها، باید به یک الویت اساسی تبدیل شود."

سرانجام آنکه گزارش خاطرنشان می کند: "اختلاف سلیقه بزرگان و علما سبب شده است کسانی که اندک اعتقادی به نقش علما و مراجع ندارند، از اختلاف سلیقه و دیگاها برای تشریح اختلافات درونی و رویارویی علما و شخصیتهای نظام نهایت سوء استفاده را داشته باشند. رفع این آسیبها و ایجاد هماهنگی و انسجام در این عرصه، اهمیتی ویژه ای دارد".

 

 

Email to a friendRelated


رهبر باز به کاندیداهای اصلاح طلب حمله کرد

سناریوی حامیان محمود احمدی نژاد به بهانه "اهانت به امام خمینی" که فضای محافل سیاسی و دانشجویی را به شدت ملتهب کرده است، با موضع گیری آیت الله خامنه ای ، وارد مرحله تازه ای شد. موضع گیریی که اگرچه لحن آن از اظهارات چهره های تندرو حامی دولت ملایم تر است، اما به عقیده تحلیلگران دست حامیان دولت را نیز برای ادامه حملات به میرحسین موسوی باز می گذارد.

به گزارش پايگاه اطلاع رساني دفتر آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی گفت: "این اهانت بزرگ، نتيجه آن قانون شكني‌ها و دل خوش كردن به تشويق‌هاي رسانه‌هاي بيگانه بود و حالا كه اين خطاها و كارهاي اشتباه انجام شده، براي پنهان كردن آن، به فلسفه بافي و استدلال تراشي روي آورده‌اند".

او خطاب به هوادران دولت که در روزهای گذشته به بهانه پاره شدن عکسی از آیت الله خمینی به حمله به اصلاح طلبان پرداخته اند اظهار داشت: "کسانی که در مقابل شما قرار دارند، کسانی نیستند که ریشه داشته باشند و بتوانند در مقابل عظمت انقلاب مقاومت کنند... خواهید دید که مخالفان در مقابل چشم شما نابود خواهند شد".

آیت الله خامنه‌اي به طور تلویحی میرحسین موسوی و مهدی کروبی را متهم کرد و  با بیان این جمله که "چرا اين آقايان متنبه نمي‌شوند"، افزود: "وقتي از اصلي‌ترين شعار جمهوري اسلامي، يعني استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي، اسلام آن حذف مي‌شود، آقايان بايد به خود بيايند و بفهمند كه راه غلطي را مي‌روند، وقتي در روز قدس كه اساس آن براي دفاع از فلسطين و مقابله با رژيم صهيونيستي است، به نفع رژيم غاصب و برضد فلسطين شعار داده مي‌شود، بايد متنبه شوند و تبري خود را از اين جريان اعلام كنند".

او تاکید کرد که مسئولان در صورت لزوم با کسانی که این اقدام را کرده اند برخورد خواهند کرد، اما "دانشجویان" باید به شناسایی "منشاء فساد"، "کسب اطلاع از ارتباطات مخالفان و مطلع کردن مسئولان" اکتفا کنند.

رهبر جمهوری اسلامی بدون نام بردن از رهبران معترض به انتخابات آنها را خطاب قرار داد و پرسید: "چرا هنگامي كه سران ظلم و استكبار كه مظهر آن امريكا، فرانسه و انگليس است از آنها حمايت مي‌كنند، متنبه نمي شوند؛ چرا هنگامي كه افراد فاسد فراري و سلطنت طلب و توده‌اي از آنها حمايت مي‌كنند، به خود نمي‌آيند و متوجه نمي‌شوند كه مسير آنها غلط و اشتباه است؟ عقل حكم مي‌كند، در قضيه اهانت به امام بجاي آنكه منكر اصل قضيه شويد، اهانت را محكوم كنيد".

آیت الله خامنه ای  در حالی از سران معترضان به نتیجه انتخابات خواست "اهانت بزرگ به امام" را محکوم کنند که میرحسین موسوی قبل از او و در گفت و گو با  روزنامه جمهوری  اسلامی این قضیه را  مشکوک دانسته و هر گونه توهین به آیت الله خمینی را محکوم کرده بود.

سید محمد خاتمی نیز دیروز در جمع شوراي احزاب اصلاح طلبان فارس اقدام صدا و سیما و جریان مشکوک توهین به آیت الله خمینی را محکوم کرد.
به گزارش دفتر محمد خاتمی ، رئیس جمهور سابق ایران، با تاکید بر اینکه  "امکان ندارد مردم و دانشجوی ایرانی به امام خمینی اهانت کند"، افزود: "به صراحت بگویم، امروز اکثریت جامعه ما امام و انقلاب را قبول دارند و به خون شهیدانشان احترام می‌گذارند و  مدارو معیار همان آرمان‌های انقلاب اسلامی است، امروز برای همه ما امام خمینی معیار است".

خاتمی تصریح کرد:  "امام و انقلاب را وجه المصالحه نکنیم. نگوییم به نام انقلاب می زنیم و می کوبیم. نیاییم حرمت شکنی کنیم، امام را هم وجه المصالحه قرار دهیم برای اینکه بتوانیم با کسانی که آنها را نمی پسندیم برخورد تندتری انجام دهیم".


سخنان سران سه قوه

در واکنشی دیگر، محمود احمدی نژاد با اشاره به وقایع اخیر اظهار داشت که عده ای می خواهند با "سوء استفاده از فضای ملکوتی و انسانی ایران اسلامی عقده های استکبار و رژیم صهیونیستی نسبت به ملت ایران را بازگشایی کنند." وی در جلسه هیات دولت توهین کنندگان به آیت الله خمینی را متهم به "قدرت طلبی" تعلق به "مسائل دنیوی" و پیگیری "آرزوهای سیاست های صهیونیست ها" کرد.

همزمان، برادران لاریجانی نیز به عنوان روسای قوای مققنه و قضائیه جمهوری اسلامی، در سخنانی جداگانه، این قضیه را محکوم کردند.
براساس گزارش خبرگزاری فارس، رئیس قوه قضاییه ، دیروز در جلسه مسئولان قضایی اعلام كرد "دادستان تهران پرونده‌اي براي پيگيري قضايي مسئله تشكيل داده و اميدواريم به اميد خدا در اسرع وقت مجرمين را محاكمه و به مجازات برساند".
علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی اما  در اظهارات دیروز خود اعلام کرد: "صحنه موهن پخش شده در تلویزیون مربوط به دانشجویان نمی‌شود".
براساس گزارش پارلمان نیوز، وی در آغاز جلسه علنی مجلس گفت:"از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی نقطه هدف تیراندازی سیاسی دشمن اصل ولایت فقیه بود اساس مبارزه آمریکا و عوامل داخلی آنها نظیر منافقین و بنی صدر ، لیبرال ها و گروههای ضد انقلاب در مایوس کردن مردم ، حرکت به سوی تخریب جایگاه ولایت فقیه بود".
رییس مجلس اضافه کرد: "ستیز آنان با قطب انقلاب اسلامی برای فرزندان انقلاب تازگی ندارد اما تعجب در این است که دوستان دیروز انقلاب چرا هوشیار نمی‌شوند".
روح الله حسینیان، حامی سرسخت، محمود احمدی نژاد در مجلس نیز در اظهارات کم سابقه ای به میر حسین موسوی حمله کرد. این نماینده مجلس گفت: "سران فتنه با این اقدام موهن، همسو بودند و روح آنها پذيرش چنين شعارها و اقداماتی را داشت و به همين خاطر از سر دادن اين شعارها و انجام این اعمال، اعلام برائت نكردند".

 

بازداشت میرحسین ، بعید نیست

در همین حال  رییس شورای مرکزی فراکسیون خط امام (فراکسیون اقلیت) به افراطیون حاکم بر کشور توصیه کرد به عواقب اقدامات و رفتارهای خود و تاثیر آن بر نظام بیاندیشند.

حسین هاشمیان در گفتگو با پارلمان‌نیوز هشدار داد"به نظر می‌رسد با حرکتی که این جریان افراطی شروع کرده، نقشه‌ای در ذهن دارند و ممکن است اتفاق مهمی رخ دهد".

وی در خصوص هشدار سایت کلمه، پایگاه اطلاع رسانی میرحسین موسوی، درباره زمینه‌سازی برای رفتارهای غیر متعارف و تحلیل بازداشت میرحسین موسوی، اظهار داشت: "بعید نیست و ممکن است این اقدام را انجام دهند".

 

انتشار دیدگاه آیت الله خمینی درباره پاره کردن عکس وی

موضع گیری مقامات جمهوری اسلامی و چهره ها و شخصیت های سیاسی درباره  موضوع "انتشار تصویر پوستر پاره شده آیت الله خمینی در صدا و سیما" و نیز "اهانت سران فتنه به امام" در حالی ادامه دارد که دفتر تنظیم و نشر آثار آیت الله خمینی روزگذشته متنی را منتشر کرد که دیدگاه شخص آیت الله خمینی در این زمینه را بازتاب می داد.

این متن که متعلق به سال 59 است، پس از ماجراهای مربوط به برکناری ابوالحسن بنی صدر از سوی آیت الله خمینی و به بهانه پاره شدن تصاویر وی در اصفهان نگاشته شده است.

در این متن آمده است: "با توجه به اینکه بارها اعلام کرده‏ایم به خاطر حفظ وحدت، اگر به من و یا به عکس من اهانتى شد مردم عکس‏العملى نشان ندهند. بدین وسیله از عموم تقاضا مى‏شود از تعطیل و یا راهپیمایی هایى که قرار است به این عنوان انجام شود صرف نظر نمایند و به رفع مشکلات و کارهاى دیگرى که دارند بپردازند، و حتى‏الامکان مردم را به آرامش و نظم دعوت کنند".

 

Email to a friendRelated


افشای تخلفات وزیر سابق آموزش و پرورش

بهرام رفیعی

با گذشت کمتر از یک هفته از انتقاد رئیس قوه قضائیه  از افزایش فساد مالی و اداری در دستگاه های دولتی، روز گذشته یکی از نمایندگان مجلس، یک نمونه آشکار از تخلفات وزرا و مدیران دولت محمود احمدی نژاد را در وزارت آموزش و پرورش فاش کرد.

رئیس قوه قضائیه هفته پیش گفته بود "کارمندانی از دولت با پررویی و جسارت تمام اسناد دولتی و مالی را جعل کرده و میلیاردها پول به جیب زده‌اند."

علی عباس پورتهرانی فرد، رییس کمسیون آموزش و تحقیقات مجلس در همین باره روز گذشته گفت: "متاسفانه صورتجلسه ای از هئیت معاونان به دست ما رسیده که نشان می دهد وزیر پیشین آموزش و پرورش مجوز راه اندازی 200 مدرسه غیر دولتی در داخل و خارج از کشور را برای معاونان خود امضا و صادر کرده بود".

این نماینده مجلس، ضمن ابراز نگرانی از این موضوع خاطرنشان کرد "محمود احمدی نژاد اطلاع دادیم و جلوی این قضیه را گرفت اما جای تعجب است که چرا چنین موافقتنامه ای باید صادر شود و رئیس دولت جلوی آن را بگیرد."

این افشاگری نماینده مجلس درباره تخلف و رانت خواری وزیر و برخی از معاونان سابق وزارت آموزش و پرورش در شرایطی است که در هفته اول ماه جاری نیز برخی از خبرگزاری ها و وبسایت های اینترنتی ازمورد مشابه ای در همین باره خبر داده بودند.

براساس اعلام رسانه ها "محمد مهدی زاهدی وزیر علوم در دولت نهم (سفیر فعلی جمهوری اسلامی در مالزی) در روزهای پایانی وزارت اش، مجوز تاسیس یک دانشگاه غیر انتفاعی را به نام همسرش صادر کرده است."

آنچه قابل تامل است این است که شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز در همان روز صدور این مجوز از سوی زاهدی، با تاسیس آن موافقت کرده است.

این دو مورد اخیر تنها بخشی از سوء استفاده ازفساد نزدیکان و اعضای دولت محمود احمدی نژاد محسوب می شود. بسیاری از حامیان وی نیز در طول سال های اخیر با دردست گرفتن پست های مختلف سازمان ها و نهادهای گوناگون به تخلفات گسترده مالی و قانونی دست زده اند.

مجرم شناخته شدن سه متهم (از اعضای ستاد انتخاباتی رایحه خوش خدمت ) پرونده شرکت "بهزیست بنیاد" از سوی قوه قضاییه که تح




29.Nov.09


آگاهی ی ِ رسیده:

دوستان - با فرا رسیدن ۱۶ آذر، خواهشمنداست کهاین پیام را برای هر کس که میشناسید، بفرستید تا به دست گرامی جوانان و دیگر مردم در ایران برسد.  با سپاس.

 

با درود به همه دوستان گرامی ِ جنبش راه سبز آزادی

 

خبر بسيار بسيار محرمانه ای از درون رسيده، خواهشمند است كه به همه آگاهی دهید!

 

دولت در ميدان های ِ 7 تير - ولی عصر- انقلاب - فاطمی دوربينهای بسيار بسيار پيشرفته ای  سوار كرده كه می توانند چهره جوانان را به خوبی شناسایی كنند. خواهشمند است  كسانی كه شعار نويسی می كنند چهره ی ِ خود را بپوشانند اين دوربينها از شركت سونی خريداري شده اند.

 

بر پایه ی آگاهی رسیده  روز پنج شنبه با حضور سران سپاه در بيت خ.ر نشستیی برای جلوگيری از مراسم 16 آذر برگذار می شود كه اگر آگاهی بیشتری به دست آمد، به آگاهی همگان خواهد رسید.

 

باید افزود که ترس و هراس سراسر دستگاه مردم ستیز جیم. الف. را فراگرفته است. دستگاهی که از مردم خود بترسد، دیگر کارش به سراشیبی ِ نابودی کشیده شده است!

 

نکته ی دیگر: جیم. الف. از روسيه باتوم هایی خريده كه با یکبار زدن با آن، آدم بيهوش خواهد شد! برای 16 آذر بايد همگی نگران اين گونه باتوم ها باشند!

 

به هر روی پیروزی از آن ِ مردم است!

 




26.Nov.09


با درود به یاران و دوستان، به همراه روزنامه سبز شماره 58 ارسال می گردد. به امید پیروزی، سبز

www.sabz1388.de


25.Nov.09


اخبار نیم روزی

اخبار 12 ساعت گذشته:

  • اخبار دانشگاه‏ها - تحصن و اعتصاب غذا در دانشگاه بين‏المللی قزوين ادامه دارد
  • اساتیدمان را اخراج کنید، تحصن و اعتصاب می‌کنیم!
  • اخبار دانشگاه‏ها - ده نفر از دانشجويان دانشگاه خواجه‏نصير به کميته انضباطی احضار شدند
  • اخبار دانشگاه‏ها - احضار 150 دانشجوی دانشگاه‌های آزاد در اهواز و نجف‌آباد به کمیته انضباطی
  • تقدیم به گناباد / اگر زیدآبادی به ‌گناباد برود‌ ...
  • برای تیترسازی‌های دروغ خبرگزاری کودتا
  • زاکانی: "اگر مدارک را رو کنم، مرتضوی می‌رود و با برف سال آينده هم پايين نمی‌آيد"

متن کامل این اخبار در فایل PDF پیوست شده موجود است.




خبرنامه «موج سبز آزادی»   دوشنبه، 2 آذر 1388
اخبار نیم روزی

اخبار 12 ساعت گذشته:

  • مهدی هاشمی در نامه‌ای به دادستان تهران: "برای رسیدگی به شایعات، دادگاه صالحه تشکیل دهید"
  • تاملی بر شعارهای جنبش سبز
  • زاکانی: انتقال بازداشت شدگان به کهریزک به دستور مرتضوی صورت گرفت
  • بیست دانشجوی معترض به صفار هرندی احضار شدند
  • اعترافات یک حامی کودتا: طبق نظرسنجی دولت، انتخابات باید به دور دوم کشیده می‌شد
  • محمدرضا نقدی:‌ بسیج باید در سیاست دخالت کند
  • نامه محسن رضایی به رئیس مجلس
  • دولت کودتا «عدالت» را به مسلخ برده است
  • گزارش تصویری از دیدار کروبی با ابطحی
  • برای بهمن و مهرباني‌هايش
  • سرنوشت یک شاهد تجاوز را روشن کنید

متن کامل این اخبار در فایل PDF پیوست شده موجود است.




22.Nov.09

خبرنامه «موج سبز آزادی» خبرنامه «موج سبز آزادی»  شنبه، 30 آبان
اخبار نیم روزی

اخبار 12 ساعت گذشته:

  • تکثیر تاسف‌برانگیز «سعید امامی» پس از یازده سال
  • مامور زندان خطاب به شبنم مددزاده: شماها را اینجا نیاورده‌ایم که نجات دهیم، آورده‌ایم که زجرکشتان کنیم!
  • اخبار زندانیان سیاسی- بازداشت یک معلول قطع نخاعی و انتقال او به زندان مرکزی رشت
  • برای داریوش فروهر، مردی که زندان خانه دومش بود
  • نامه یک شهروند ایرانی به میرحسین موسوی: و من آن روز را انتظار می‌کشم، حتی اگر نباشم!
  • سازمان ملل نقض حقوق بشر در ایران را محکوم کرد
  • اخبار دانشگاه‌ها- ضرب و شتم اعضای شورای صنفی دانشگاه علم و صنعت توسط اعضای بسیج
  • بیانیه سازمان ادوار تحکیم وحدت در اعتراض به حوادث اخیر، بازداشت‌ها و احکام صادره
  • اخبار دانشگاه‌ها - ادامه سركوب و بازداشت دانشجويان دانشگاه شيراز
  • شش نفر از فعالان دانشجویی دانشگاه علامه طباطبایی بازداشت شدند
  • مسکو، تهران و جنبش سبز
  • اخلاقتان را می‌ستایم / برای نفیسه زارع و حجت شریفی
  • خواهر حسین نورانی‌نژاد: "چشمان نگران کودک ژنده‌پوش نیز منتظر است"
  • طرح‌هایی زیبا برای 16 آذر سبز - 4
  • کیوان صمیمی و عیسی سحرخیز
  • دلایلی برای ابطال انتخابات ۸۸
  • ابولهب‌شناسی / مهدی معتمدی مهر
  • جایزه نوبل صلح شیرین عبادی مصادره شد!

متن کامل این اخبار در فایل PDF پیوست شده موجود است.


چاپ
6:10 عصر شنبه، 30 آبان 1388

میرحسین موسوی در دومین مصاحبه ویدیویی اینترنتی:

"از اصولمان برنمی‌گردیم و به هر هزینه‌ای که لازم باشد تن می‌دهیم و تحمل می‌کنیم"

بعد از انتخابات روزهای تاریخی نماد جدید پیدا کرده و دوباره باز تعریف و باز تفسیر شده‌اند / 13 آبان نشان داد که چه خوفی از اجتماع مردم دارند و جنبش سبز چه عظمتی در خود دارد / کشوری که به نام اسلام اداره می‌شود نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند / به دلیل اختلافات سیاسی و سلیقه‌ای مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده‌اند / حکومت حالت بی‌طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارد / میر‌حسین موسوی در دومین مصاحبه ویدیوئی‌ اینترنتی خود درباره اتفاقات رخ داده در ۱۳ آبان امسال، شرایط کشور، لایحه هدفمند‌سازی یارانه‌ها و نگرانی‌های کارشناسان در مورد تبعات اجرای این طرح سخن گفته است. فایل ویدیویی این مصاحبه تا دقایقی دیگر بر روی سایت قرار خواهد گرفت. متن کامل این گفت‌و‌گو به این شرح است:


*۱۳آبان امسال مردم با برخورد‌های خشن و بی‌سابقه نیروهای نظامی و انتظامی مواجه شدند و حجم نیروهایی که برای مقابله با تظاهرات مردم به کار گرفته شد بسیار عظیم بود. به نظر شما چه نتیجه‌ای را از این اقدام می‌خواستند بگیرند؟ آیا به آن نتیجه رسیدند؟ کلا ۱۳ آبان امسال را چطور ارزیابی می‌کنید و چه نتایجی حاصل شد؟
۱۳آبان امسال با نحوه شرکت مردم درخیابان‌ها وحضور در صحنه به یک خاطره بزرگ برای مردم ما تبدیل شد. در اوایل انقلاب مراسم و روزهای گوناگونی داشتیم، به تدریج به دلیل تکرار زیاد ‏‎ٌعدم نوآوری دور شدن از مبدا و منبع چه‌بسا انگیزه‌هایی که برای آن روزها و مراسم بود دور شدیم و فراموش کردیم چه فضایی در کشور حاکم بوده و ارزش‌های بنیادی که منجر به این مراسم و اتفاقات می‌شد را از یاد بردیم.

بعد از انتخابات روزهای تاریخی انقلاب باز تعریف و باز تفسیر شدند
جریانات رخ داده در انتخابات و پس از آن منجر یه این شد که تک تک این روزها چه آن‌ها که تاریخی هستند و چه آن‌ها که متعلق به تاریخ انقلاب‌اسلامی هستند نماد جدید پیدا کرده دوباره باز تعریف و باز تفسیر شوند که بسیار مهم است. ۱۳ آبان یاد آور سه حادثه بود که در بیانیه گفته شد. مهمترین آن اشغال لانه جاسوسی و گرفتن سفارت خانه آمریکا توسط دانشجویان خط امام بود. دلایل آن هم روشن است.

مساله کودتای ۲۸ مرداد و نوع فعالیت‌های آمریکا در حمایت از رژیم شاه سرکوب و کشتن مردم و غارت اقتصادی کشور که در یک نمونه آن خرید وسیع اسلحه در آن زمان بود؛ موضوع دیگر حضور چند ده هزار مستشار آمریکایی در کشورما که به ایران به‌عنوان بخشی از خاک آمریکا نگاه می‌کردند و هر کار که می‌خواستند انجام می‌دادند.

مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند
من به ذهنم می‌آید اگر به جای آمریکا انگلیس یا روسیه بود هم این اتفاق بر ضد روسیه و انگلیس رخ می‌داد. مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند. تسخیر سفارت آمریکا واکنشی نسبت به این مساله بود. به‌خصوص بعد از بردن شاه به آمریکا و پس از آن جنایاتی که مرتکب شده بود. مردم احساس عصبانیت و نارضایتی کرده و سفارت را گرفتند.ت وجه به ریشه‌های تاریخی این روز(۱۳ آبان) در طول سالیان گذشته کمی تضعیف گردید.

من برداشتم این است که درست است در این مدت با آمریکا قطع رابطه داشتیم و شاید دیگر فعالیت آمریکا جلوی چشم و ذهن جوانان نبود اما مردم ما همچنان به بنیاد‌ها توجه دارند. دوست دارند که کشورشان مستقل باشد و بیگانگان حضور نداشته باشند. برای همین وجه مشترک و ذهنیت همه مردم که در ۱۳ آبان به خیابان آمدند به این مساله بر می‌گشت.

۱۳ آبان در خیابان علیه مردم لشکر‌کشی کردند
متاسفانه دخالت‌هایی در این قضبه (راهپیمایی ۱۳ آبان) صورت گرفت. جدا کردن مردم از یکدیگر و اعمال محدودیت برای راه سبز و جنبش سبز وضعیت تازه‌ای را به وجود آورد. در درجه اول آنچه که در خیابان‌ها دیده‌شد یک لشکر‌کشی عظیم علیه مردم بود. من در طول تاریخ انقلاب چنین صحنه‌ای را ندیده بودم که این همه نیرو در جاهای حساس چیده باشند.

صبح ۱۳ آبان که از خانه به سمت فرهنگستان بیرون آمدم شاهد یک آرابش نیروی بسیار متراکم روبروی دانشگاه تهران و همه خیابان‌های منتهی به خیابان آیت‌الله طالقانی و نقاط مرکزی شهر بودم. همان لحظه که مردم هنوز جمع نشده بودند وآن اتفاقات نیفتاده بود به ذهنم رسید که اگر امروز یک نفر هم به خیابان نیاید این یک پیروزی برای راه سبز امید است.(آوردن آن همه نیرو) نشان می‌دهد چه خوفی از آن دارند و جنبش سبز چه عظمتی در خود دارد.

کشوری که به نام اسلام اداره می‌شود نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند
اگر واقع بینانه نگاه کنیم نباید نظام از این مساله بترسد. مسیردر کشوری که به نام اسلام اداره می‌شود ویک انقلاب بزرگ را از سر گذرانده نباید از این راه باشد که با ترساندن مردم کشور را اداره کند. انقلاب‌اسلامی اتفاق افتاد که به مردم شهامت بدهد. مردم در انقلاب‌اسلامی از زمین سربرداشتند وچشم در چشم جهانیان دوختند. در خودشان شهامت را کشف کردند. این شهامت بود که به ما قدرت داد در ۸ سال دفاع مقدس مقابل همه نیروها بایستیم و با دادن شهدای بسیار یک میلیمتر از خاک کشور را واگذار نکنیم. در طول انقلاب سرمایه بزرگتر از این نداریم.

اولین برداشت از آن آرایش نیرو در ۱۳ آبان این است که مفهومی جز ایجاد ترس نمی‌تواند داشته باشد و سرمایه بزرگ (شهامت مردم) مورد تهدید و هدف قرار دادند. درحالی‌که اگر بخواهیم یک ملت و کشور سرفراز و پیشرفته داشته باشیم باید بر این مساله (شهامت)تاکید کنیم و بایستیم. ا‌ین همان چیزی است که در ۱۳ آبان مورد هدف قرار گرفت. اما اگر بپرسیم آیا این هدف برای آن‌ها حاصل شد؟ به نظر من حاصل نشد.

عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی ها از شعار اصولی می‌شود
حضور گسترده نیروها و بعد آن ضرب و شتم‌ها که در تصاویر و سایت‌ها منتشر شد و شاهد‌های بی‌شمار داشت مردم را اذیت کرد. به مردم خسارت وارد کردند اما مردم نترسیدند. شما اگر صحنه خیابان‌ها را ببینید مردم را کتک می‌زنند اما مردم فرار نمی‌کنند، بلکه می‌روند آن طرف خیابان شعار خود را می‌دهند.

نتیجه بعدی این نوع برخوردها (برخورد خشن) این است که عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی‌ها از شعار اصولی می‌شود که راه سبز بر آن تاکید داشته است. پایبندی بر قانون‌اساسی و اجرای همه اصول قانون‌اساسی بدون دخالت واعمال سلیقه در کشور است که باید به آن توجه داشت.

برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت در جامعه ضروری است
اگر بخواهیم اجماع قابل توجهی برای تغییر مطلوب در کشور به سمت اهداف خوبی که تعریف شده را بین خود حفظ کنیم و پایبندی خود را به این مساله نشان دهیم باید این حداقل(‌‌پایبندی به قانون‌اساسی‌) را حفظ کنیم و بسیار ضروری است که بگوییم ما پایبند به قانون‌اساسی هستیم. مردم توجه کنند که هرچه در مقابل آن‌ها خشونت کنند آن‌ها نباید اسیر خشونت و احساسات شوند. برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت ابراز عقاید در جامعه ضروری است.

انقلاب شده که شجاعت داشته باشیم و آزادی را بخواهیم
انقلاب شده که ما به اصول پایبندی داشته باشیم. انقلاب شده که ما شجاعت داشته باشیم و آزادی را به عنوان یک اصل و خواسته فطری انسان دائم بخواهیم. ما نمی‌توانیم از این اصول برگردیم و هر هزینه‌ای که لازم باشد تن می‌دهیم و تحمل می‌کنیم.

خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمت‌آمیز و از مسیر غیر خشونت‌آمیز باشد
از نظر روش هم با مردم به اجماع رسیده‌ایم و این خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمت‌آمیز و از مسیر غیر خشونت‌آمیز باشد. باید این اجماع را حفظ کنیم و در این راه خداوند کمک خواهد کرد.

 

* طرح هدفمند کردن یارانه ها اکنون در کشور مطرح است و بحث مخالفت و موافقت‌ها زیاد بوده است، نگرانی‌هایی هم بین کارشناسان وجود دارد. با توجه به تجربیات اجرایی که شما داشته‌اید نظرتان در مورد نتایج این طرح چیست؟
طرح هدفمندسازی یارانه‌ها اسم مثبتی دارد. در این اصطلاحی که به کار می‌برند تایید می‌کنند که پرداخت یارانه‌ها اجتناب‌ناپذیر است و از سوی دیگر می‌گویند که می‌خواهیم یارانه‌ها را هدفمند کنیم. اما در برخی استدلال‌ها که برای یارانه شده و ما را به بی‌راهه می‌برد این است که برخی به گونه‌ای حرف می‌زنند که گویی یارانه مضر و زشت است در حالی‌که این‌گونه نیست.

در همه اقتصادهای جهان یارانه پرداخت می‌شود. اصل اما این است که چگونه یارانه داده شود که بهترین حاصل را برای کشور داشته باشد. برخی از کشورهای پیشرفته پرداخت یارانه را به شکل وسیع در اقتصاد خود دارند. ما هم از این مساله جدا نیستیم. باید به کسانی‌که استدلال می‌کنند یارانه کلا بد است و باید حذف شود گفت که اشتباه می‌کنند.

هدفمند‌کردن یارانه‌ها بیش از آنکه حذف یارانه‌ها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است
مشکل هدفمند کردن یارانه‌ها در محتوای خود لایحه‌ای است که به مجلس داده شد. این لایحه درواقع بیش از آنکه حذف یارانه‌ها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است. زمانی‌که ما نفت فراوان داریم و به خاطر آن امتیازات نسبی در کشور به دست می‌آوریم (در اینجا بحث قیمت و فروش ارزان و گران آن مطرح نیست) به دلیل آنکه نفتی که دولت می‌فروشد با قیمت بین‌المللی متفاوت است نباید به این اختلاف قیمت به چشم یارانه نگاه کند. این دید اشتباه است. این اختلاف قیمت در کالاهای داخلی هم وجود دارد.

اگر با این منطق به مساله هدفمند کردن یارانه‌ها نگاه کنیم باید به این سمت میل کنیم که پیوند ارگانیک بین اقتصاد داخلی و اقتصاد جهانی ایجاد کنیم. در چنین حالتی انتظار است اگر قیمت حامل‌های انرژی برخی کالاها و خدمات را افزایش دهیم آیا بقیه بخش‌های اقتصاد خود را متاثر از اقتصاد بین‌الملل و قیمت جهانی می‌کنیم؟ آیا حاضر هستیم حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین‌المللی پرداخت کنیم؟ 

می‌توان این سوال را مطرح کرد که آیا حاضر هستیم اتومبیل تولید داخل را به قیمت خارج بفروشیم یا حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین‌المللی پرداخت کنیم و میانگین قیمت‌های داخل را بر این اساس تنظیم کنیم. نمی‌توان از یک طرف اقتصاد کشور را متاثر از قیمت بین‌المللی و قیمت نفت خلیج‌‌فارس کنیم و از طرف دیگر این فاصله در بخش‌های دیگر را حفظ کنیم. به طور مثال تورم ۲۵ درصدی در سال گذشته به معنای از‌دست‌دادن یک چهارم قدرت خرید مردم بود. خوب ببینیم میانگین تورم در جهان و کشورهایی که از نظر اقتصادی موفق بودند چگونه بوده است؟

دولت می‌تواند از این زاویه به مسایل نگاه کند که بیشتر خدمات و کالاهایی که به مردم ارائه می‌دهد یا حقوقی که به مردم داده می‌شود و تنظیم کالای اقتصادی مردم هیچ تناسبی با وضعیت بیرون از کشور ندارد. به همین دلیل بالا بردن یکباره قیمت‌ها و حدف یارانه در مقابل پرداخت ۱۰ یا ۲۰ هزار تومان برای هر فرد اشتباه بزرگی است که انجام می‌دهیم‌.

با اجرای لایحه هدقمند‌سازی یارانه‌ها ذائقه مردم تلخ خواهد شد
یقینا این اقدام اثرش را بر زندگی مردم خواهد گذاشت و ذائقه مردم تلخ خواهد شد و ممکن است شاهد مشکلات اساسی امنیتی اجتماعی و اقتصادی در کشور در سطح روستاها مردم مستضعف جامعه و در سطح تولید باشیم. در همین رابطه من به یاد دارم که در اوایل انقلاب زمانیکه بحث قیمت پایین نفت در داخل کشور مطرح می شد معتقد بودیم از این اختیار نسبی برای ایجاد رقابت قوی در سطح جهان و اقتصاد خود استفاده کنیم.

نمی خواهم بگویم هیچ نوع سیاست تعدیل یا سیاست در جهت تنظیم یارانه ها و اقتصاد نداشته باشیم اما همه این ها می تواند به صورت یک بسته سیاستی و از هم جدا نباشد. زمانی‌که قیمت حامل انرژی در کشور را بالا ببریم اثرش را در زندگی و سفره‌های عادی مردم خواهد گذاشت که باید تاثیر آن بر آموزش هزینه بهداشت و درمان و... را ارزیابی کرد.

اکنون باید دید آیا مقدمات لازم برای اینکه از این سیاست‌ها تاثیر کمتر ببینیم تدارک دیده‌ایم؟ یا صرفا با پخش پول و در‌آمد ناشی از این سیاست‌ها چشم دوخته‌ایم. در این صورت نمی‌توان بر مشکلات غلبه کرد. نرخ تورم بالا فایده این برنامه‌ها را از بین می‌برد و ما را با وضعیت خطرناکی مواجه می‌کند.

دولت حالت بی‌طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارد
آنچه که بنده را نگران می‌کند نبود یک برنامه جامع همراه با نظارت دقیق مجلس است. دولت تلاش بسیار کرده که در‌‌آمد ناشی از بالا بردن قیمت حامل‌های انرژی را (من این اسم را به جای هدفمند‌سازی یارانه به کار می‌برم) به صورت کلی و در یک سر فصل کلی در اختیار بگیرد. احساس می‌کنم این مساله منجر به آشفتگی و فساد گسترده در جامعه خواهد شد.

به دلیل اختلافات سیاسی و سلیقه‌ای مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده‌اند
در حال حاضر مشاهده می‌کنیم دولت و کسانی‌که در اجرا هستند حالت بی‌طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارند. گاهی اختلاف مجری با یک دستگاه دیگر که نظر دولت را ندارد منجر به انجام ندادن کار می‌شود. نمونه آن مترو است. مترو جز، ضرورت‌های اصلی برای رفت و آمد است. با افزایش قیمت بنزین وسایل رفت و آمد عمومی مانند مترو را تقویت کند اما به دلیل اختلافات سیاسی و اختلافات سلیقه‌ای شاهد هستیم چند سال را از دست داده‌ایم و مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده‌اند. برای اجرای طرح هدفمند سازی یارانه‌ها کافی است دولت با یک بخش خوب و با یک بخش بد باشد. به یک قسمت پول می‌دهد و به قسمت دیگر نمی‌دهد.

ضرورت برنامه‌ریزی در کشور این است که سلایق شخصی افراد را که گاهی به صورت اقرار‌آمیز و ملایم وجود دارد کنترل شود. از اولین ضروریت‌ها و وظابف برای تشکیل مجالس در دوران مشروطیت تا به امروز این بوده که کنترل و ضابطه‌مند کردن هزینه و در‌‌آمد دولت را نظارت کند. در جمهوری‌اسلامی و قانون‌اساسی نیز بیش از گدشته به این نقش مجلس توجه شد. اکنون اگر این بودجه (در آمد حاصل از حذف یارانه‌ها و افزایش قیمت حامل‌‌های انرژی‌) از نظارت دقیق مجلس خارج بماند نتیجه حاکم شدن سلیقه شخصی و ریخته و پاش فراوان است.

مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود ندارند
هنوز مردم در جریان حساب ذخیره ارزی و نحوه خرج کرد آن نیستند. اینکه چطور از حساب ذخیره هزینه شده شفاف نبوده و مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود ندارند. این مسایل هنوز برای مردم جای سوال است و یا اینکه دولت موظف بوده طبق برتامه چهارم قیمت‌ها را در هر سال به صورت متوازن افزایش دهد و تمهیداتی بیندیشد که افزایش قیمت‌ها بر زندگی مردم اثر‌گذار نباشد. این اقدامات انجام نشده و یک باره این طرح را به میان کشیده‌اند.

به لایحه هدفمند‌سازی یارانه‌ها بد بین هستم
بنده کلا به این لایحه بد‌بین هستم. البته برای کمتر شدن هزینه‌های مردم فکر می‌کنم مجلس با مقاومت باید حداقل نظارت خود بر هزینه‌ها را تثبیت کند تا اینکه از این بودجه برای عامه‌پروری یا تزریق پول در یک بخش ویژه مواجه نشویم. این مساله مهمی است که مردم و دست اندرکاران که در مجلس هستند یاید نسبت به آن حساس باشند که این مساله کوچکی نیست.

برگرفته از: کلمه








چاپ
7:33 عصر شنبه، 30 آبان 1388

یادداشت فخرالسادات محتشمی پور به مناسبت تولد همسرش مصطفی تاجزاده

نزدیک تولدت که می شد، من هی می گشتم دنبال یک کادوی مناسب و سخت پیدا می کردم از بس تو قانع بودی و هستی و از بس مستغنی از همه چیز. مادرت هم فراموش نمی کرد روز تولدت را. ولی خودت یادت نمی ماند و همیشه غافلگیر می شدی با دریافت تبریک ها.



آذر، شاید هیچوقت با این نام اینطور اخت نبوده ام.

آذر، نام دوست و همکار دربندمان که نزدیک پنجاه روز را در انفرادی صبوری کرد و به جگرگوشگانش امید داد و نوید روزهای گرم خانه را و هنوز هم دربند عمومی همان روحیه مقاومش را دارد و مانند آذرخش نور و گرما می دهد.

آذر، ماه انتظار برای رهایی آزادگان دربند. ماه انتظار برای امتحان مدعیان عدالت و قانون محوری و بی طرفی و تنزّه طلبی و اخلاق مداری. ماه حکم هایی که باید مستقلانه توسط قضات صادر شود.

و آذر، ماه میلاد تو که همیشه عارفه برنده می شد در تبریک گفتن و بعد هم سحر و لیلا که می گفتی مثل دختران خودت دوستشان داری و آن ها هم پا به پای دختران خودت دارند غصه می خورند برایت و برایمان و تو هی سفارش می کنی که به همه بگو من خوبم.نزدیک تولدت که می شد، من هی می گشتم دنبال یک کادوی مناسب و سخت پیدا می کردم از بس تو قانع بودی و هستی و از بس مستغنی از همه چیز. مادرت هم فراموش نمی کرد روز تولدت را. ولی خودت یادت نمی ماند و همیشه غافلگیر می شدی با دریافت تبریک ها. من دوست داشتم برایت گل بخرم و مطمئن نبودم گل ها را به اندازه من دوست داشته باشی و کتاب که همیشه برایت بهترین هدیه بود. و لباس هایی که من برایت می پسندیدم و هرگز در پوشیدنشان تردید نداشتی. رنگ ها را من انتخاب می کردم. این بار رنگ سبز را انتخاب کردم برایت در آستانه پنجاه و سه سالگی. کادویش هم سبز باشد خواستنی تر می شود. سبز رنگ حیات. رنگ زندگی. رنگ نشاط و پویایی. در محبس تو با رنگ ها بیگانه شده ای و من باید طبیعت را به یادت بیاورم. با انواع میوه های رنگ رنگ و سبزیجاتی که تو را می آورد به آشپزخانه کوچکمان که بعد از هر خرید پر می شد از رنگ ها. سبز و زرد و نارنجی و قرمز و بنفش و سپید. همه چیز را خوب می شویم و قشنگ بسته بندی می کنم. و میوه ه را می چینم توی یک سینی. زردی بِه تقدیمی مادرجان که بوی عطرش تو را می برد به رویاهای دور و هویج ها که باید پوست گرفته شوند و کاملا آماده و این گل های سرخ انار و خوشه ای انگور روی همه میوه های فصل. همه این میوه های بهشتی تقدیم تو که پاکی و بی آلایشتی ات در سبک زندگیت نمودار است. در خوردنت، خوابیدنت، پوشیدنت، رفتن و آمدنت، گفتن و شنیدنت و نوشته هایت. هیچ چیز پنهانی در تو نیست که لازم باشد کسی برای کشف آن به زحمت بیفتد و چقدر بعضی ها خودشان را بی خودی به زحمت انداختند از این بابت. چقدر هزینه مادی و معنوی کردند برای کاری که از ابتدا معلوم بود عبث است. هزار توی سید مصطفی تاجزاده!!! چه شوخی مضحکی. من ایمان دارم که اگر به همه حلقه های متعدد دوستان و آشنایان و فامیل که با خواندن بولتن های محرمانه دروغگویان مزور اغوا نشده باشند و فریب وسواسان خناس را نخورده باشند و اندک تعهدات اخلاقی و حداقل مسلمانی یا حتی وجدان را داشته باشند، بگویند که تو را در یک جمله تعریف کنند، پاسخ مشترکی خواهند گرفت:

انسانی منزه وبی ریا و دوست داشتنی که از هیچ کس ذره ای کینه شخصی ندارد و دلش صاف صاف است. خوش به حالت همسرجان که فرشتگان خدا را هم با شیطنت هایی که ویژه آدمیان است، به زحمت نمی اندازی برای شمارش سیئاتت و خوش به حال من که نیکو معلمی داشته و دارم.

من باید در ملاقات پنجم تو را به طبیعت ببرم. با همه رنگ ها. با رنگ سبز که با آن اختی و با یک رنگین کمان قشنگ. ولی نه انگار کافی نیست. اگر این گل سرخ نباشد، طبیعت معیوب می ماند. چیزی به وقت ملاقات نمانده و من باید خودم را برسانم به اوین به میعادگاه به تو. می خواهم سر راه شاخه گلی بخرم و می ایستم جلوی یک گل فروشی نزدیکی اقدسیه و به فروشنده می گویم: زیباترین شاخه گل سرختان را می خواهم برای ... نگاهی به من می اندازد و منتظر می ماند . برای یک زندانی سیاسی که باعث افتخار من و شما و ایران است. سریع می پرسد برای آقای الویری می خواهید ؟ می خندم و می گویم : نه او که آزاد شده. برای یکی از دوستان قدیم او می خواهم. و ناگهان دلم برای کوه دماوند تنگ می شود که مرا یاد آزادگان استوار می انداخت همیشه و هنوز هم می اندازد. و دلم برای روزهای کودکی تنگ می شود که تابستان هایش در باغ های دماوند می گذشت، در دل طبیعت، میان درخت های پرمیوه باغی که مشهدی اسدالله باغبانش بود. من تا از راه می رسیدم می دویدم به طرفش و سلام می کردم و او دامن کوچکم را پر می کرد از سیب های سرخ خوش عطررسیده و شیرین و من گم می شدم لابلای علف های بلند دور و اطراف و چرخ می زدم و غلت می خوردم و همه وجودم از طراوت و تازگی طبیعت سرشار می شد. و چه قهرمانانی را پرورش دادند دماوندی ها: صادق نوروزی و مرتضی و الویری و دیگرانی که در راه حفظ خاک وطن رفتند و یادشان جاودانه ماند. مثل پسر مشهدی اسدالله و اقدس خانوم دوست مهربان مادرم. حالا من دلم برای نان تازه دهاتی و آن توتک های کوچکی که اقدس خانم مخصوص من می پخت، تنگ شده و برای آن رودخانه پرآب که درخت های بید دوطرفش را احاطه کرده بودند و من یواشکی می رفتم کنار آن و از موسیقی دل انگیز بادهای ملایم که می پیچید لابلای آن درختان کهنسال لبریز می شدم و مست مست برمی گشتم و دوست داشتم همیشه تابستان بماند، تنگ شده است. من دلم برای همه کودکیم تنگ شده است. روزهای صفا و صمیمیت و بی رنگی و بی آلایشی.

فروشنده می پرسد: زندانی شما هم در همین محله است؟ می گویم بله در یکی از همین محله های قهرمان پرور. زیباترین گل سرخ را برایم قشنگ تزئین می کند و من مرور خاطرات کودکی را می گذارم برای وقتی دیگر و گل را آرام می گذارم روی صندلی جلوی ماشین.

قرار است خیلی معطل نشوم ولی ربع ساعت انگار خیلی نیست! وارد می شوم با کتاب ها و با نشانه های حیات و زندگی و طبیعت و سرزندگی تا پیشاپیش روز میلادت را تبریک بگویم.

تا اول آذر چند روزی بیش نمانده است. عمرت همچنان با عزت و سرافرازی و برکت باد همسرم.

 

منبع: وبلاگ روزنه






نگاهی به نقش موثر زنان در انتخابات ۸۸ و وقایع پس از آن:زنان مبارز سبز، پیام‌آوران عشق، صلح و آشتی

 

کمتر از یک سال از زمانی که میرحسین موسوی به همراه همسرش وارد رقابت انتخاباتی شد و برای اولین بار دست همسرش را در مقابل چک چک فلاش‌های دوربین در دستش فشرد می‌گذرد. عکسی که با آن همهمه‌ای در شهر افتاد و صداهای مختلفی از گوشه و کنار بلند شد. در یک سوی این بلوا، دولتمردان بنیادگرایی بودند که زنانشان هیچ‌گاه پیش از این راهی به عرصه رقابت‌های تنگاتنگ سیاسی و میتینگ‌های انتخاباتی‌ نداشتند و «زن» را با اصطلاح مردسالارانه «ناموس» یکی می‌دانستند و ترجیح می‌دادند از دیده‌ها پنهان بمانند. آنان از جمله کسانی بودند که این اتفاق را نامبارک و خلاف عرف «اسلامی»(!) دانستند. در سوی دیگر، اما خیل کثیری از مردم و به طور خاص زنان جامعه ایرانی بودند. موجی از حمایت و و در برخی موارد شگفتی از اینکه در نظام جمهوری اسلامی پس از سی سال کاندیدایی از خطوط مردسالارانه مرسوم پای را فراتر نهاده و از ابتدای امر، آن هم دست در دست با همسرش وارد میدان رقابت شده است را در میان این طیف ایجاد شد.

سایر کاندیدها نیز از این سنت‌شکنی میرحسین موسوی خیلی زود تاثیر گرفتند. مهدی کروبی، دیگر کاندیدای اصلا‌ح‌طلب و محسن رضایی،کاندیدای اصولگرای نزدیک به طیف حاکم نیز همراه همسران خود، برای ثبت نام به عنوان کاندیدای ریاست‌جمهوری به وزارت کشور رفتند. حتی محمود احمدی‌نژاد هم اگرچه در بدو امر واکنشی به این جریان نشان نداد و ترجیح داد تنها در میدان رقابت ظاهر شود و نامی هم از همسرش نبرد اما چندی بعد عکس‌هایی از همسر وی نیز توسط برخی رسانه‌ها منتشر شد که البته با واکنش تند احمدی‌نژاد در مناظره اش با کروبی مبنی بر اینکه منتشر نمودن آن عکس‌ها توهین به همسرش است مواجه شدند. ناگفته نماند که احمدی‌نژاد روزنامه اعتماد را با اعتماد ملی در آن مناظره اشتباه گرفته بود.

حضور همسران کاندیداهای ریاست‌جمهوری در کشورهای غربی مدت‌هاست به عنوان یک هنجار و امری تشریفاتی پذیرفته شده است. اما در ایران انتخابات ۸۸ برای اولین بار این اتفاق افتاد. زهرا رهنورد و فاطمه کروبی هر دو از زنان فرهیخته‌ و فعالی بودند که در دوره‌هایی از تاریخ سیاسی ایران پس از انقلاب حتی از همسران خویش چه به لحاظ محبوبیت و شهرت سیاسی و چه به لحاظ اثرگذاری اجتماعی فراتر رفته بودند. به میدان آمدن این زنان توان‌مند، از یک سو برای کاندیداهای اصلاح‌طلب اعتباری دوچندان می‌آفرید از سوی دیگر، خصلت‌های بنیادگرایانه طیف سیاسی حاکم نیز در این بین بیش از پیش رخ می‌نمایاند که از آن جمله می‌توان به تهمت‌های علمی به زهرا رهنورد توسط رئیس فعلی دولت کودتا در مناظره مشهور تلویزیونی او با میرحسین موسوی اشاره کرد.

تشکل‌های زنان در راستای تحقق بخشیدن به مطالبات آنان توسط کاندیداهای ریاست‌جمهوری:

در اردیبهشت و خرداد 88، جامعه ایران بار دیگر خروشید و موج حمایت از میرحسین موسوی و مهدی کروبی سراسر کشور را فرا گرفت. حضور زنان در بالاترین پست‌های کمپین‌های انتخاباتی کاندیدای اصلاح‌طلبان، موجی جدید در تاریخ سی‌ساله‌ی حضور زنان در انتخابات ریاست‌جمهوری در نظام جمهوری اسلامی را به وجود آورد. موجی که در آن زنان جزو سکان‌داران اصلی سیاست‌ورزی و شکل و جهت دادن به رای مردم بودند. در خلال فعالیت‌های انتخاباتی تشکل‌های مختلفی متشکل از فعالان زن شکل گرفت که خواستار پررنگ شدن نقش زنان در مناصب اجتماعی و سیاسی و جبران جفاهای اعمال شده و رفع محدودیت‌ها و محرومیت‌های گسترده علیه زنان توسط کاندیداهای جدید ریاست جمهوری بودند. از آن جمله می‌توان به ائتلاف یا همگرایی زنان برای انتخابات اشاره کرد که برای اولین بار سعی نمود طیف‌های گوناگون زنان و مطالبات سیاسی و اجتماعی آنان را زیر یک چتر پوشش دهد و مطالبات آنان را به گوش کاندیداهای اصلاح طلب برساند. این گروه در بیانیه اعلام موجودیت خود آورد: ما به دنبال سوق دادن «گفتمان دولت ـ مردانه» در انتخابات، به سمت «تحقق نیازهای جامعه‌ی مدنی و به خصوص مطالبات معوق مانده‌ زنان» هستیم. این فعالان زن همچنین خاطرنشان کردند که «بدون رفع تبعیض از زندگی زنان، هیچ جامعه‌ای به دموکراسی و عدالت دست نخواهد یافت.»

علاوه بر ائتلاف و همگرایی زنان برای طرح مطالبات سیاسی و اجتماعی‌شان، گروه‌های دیگری نظیر «نسل فیروزه‌ای» نیز شکل گرفتند که شامل دختران نسل سومی می‌شدند. این گروه در بیانیه اعلام موجودیت خود، حمایت صریحش را از میرحسین موسوی در انتخابات دهم اعلام کرد و در آن بیانیه بر نقش مهم زهرا رهنورد در کنار میرحسین موسوی به عنوان یکی از دلایل مهم این حمایت تاکید کرد: «دختران فیروزه‌ای از موسوی حمایت می‌کنند چون بانوی اندیشمند و مبارزی در کنار او ایستاده‌ که نماد زن ایرانی مسلمان انقلاب و جمهوری ماست. زندگی این بانو برای ما دختران شنیدنی و آموختنی است از روزی که دختر مبارزی بود و در آغاز سلوک انسانی‌اش، خود نام زهرا رهنورد را برای خود برگزید تا امروز که هنر و سیاست و مدیریت و روشنفکری و معرفت و مادری و حتی مادربزرگ بودن را تجربه کرده است و هنوز رهنورد است. نسل فیروزه ای از این دو حمایت می‌کند چرا که هردو باور دارند زن و مرد دو بال پرواز بشریت هستند و برای پرواز هردوبال باید قوی باشند و چنین زندگی کرده‌اند و برای توانمندی زن ایرانی کوشیده‌اند».

حضور موثر و پررنگ زنان در تشکل‌های دانشجویی اصلاح طلب چون تحکیم وحدت و انجمن اسلامی و نیز تشکل‌های حقوق بشری و برابری‌خواه چون کمپین یک میلیون امضا، گروه میدان زنان و سایر گروه‌های مشابه نیز در دوران انتخابات و درگیری‌های پس از آن ملموس بود. همچنین تعداد بسیاری از این فعالان سیاسی- دانشجویی و برابری‌خواه پس از کودتای بیست و دوم خرداد گرفتار بند شدند و به جمع زندانیان سیاسی پس از انتخابات پیوستند.

حضور بیش از پیش زنان در میان زندانیان سیاسی و آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات:

می‌توان گفت تعداد زندانیان سیاسی زن در انتخابات ۸۸ و روزهای پس از آن از کلیه انتخابات‌های ریاست جمهوری ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی در کشورمان بی‌سابقه بوده است. این زندانیان سیاسی زن از روزنامه نگار و فعال حقوق زنان گرفته تا وبلاگ‌نویسان و دانشجویان و معترضین خیابانی را شامل می‌شدند. حضور زنان در عرصه اعتراضات خیابانی نیز مشهودتر و ملموس‌تر از هر دوره‌ای بود. زنان با پوشش‌های متفاوت سبز خود به صحنه اعتراضات پس از انتخابات رنگ دیگری بخشیدند. آنان بعد از چهارسال ارعاب و تهدید‌ عوامل دولت، در کوی و برزن به خاطر نحوه پوشش خود، با حضور قدرتمندشان در خیابان‌ها نشان دادند که گشت‌های ویژه ارشاد و پلیس ضدشورش و ماموران لباس‌شخصی که وجوه عینیت یافته تفکر بنیادگرایانه دستگاه قدرت حاکم را در برخوردهای سرکوب‌گرانه‌شان با زنان بارها پیش از این نیز به نمایش گذاشته بودند باکی ندارند و برای گرفتن رای خود که برآمدی از تمامی مطالبات تحقق‌نیافته‌شان بود در خیابان‌ها خواهند ماند.

نام زنان نه فقط در میان زندانیان سیاسی مشهور، بلکه در میان شهدای جنبش سبز نیز به چشم می‌خورد. نام بسیاری از زنان معترض به نتیجه انتخابات پس از شهادت و یا شکنجه‌های وحشیانه در زندان‌های جمهوری «اسلامی» شنیده شد. از آن جمله می‌توان به ندا آقاسلطان و ترانه موسوی اشاره کرد. دختران جوانی که به خشونت‌بارترین وجه ممکن کشته شدند. اولی سینه‌اش با گلوله در خیابان کارگر تهران توسط یکی از عوامل سرکوبگر کودتا دریده شد و دومی بر اثر تجاوز شدید کشته و جسدش سوزانده شد. کودتاگران تلاش‌های زیادی کردند تا مرگ ندا آقاسلطان را به نیروهای خارجی و اغتشاشگر ربط دهند و در مورد ترانه موسوی نیز با پخش اکاذیب و مصاحبه‌های جعلی و ساختگی سعی در سرپوش گذاردن بر این جنایت مخوف کردند. اما شیخ مهدی کروبی، رهبر شجاع جنبش سبز با افشاگری‌های جسورانه خود پرده از راز جنایت و قتل ترانه موسوی برداشت و به دنبال پرونده‌سازی‌های کودتاگران برای شیخ بود که با انتشار نامه برادر همسر ترانه موسوی خطاب به کروبی حقیقت آشکار شد و به همگان اثبات گردید که مدعیات شیخ مهدی کروبی در موردتجاوز و قتل وحشیانه ترانه موسوی حقیقت دارد. کودتاچیان که خود را بازنده این داستان دیدند، با طراحی سناریویی کثیف به نام کشته شدن ساختگی شخصی به نام سعیده پورآقایی تلاش کردند بر قتل ندا آقاسلطان و ترانه موسوی سرپوش بگذارند که البته نحوه طراحی آن سناریوی کثیف در گزارش مبسوطی در سایت نوروز منتشر شد و واقعیت ماجرا آشکار شد.

زنان به مثابه یک ابژه جنسی در نگاه کودتاچیان:

با شکنجه‌های جنسی زنان از آن دست اتفاقاتی که برای ترانه موسوی رخ داد، کودتاگران بار دیگر نشان دادند که نگاهشان به زن به عنوان یک ابژه جنسی ارتقا نیافته است. شاهدان زن عینی کشتارگاه کهریزک نیز در افشاگری‌های خود درباره جنایت‌های جنسی صورت گرفته در کهریزک پیش از این گفته بودند که بدن زنان در این شکنجه‌گاه‌ها به صورت عریان مورد شوک الکتریکی و آزار و اذیت جنسی قرار می‌گرفته است.

روایت‌های زندانیان سیاسی مرد نیز حاکی از آن است که دادن فحش‌های رکیک به همسران و مادرانشان به عنوان یکی از راه‌های شکنجه روحی توسط بازجویان در بازجویی‌ها بارها مورد استفاده قرار می‌گرفته است. همچنین زنان بازداشت‌شده در درگیری‌های پس از انتخابات از وارد نمودن اتهاماتی همچون روابط نامشروع جنسی با چهره‌های شناخته شده سیاسی و فحش‌های درمراحل مختلف بازجویی اشاره کرده‌اند. یک خبرنگار زن نیز چندی پیش از این پرده از نقش سعید مرتضوی در این دست مسائل برداشت. همه این مشاهدات و اعترافات حاکی از آن است که کودتاگران به جای اینکه «زن» را فارغ از جنسیتش به عنوان یک انسان قلمداد کنند او را صرفا به عنوان ابژه‌ای جنسی می‌شناسند.

همسران زندانیان سیاسی و کلیشه‌هایی که شکسته شد:

و اما زنان نه تنها در لیست قربانیان و آسیب دیدگان حوادث اخیر بلکه در جبهه‌ای دیگر نیز مبارزه خود را علیه کودتاگران ادامه دادند. همسران، دختران و مادران زندانیان سیاسی پس از دستگیری عزیزانشان با نامه و نوشته‌های خود، تحولی در ادبیات خشونت‌آمیز تزریق شده به بدنه جامعه توسط دستگاه فعلی قدرت ایجاد کردند. آنان در نامه‌هایی به پدران، همسران ، برادران و فرزندان خود با استفاده از ادبیاتی عاری از خشونت و صلح جویانه از دلتنگی‌ها و تنهایی‌ها و نگرانی‌های خود در مورد وضعیت عزیزان دربندشان نوشتند. دیری نگذشت که این نوشته‌ها در کوی و برزن میان مردم دست به دست شد و تعداد بی‌شماری از شهروندان با آنان همدل و هم‌صدا شدند و از طریق این نوشته‌ها دریافتند در خانواده‌های زندانیان سیاسی و نیز بر خود آنان در زندان چه می‌گذرد. اگر تا دیروز همسران این زنان در عرصه سیاست‌ورزی زبان گویای اصلاح طلبی بودند، پس از به زندان افتادنشان، این زنان بودند که زبان گویای همسرانشان شدند و از ظلم رفته بر عزیزان دربندشان و بی‌گناهی و نیک‌خواهی‌شان داد سخن دادند.

این دست نوشته‌ها تاثیرات مختلفی داشت که از آن جمله می‌توان به از یاد نرفتن مظلومیت‌ و بی‌گناهی زندانیان سیاسی، تقویت و تحکیم ادبیات و گفتمان عاری از خشونت و نیز شکستن کلیشه‌های جنسیتی رایج در جامعه اشاره کرد. برای اولین بار زنانی با پیشینه و باورهای مذهبی و گاها سنتی، عشق را از پستوی خانه‌هایشان به در آوردند و در عرصه عمومی به همسرانشان ابراز کردند. برای نخستین بار «دوستت دارم» میان زوج‌های سیاسی در فضای عمومی رد و بدل شد و روابط عاشقانه همسران که پیش از این امری خصوصی تلقی می‌شد، رنگ و بویی عمومی به خود گرفت. شکسته شدن این قبیل تابوهای اجتماعی که برساخته‌های جامعه‌ای مردسالار بود، توسط زنان و ادبیات تولیدی سبزشان شکسته شد و فصلی جدید در نحوه ارتباط زوج‌های سیاسی و غیرسیاسی در فضای عمومی جامعه شکل گرفت. شاید بتوان گفت، داستان زنان و انتخابات ۸۸ که در سرفصل آن عکس دست در دست موسوی و رهنورد به عنوان یک اتفاق جدید در عرصه سیاسی حک شده بود به نوعی در این نامه‌ها و دست‌نوشته‌ها ادامه پیدا کرد و کلیشه‌های مربوط به «ابراز علنی عشق» تا حدود زیادی شکست و از میان برداشت.

زنان و آینده جنبش سبز:

حضور موثر زنان در پیشبرد جنبش سبز که اکنون نزدیک به ۵ ماه از عمر آن می‌گذرد نقش مهمی در کیفیت و ارتقاء مطالبات این جنبش نیز داشته است. زنان به عنوان بخش مهمی از حاملان این جنبش در راس و بدنه آن، کماکان برای تحقق حقوق مساوی و عدالت‌محور خود و از میان برداشتن تبعیض‌ها و شکستن باورها و کلیشه‌های جنسیتی تلاش می‌کنند. بسیاری از آنان برای تحقق این مطالبات همچنان در زندان به سر می‌برند و آنانی که گرفتار بند نیستند به طرق دیگری محدود و تهدید شده‌اند، اما هیچ‌یک از هدف خویش عقب‌نشینی نکرده‌اند.

شاید امروز حضور قدرتمند و پررنگ زنان در عرصه مجازی و وبلاگ‌نویسی و طرح مطالباتشان از طریق سایت‌ها و رسانه‌های خبری یکی از مهم‌ترین استراتژی‌ها برای پیشبرد این اهداف برابری‌طلبانه باشد. دولت کودتا از هیچ تلاشی برای کمرنگ کردن نقش و تاثیر‌گذاری زنان ایرانی فروگذار نخواهد کرد. در جدیدترین اقدام می‌توان به فرمان خصوصی رهبری به ریاست صداوسیما اشاره کرد که در آن از کمرنگ کردن نقش زنان به عنوان یکی از دو شرط اصلی ابقای ضرغامی در سمتش اشاره کرده بود.

آنچه در این مرحله از حیات جنبش بیش از هر چیز برای زنان حائز اهمیت است به فراموشی نسپردن خواست‌ها و مطالبات زنان به عنوان یکی از رئوس اصلی برنامه‌های رهبران جنبش سبز علی‌رغم همه موانع و سرکوب‌های صورت گرفته است. در تحقق این امر خود بی‌شک این خود زنان هستند که با تداوم حضور خود در صحنه مبارزه به انواع و انحاء گوناگون، اصلی‌ترین و مهم‌ترین نقش را ایفا می‌کنند.

منبع :موج سبز آزادی




http://iranfemschool.com/spip.php?article3731

مامور زندان خطاب به شبنم مددزاده: شماها را اینجا نیاورده‌ایم که نجات دهیم، آورده‌ایم که زجرکشتان کنیم!

30 آبان 1388


فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران: بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، دانشجوی زندانی شبنم مددزاده از ناراحتی حاد تپش قلب رنج می‌برد. علی‌رغم گذشت بیست روز از ناراحتی قلبی او و شدت یافتن آن از درمان وی به دلایل واهی خودداری می‌کنند. عدم درمان باعث شده که جان او در معرض خطر جدی قرار دهد.

دانشجوی زندانی شبنم مددزاده از بیست روز پیش دچار تپش قلبی شده است و حال جسمی او بسیار نگران‌کننده است.او بسیار جوان است و همچنین خود و خانواده‌اش سابقۀ قبلی این نوع بیماری را نداشته‌اند. زندانی سیاسی شبنم مددزاده تا به حال چندین بار به خاطر شدت یافتن ناراحتی قلبیش به بهداری زندان اوین مراجعه کرده است ولی به او گفته شده است دستگاه نوار قلب آنها خراب است و نمی‌توانند برایش کاری انجام دهند. یکی از پاسداران زن شاغل در بهداری زندان بنام غفاری خطاب به خانم مددزاده می گوید: ما شما را اینجا نیاوردیم که نجات بدهیم ،شماها را اینجا آوردیم که زجر کشتان کنیم.

این جواب کسی است که باید امدادهای پزشکی به بیمارانی که نیاز مبرم به آن را دارند را بدون توجه به اعتقادات و دیدگاههای آنها برساند. گفتۀ این فرد حاکی از نیات پلیدی است که بازجویان وزارت اطلاعات در لوای کارکنان بهداری زندان در پی آنها هستند. آنها حتی در مراکزی که تحت عنوان درمانی در زندانها ایجاد کرده اند زندانیان سیاسی را تحت فشار و مورد تهدید قرار میدهندو سعی در حذف فیزیکی آنها دارند و ابائی هم از گفتن نیات پلید خود به قربانیانشان ندارند. خانواده مددزاده پس از اطلاع از جواب غفاری از کارکنان بهداری زندان اوین به فرزندشان شوک شدند. برای درمان و نجات فرزندشان به مقیسه ای از اعضای کمسیون مرگ، قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 و رئیس فعلی شعبۀ 28 دادگاه انقلاب که مسئولیت پرونده هر دو فرزندشان را در دست داردمراجعه کردند. مقیسه ای با رفتاری توهین آمیز و خشن قبل از اینکه اجازۀ صحبت به آقای مددزاده بده خطاب به این پدر دردمند که 72 سال سن دارد گفته است : تومنافقی، و بعد از آن بطور توهین آمیزی خطاب به این پدر گفت: برو ،برو بیرون و اجازه مطرح کردن مشکل فرزندانش را به او نداد.

از زمان انتقال زندانیان سیاسی زن به بند عمومی بطور مرموزی هر کدام از آنها دچار ناراحتی شده اند که سابقۀ قبلی این نوع بیماری را نداشته اند علاوه بر شبنم مددزاده خانم مهسا نادری دچار سردردهای شدید و مستمر است. از طرفی دیگر تا به حال چندین بار است که دادگاه این دانشجوی در بند و برادرش فرزاد مددزاده به دلایل واهی به تعویق افتاده است و قرار است که روز 14 آذر ماه دادگاه آنها تشکیل گردد. خانم مددزاده و سایر زندانیان سیاسی زن مدتی است که از ملاقات حضوری با خانواده هایشان محروم هستند این در حالی است که زندانیان عادی و خطرناک بصورت هفتگی از ملاقات حضوری بهره مندند. دانشجوی زندانی شبنم مددزاده اول اسفند 1387 توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شد و با طرح فریبکارانه ای بردار او رابه اداره اطلاعات فراخواندند و وی را دستگیر کردند . آنها بیش از 7 ماه در بند مخوف 209 زندان اوین زندانی بودند. ونزدیک به 8 ماه است که در بلاتکلیفی به سر می برند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، نسبت به بیماریهای مرموزی که زندانیان سیاسی زن به آن مبتلا می شوند ، عدم درمان آنها، تهدید غیر مسقیم به حذف فیزیکی و توهین به خانواده ها توسط فردی که خود را قاضی می نامد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه زنان سازمان ملل خواستار اقدامات فوری برای نجات جان وآزادی زنان زندانیان سیاسی در ایران است.



بازداشت دانشجویان در تهران، تبریز و شیراز در آستانه 16 آذر

30 آبان 1388


6 دانشجوی علامه بازداشت شدند

شش دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی بازداشت شدند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، حمید قهوه چیان، علیرضاموسوی، احمد میرطاهری، علیرضا زرگر، امیرکاظم پور و یاسر معصومی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در عصر روز پنج شنبه بازداشت شدند.

این دانشجویان در عصر روز پنج‌شنبه در یک کافی شاپ در تهران بازداشت شدند و مشخص نیست به چه محلی منتقل شده اند.

حمید قهوه چیان دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه شهید بهشتی، علیرضا موسوی دانشجوی فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی و 4 دانشجوی دیگر از دانشجویان اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی هستند.

موج گسترده بازداشت دانشجویان در آستانه 16 آذر به دلیل نگرانی حاکمیت از اعتراضات دانشجویان ابعاد گسترده ای یافه است.

عباس حکیم زاده بازداشت شد

در هفته بامداد روز پنج‌شنبه عباس حکیم زاده دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت و عضو سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر نیز بازداشت شد.

7 تن از دانشجویان لیبرال دانشگاه ها بازداشت شدند

در عصر روز پنج‌شنبه نیز مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی از دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاه‌ها بازداشت شدند.

بازداشت 2 دانشجو در دانشگاه آزاد تبریز

در تبریز نیز همزمان با سفر احمدی نژاد رسول عالی نژاد و بهروز فریدی دانشجویان دانشگاه آزاد تبریز بازداشت شدند.

2 دختر دانشجو در شیراز بازداشت شدند

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در شهرستان‌ها نیز در هفته گذشته بازداشت گسترده ای صورت گرفته است. در شیراز ندا اسکندری و خدیجه قهرمانی دانشجویان دانشگاه شیراز بازداشت شدند.





19.Nov.09


- رامین پوراندرجانی از یکی از دانشگاه های آلمان درخواست پذیرش برای تخصص داشت


- رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی، بارها رامین را تهدید و وادار به سکوت کرده بود


- به افراد نیروی انتظامی و قوه قضائیه دخیل در این پرونده توصیه شده است که سکوت کنند.


- نیروی انتظامی و قوه قضائیه در مقابل اخبار منتشر شده توسط سایت نوروز و سایر رسانه های اینترنتی تاکنون بسیار منفعلانه برخورد کرده اند


- نوروز آماده انتشار پاسخ های افراد مسئول در این پرونده و حتی افرادی چون احمدی مقدم، رادان و مرتضوی هست


درحالیکه فرمانده نیروی انتظامی مدعی می شود مرحوم رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک، خودکشی کرده است، آخرین اطلاعات موثق دریافتی توسط خبرنگار نوروز حاکی از آن است که مادر رامین پوراندرجانی، قبل ازرحلت پسرش با دکتر روح الامینی، پدر شهید محسن روح الامینی تماس می گیرد و ضمن بیان اینکه محسن توسط رامین پیش از شهادت مورد معاینه قرار گرفته بود به او می گوید که جان پسر من به علت بیان حقایقی در مورد شکنجه و شهادت پسر شما در خطر است."

بنا بر اطلاعات دریافتی توسط نوروز که برای اولین بار و پس از اطمینان از صحت خبر آنرا افشا می کند، دکتر روح الامینی هم در پاسخ به مادر رامین می گوید: "شما می خواهید من چه کار کنم؟ اگر رضایت بدهم مشکل شما حل می شود. شما با کسانی طرف هستید که متهم پرونده هستند نه من"

تحلیل خبرهای پس از انتشار خبررحلت دکتر پوراندرجانی مبین آن است که نیروی انتظامی و قوه قضائیه در مورد این خبر بسیار منفعلانه برخورد می کنند و غیر از تکرار ادعاهای قدیمی در مورد برخورد با حوادث کهریزک صحبت های جدیدی مطرح نمی نمایند.

نوروز پس از انتشار گزارش های دریافتی در مورد مرگ دکتر رامین پوراندرجانی و متهم نمودن سردار احمدی مقدم- فرمانده نیروی انتظامی-، سردار رادان- جانشین وی- و سعید مرتضوی دادستان وقت کل کشور که به صورت مستقیم در حوادث کهریزک دخالت داشتند، با پاسخی از سوی آنان مواجه نمی شود که با توجه به سوابق افراد فوق در متهم کردن افراد به جرم های خودساخته و ارتباط دادن اکثر حوادث به نیروهای خارجی امری بسیار بعید به نظر می رسد.

برخی اطلاعات مبین آن است که از افراد فوق درخواست شده است در مورد این پرونده صحبت نکنند تا با موج فشارهای بیشتری مواجه نگردند. امری که آنها نیز تاکنون سعی دارند مطابق آن عمل کنند و صحبت های زیادی در مورد نقش خود به خصوص در مورد پرونده مرگ رامین پوراندرجانی بیان نکنند.

صحبت های فرمانده نیروی انتظامی که از کشف وصیت نامه مرحوم پوراندرجانی و طرح ادعای خودکشی وی می گوید از معدود مواردی است که فرمانده نیروی انتظامی به عنوان عالی ترین مقام این نیرو به صورت مستقیم مطرح می کند تا فشارهای زیادی را که این روزها نیروی انتظامی کشور با آن مواجه است کاهش دهد. ادعایی که به علت طرح اتهاماتی چون دخالت مستقیم وی و جانشینش در این پرونده غیرقابل باور و ساختگی به نظر می رسد. به خصوص که توجه داشته باشیم مرحوم رامین قبل از رحلت و طی صحبت تلفنی با یکی از دوستانش به او گفته بود که سه شنبه به تبریز خواهد رفت. برای اثبات دروغین بودن ادعاهای فرمانده نیروی انتظامی می توان به دریافت پذیرش از یکی از دانشگاه ها آلمان توسط رامین پوراندرجانی هم اشاره کرد. او قصد داشت جهت ادامه تحصیل و گرفتن تخصص به این کشور برود.

نوروز بازهم سئوال های مطرح شده در مورد این پرونده را که پیش از این مطرح شده بود به عنوان راهی برای پی بردن به ابعاد جنایات کهریزک و شهادت افرادی چون محسن روح الامینی و رامین پوراندرجانی می داند و منتظر پاسخ روسای قوه مجریه و مقننه و همچنین رئیس کمیسیون امنیت ملی و اعضای کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات است.

در عین حال نوروز آمادگی دارد جواب های فرمانده نیروی انتظامی یا جانشین وی و حتی سعید مرتضوی را به این پرسش ها منتشر کند. همانگونه که قبلاً هم گفته شده است پرسش های قابل طرح به قرار زیر دوباره به اطلاع می رسد:

1- تاخير طولاني در قرائت گزارش كميته ويژه و عدم برگزاري دادگاه متهمان كهريزك ، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهايي بوده است و ارتباط مرگ مرموز دکتر پوراندرجاني با اين تاخيرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش كميته ويژه مجلس چیست؟

2- با توجه به حضور و شهادت دادن دکتر پوراندرجاني در جلسه كميسيون امنيت ملي و كميته ويژه و با توجه به اينكه بارها اين مرحوم قبل از مرگ نسبت به عدم امنيت جاني خود هشدار داده بود، چرا از وي محافظت نشد و او همچنان در اختيار نيروي انتظامي كه مقامات عالي آن از متهمان اصلي پرونده جنايات كهريزك هستند، قرار داشت تا شب هنگام، در سن 26 سالگي و در خواب سكته داده شود یا مرگ وی خودکشی تلقی گردد؟

3- در حالي كه خانواده اين مرحوم ساكن تبريز هستند و او نیز در نهایت در تبريز دفن شده است، علت برگزاري مراسم تغسیل و تکفین در تهران چه بوده است؟

4- علت مخالفت مقامات امنيتي با كالبدشكافي جنازه اين شهید توسط پزشكان مستقل که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چيست؟

5- اگر شهيد پوراندرجاني به مرگ طبيعي فوت شده است و یا خودکشی کرده است به چه دليل مراسم ترحيم وي با حضور نيروهاي امنيتي و در شرايطي غيرعادي برگزار شده است به طوری ‌که حتی دوستان نزدیک این مرحوم هم جرات حضور در مراسم تدفین را پیدا نکرده‌اند؟

6- ارتباط مرگ مشكوك رامين پوراندرجانی با متهمان اصلي جنايات شكنجه‌گاه كهريزك و به طور مشخص احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي، رادان جانشين فرمانده اين نيرو و مسئول بازداشتگاه كهريزك و سعید مرتضوي دادستان وقت تهران كه متهمان با دستور وي و معاونانش قاضي حداد و قاضي حيدري فر به كهريزك منتقل شده اند ،چيست؟ (اطلاعات نوروز مبین آن است که شخص احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی بارها رامین را مورد تهدید قرار داده و دستور به سکوت او داده بود)

7- آيا شباهت عجيب نحوه اعلام شدن مرگ اين جوان۲۶ ساله يعني ايست قلبي در هنگام خواب با قتل‌هاي سياسي در سال‌هاي گذشته، سوال برانگيز نيست؟





08.Nov.09


آبان 88

دادگاه محمدعلی ابطحی برگزار شد

جلسه محاكمه حجت الاسلام سید محمدعلی ابطحی كه در جریان حوادث پس از انتخابات در روز 26 خرداد 88 دستگیر شده بود، امروز سیزدهم آبان ماه با حضور وكیل وی، دكتر سیمایی به صورت غیرعلنی در شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد.

یكی از اعضای خانواده محمدعلی ابطحی به آینده گفت: اتهامات ایشان برحسب كیفرخواست صادره عبارتند از:

1- اجتماع و تبانی با هدف اقدام علیه امنیت داخلی كشور

2- فعالیت تبلیغاتی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران 3- توهین به رئیس جمهور 4- اخلال در نظم عمومی از طریق شركت در تجمع غیرقانونی مورخ 25/3/88 5- نگهداری اسناد طبقه بندی شده

به گفته وی، حجت الاسلام ابطحی در دفاعیات خود، خطاب به دادگاه گفت: پرونده من یك پرونده سیاسی است كه در درون خانواده انقلاب رخ داده و طبعا راه حل سیاسی دارد و با راههای حقوقی نمی توان آنها را حل و فصل نمود.

لازم به ذكر است كه اتهامات وی مستند بر مطالب منتشره در وبلاگ شخصی در تاریخ های 21،23،24 و 25 خرداد ، شركت در راهپیمایی 25 خرداد، شركت در جلسه مجمع روحانیون مبارز و همچنین مصاحبه با شبكه

BBC فارسی در تاریخ 25 خرداد می باشد.


13 آبان 88

جلوگیری از خروج میرحسین موسوی از فرهنگستان هنر


صبح امروز ده ها موتور سوار با لباس شخصی و تجهیزات کامل در مقابل هر دو در فرهنگستان هنر تجمع کرده و با همراهی یگان ویژه به شعار علیه میرحسین موسوی پرداختند.

به گزارش کلمه، در همین حال گروهی از لباس شخصی ها به داخل فرهنگستان هنر هجوم بردند که درنهایت این افراد از محوطه فرهنگستان هنر عقب نشینی کردند اما اتومبیل حامل میرحسین موسوی که قصد خروج از فرهنگستان را داشت با ممانعت نیروهای امنیتی نتوانست از فرهنگستان خارج شود.

همچنین موتور های یگان ویژه به تجمعات سبزها حمله کردند و تعداد بسیاری از مردم و خصوصا زنان که در این گونه راهپیمایی ها همواره در خط اول بوده اند مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند یا به خیابان های فرعی رانده شدند.

این برخوردها در حالی صورت می گیرد که مردم با طرد مسیر های انحرافی و جلوگیری از تشتت، مسیر حضور به سمت لانه جاسوسی را به عنوان مقصد نهایی انتخاب کرده بودند و برخورد شدید نیروهای امنیتی در تعداد بسیار زیاد برای مردم تعجب برانگیز و دردناک بود .
با این وجود و با نزدیک شدن ظهر هر لحظه به خیل جمعیت در مسیر های یاد شده اضافه شد. نکته جالب اینکه در برخی نقاط که عده ای اندک قصد شعار های ساختار شکنانه داشتند با دعوت سبز ها و تذکر این مساله که شعار های ساختار شکنانه خواست جنبش سبز نیست آرام می شدند.
در برخی نقاط نیز شعار” استقلال آزادی جمهوری اسلامی” و نیز “جمهوری اسلامی آزاد باید گردد ” به گوش می رسید.



محمد ستاری‌فر در حال رفتن به خیاطی به عنوان اغتشاشگر خیابانی دستگیر شد ـ۱۳۷ کلیک


Language Bookmark norooznews.info

دکتر محمد ستاری‌فر، رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت اصلاحات در حال رفتن به خیاطی توسط نیروهای لباس‌شخصی با برخوردی به شدت زننده و سخیف به جرم اغتشاش‌گری به مدت سه ساعت بازداشت شد. به گزارش موج سبز آزادی، ماموران محمد ستاری فر، استاد برجسته اقتصاد و رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت اصلاحات را که روز سیزده آبان در حال رفتن به مغازه خیاطی‌ بود، در ملاعام طی برخوردی خشن و وحشیانه، دستبند زدند، بر سرش کلاه کشیدند و با توهین‌های لفظی مکرر او را به مدت سه ساعت در بازداشت نگاه داشتند. ستاری‌فر که خواستار توضیح بیشتر در مورد نحوه برخورد وحشیانه این افراد خودسر شده بود با این پاسخ که به جرم سازماندهی اغتشاشات بازداشت شده‌ است، مواجه شد. پروسه متقاعد کردن ماموران لباس‌شخصی مبنی بر اینکه وی با خیاط خود قرار داشتند و خیاطی رفتن اصولا ربطی به اغتشاشگری ندارد سه ساعت به طول انجامید و بعد از توهین‌های لفظی مکرر، کلاه سیاه را از سر وی خارج و آزادش کردند. ستاری‌فر، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی، سال‌ها معاون رییس‌جمهور، رییس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و پیش از آن رییس سازمان تامین‌اجتماعی و از تدوین‌کنندگان اصلی برنامه چهارم توسعه و چشم‌انداز بیست ساله کشور بوده است. این اقتصاددان پرتجربه هم‌اکنون استاد دانشگاه علامه‌طباطبایی است.


بدینوسیله رسماً تاریخ راهپیمایی میلیونی بعدی را اعلام می کنیم. دوشنبه 16 آذر روز دانشجو. اطلاع رسانی را از آغاز کنید! ـ۴۰۸ کلیک

Language Bookmark friendfeed.com

سیزده آبان نقطه عطف و پیروزی بزرگی برای جنبش سبز بود که حضور، وحدت و قدرت جنبش صلح آمیز سبز را به رخ کودتاچیان و جهان کشید. ضمن عرض خسته نباشید به کلیه اعضای این جنبش، بدینوسیله رسماً تاریخ راهپیمایی میلیونی بعدی را اعلام می کنیم. دوشنبه 16 آذر روز دانشجو. لطفاً اطلاع رسانی را از همین اکنون آغاز کنید



افشای محل نگهداری زنان و دختران دستگیر شده در 13 آبان ( خورین. باغ پیشاهنگی سابق ) + عکس ـ

Language Bookmark che-mishavad.blogspot.com

بر اساس اطلاعات رسیده. تعدادی از افراد دستگیره شده (زنان و دختران ) در 13 آبان در منطقه ورامین در منطقه خورین ( باغ پیشاهنگی سابق .که محل اردو کودکان مدرسه ای در زمان شاه بود و آموزشهایی مثل قالی بافی برای روستاییان به رایگان برگذار مینمود) که از اول انقلاب به زندان ( جنایی و سپس معتادان) تبدیل شده است نگهداری میشوند.//. برای رسیدن به این محل از: از باقر آباد ورامین به آنجا میتوان رسید..//. البته بنا به اطلاعاتی دیگر نیز گفته شده است که تعدادی از این دختران در بازداشتگاه وزراء هستند


http://wikimapia.org/3597722/fa/







http://www.etemaad.ir/Released/88-08-14/default.htm

پيام اوباما در سي امين سالروز تسخير سفارت امريکا در تهران؛

گذشته را پشت سر بگذاريم

گروه سياسي؛ همزمان با سي امين سالروز تسخير لانه جاسوسي امريکا به دست دانشجويان در تهران باراک اوباما رئيس جمهوري امريکا در پيامي خطاب به ايران گفت؛ وقت آن است که دولت ايران درهاي خود را به روي فرصتي بزرگ تر باز کند.اوباما در اين بيانيه با بيان اينکه امريکا مايل است گذشته را پشت سر گذاشته و مناسباتي بر اساس احترام و منافع متقابل با ايران برقرار کند، افزود؛ تهران بايد موضع خود را درباره اينکه مي خواهد دري را به سمت فرصت و موفقيت باز کند، مشخص کند.رئيس جمهوري امريکا در بيانيه يي به مناسبت سي امين سالگرد اشغال سفارت اين کشور در ايران و قطع روابط ديپلماتيک دو طرف، اعلام کرد ايران بايد موضع خود درباره اينکه آيا مي خواهد دري را به سمت فرصت و موفقيت باز کند، مشخص کند. به گزارش ايلنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، در بيانيه رئيس جمهوري امريکا آمده است؛ «براي 30 سال درباره آنچه دولت ايران با آن مخالف بوده است، شنيده ايم. اکنون پرسش اين است که آنها خواستار چه نوع چشم اندازي براي آينده هستند.» وي ادامه داد؛ «اکنون زمان براي دولت ايران فرا رسيده است تا تصميم بگيرد که آيا مي خواهد تمرکز خود را روي گذشته قرار دهد يا گزينه هايي که در را به سمت فرصت هاي بزرگ تر، کاميابي و عدالت براي مردم اين کشور باز مي کند، انتخاب کند.»باراک اوباما در ادامه پيام خود به مناسبت گروگانگيري 52 کارمند سفارت امريکا در تهران که 444 روز به طول انجاميد و باعث قطع رابطه ايران و امريکا شد خطاب به مردم ايران افزود؛ «مردم امريکا براي مردم ايران و تاريخ غني شان احترامي فراوان قائلند.»اوباما همچنين پس از ديدار با رهبران اتحاديه اروپا گفت؛ ايالات متحده و اتحاديه اروپا توافق کرده اند اين پيام را به ايران بفرستند که «ما خواستار حضور کامل آنها در جامعه بين الملل هستيم ولي آنها بايد مطابق با قوانين بين المللي و تعهدهاي خود عمل کنند».اوباما پس از ديدار روز سه شنبه با «خوزه مانوئل باروسو» رئيس کميسيون اروپا، «خاوير سولانا» رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا و «فردريک راينفلدت» نخست وزير سوئد و رئيس اين اتحاديه در کاخ سفيد صحبت کرد. به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري فرانسه اوباما درباره نشست خود با اعضاي اتحاديه اروپا گفت؛ در نشست اتحاديه اروپا و امريکا درباره ارسال پيام روشن به تهران مبني بر آنکه ما از آنها مي خواهيم عضو کامل جامعه جهاني باشند، توافق شده است و ايران بايد هماهنگ با قواعد و مسووليت هاي بين المللي اقدام کند.در اين باره يان کلي سخنگوي وزارت امور خارجه امريکا گفت؛ نه فقط ما بلکه آژانس بين المللي انرژي اتمي و روسيه و فرانسه روي ميز پيشنهاد بسيار خوبي داريم که کمک مي کند ايران به شکل بهتري به جامعه بين الملل ملحق شود و اولين گام به سوي پايان دادن انزوايش باشد.وي ادامه داد؛ما از ايران خواهيم خواست پيشنهادي را که محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي مطرح کرده است، بپذيرد. در بيانيه مشترکي که در پايان اين نشست صادر شد نيز آمده است واشنگتن و بروکسل «بر لزوم حفظ و تقويت اقدامات چندجانبه مربوطه» و بار ديگر بر لزوم عمل کردن ايران و کره شمالي به الزامات بين المللي شان تاکيد کردند. در اين بيانيه تصريح شده؛ ما تاکيد مي کنيم ايران مسووليت دارد اعتماد بين المللي در اين راستا را احيا کند و بايد به الزامات بين المللي اش در راستاي نشان دادن ماهيت منحصراً صلح آميز برنامه هسته يي اش عمل کند. آنها از ايران خواستند «به طور جدي و سازنده» با 1«5 براي پيشبرد گفت و گو درباره مساله هسته يي همکاري کند و تاکيد کردند اتحاديه اروپا و امريکا به دنبال «راه حل جامع، بلندمدت و مناسب» براي مساله هسته يي از طريق گفت و گو و مذاکره مبتني بر پايبندي ايران به قطعنامه هاي شوراي امنيت هستند. از سوي ديگر روز سه شنبه آنگلا مرکل صدراعظم آلمان که به امريکا رفته است در نشست مشترک در کنگره ايالات متحده ايران را به دنبال کردن برنامه هسته يي نظامي متهم کرد و گفت؛ بايد از دستيابي ايران به تسليحات هسته يي جلوگيري کرد و بايد نشان داد غرب تحمل چنين چيزي را ندارد. به گزارش ايسنا رويترز گزارش داد آنگلا مرکل صدراعظم آلمان در اظهاراتي در نشست مشترک در کنگره امريکا گفت؛ وقتي خطر افتادن تسليحات هسته يي به عنوان مثال به دست ايران و تهديد امنيت ما وجود دارد نبايد تحمل نشان داد. مرکل گفت؛ ايران بايد از اين مساله آگاه باشد. ايران پيشنهاد ما را مي داند، اما در عين حال مي داند ما در کجا خطي را کشيده ايم. همچنين بنا بر گزارش شينهوا صدراعظم آلمان گفت؛ امنيت اسرائيل از نظر من الان و هميشه غيرقابل مذاکره است. هر کسي که اسرائيل را تهديد کند، ما را هم تهديد کرده است. مرکل که براي گراميداشت بيستمين سالگرد فرو ريختن ديوار برلين در امريکا به سر مي برد اولين صدراعظم آلمان بعد از «کنراد آدنائر» محسوب مي شود که در سال 1957 در کنگره امريکا سخنراني کرد. صدراعظم آلمان در جريان سفر دوروزه به امريکا بنا به دعوت نانسي پلوسي رئيس مجلس نمايندگان امريکا در برابر نمايندگان ايالات متحده سخنراني کرد. اين اظهارات در حالي بيان مي شود که محمد البرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي بارها تاکيد کرده است مدرکي دال بر نظامي بودن برنامه هسته يي ايران وجود ندارد. وي روز دوشنبه گفت؛ اکنون فرصتي گذرا و بي نظير براي تغيير مسير از درگيري به سوي همکاري به وجود آمده است و بنابراين نبايد اين فرصت را از دست داد. البرادعي علاوه بر آن به ساير کشورها هشدار داد عجولانه عمل نکنند و نگذارند سياست آنها را از مسيرشان منحرف کند و علاوه بر آن از آنها خواست به آژانس اجازه دهند بازرسي هاي خود را به طور کامل و مناسب انجام دهند.

اميدواري متکي به دستيابي به پاسخ نهايي

در همين حال منوچهر متکي وزير امور خارجه با اشاره به نتايج مذاکرات اخير ايران و کشورهاي غربي، نسبت به رسيدن به نتيجه نهايي در مذاکرات هسته يي در آينده نزديک ابراز اميدواري کرد. به گزارش فارس، يک منبع آگاه در گفت وگو با روزنامه کويتي الراي گفته است در ديدار منوچهر متکي وزير امور خارجه ايران با امير کويت، وي به تشريح آخرين نتايج مذاکرات ايران و غرب درباره مذاکرات هسته يي پرداخته و تاکيد کرده ايران به زودي به نتيجه نهايي در اين مذاکرات خواهد رسيد. اين منبع آگاه با اشاره به ديدار يک ساعته متکي با امير کويت اضافه کرد؛ دو طرف بر ضرورت ادامه مذاکرات و حل مسائل باقي مانده بين دو کشور از جمله مساله تعيين مرزهاي دريايي توافق کرده اند.

گزارش راهپيمايي سيزدهم آبان

با حضور پرشور مردم در شهرهاي کشور سالگرد 13 آبان برگزار شد

گروه سياسي؛ سي امين سالگرد 13 آبان روز گذشته رقم خورد. امسال 13 آبان در شرايطي کاملاً متفاوت با سال هاي گذشته در سراسر کشور برگزار شد. روز گذشته فضاي شهرهاي تهران، رشت، شيراز، مشهد، خرم آباد، اصفهان و تمام شهرهاي دور و نزديک حال و هواي ديگري داشت. مقامات لشگري و کشوري و قشرهاي مختلف مردم از دانشجويان و دانش آموزان، کسبه و مردم عادي با نمادهاي مختلف حضور به هم رساندند و در اين ميان طرفداران کانديداهاي اصلاح طلبان و حاميان دولت دهم نيز حضور پررنگي داشتند.از همين رو حضور همزمان اين دو طيف سبب تقابل هايي ميان طرفين شد.آن گونه که خبرگزاري هاي ايسنا، ايلنا، مهر و فارس گزارش داده اند در برخي از شهرها زد و خوردها و دستگيري هايي صورت گرفته و در چند مورد انتقال به محل هاي درماني نيز گزارش شده است.بر همين اساس روز گذشته در حالي که غلامعلي حدادعادل مشغول سخنراني در محل سفارت امريکا واقع در خيابان طالقاني بود مسيرهاي منتهي به اين محل شاهد درگيري هايي بود که در برخي نقاط نيروهاي ضدشورش مجبور شدند با استفاده از گاز اشک آور و فلفل مبادرت به متفرق کردن تظاهرکنندگان کنند. همچنين دامنه اين تجمعات به خيابان هاي بالاتر کشيده شد.در همين رابطه مهر گزارش داد عده يي از جوانان که بعضاً با نمادهاي سبز از خيابان هاي منتهي به ميدان هفت تير حرکت مي کردند با سر دادن شعار مرگ بر روسيه به خيل جمعيت راهپيمايي کنندگان مي پيوستند. نيروي انتظامي براي حفظ آرامش و برقراري امنيت در خيابان ها و کوچه هاي اطراف منطقه هفت تير و خيابان هاي منتهي به طالقاني مستقر بود. به گزارش مهر افرادي با لباس نظامي از مرکز آموزش پشتيباني نيروي زميني ارتش و همچنين دانش آموزاني با لباس هاي متحدالشکل پيشتازان سازمان دانش آموزي در مراسم حضور داشتند که توجه عکاسان را به خود جلب کرده بودند. علاوه بر خيابان طالقاني در ميدان هفت تير نيز نماز جماعت ظهر و عصر برگزار شد. ضمن اينکه تجمعات کوچکي هم تشکيل شده بود که مردم در خصوص مساله انتخابات با يکديگر به مباحثه مي پرداختند.از سوي ديگر خبرآنلاين مراسم را اين گونه گزارش کرد؛ «راهپيمايي سبزها که بعضاً با شعارهاي «سفارت روسيه جاسوس خونه اصليه»، «ما همه با هم هستيم» و... همراه بود با مواجهه و بعضاً همراهي نيروهاي انتظامي مواجه شد.»همين سايت خبري در ادامه افزود؛ «نيروي انتظامي تشکر، تشکر» از سوي راهپيمايان سبز پس از آن سر داده مي شد که نيروهاي انتظامي به هدايت و راهنمايي مسير به جمعيت مبادرت مي کرد و از سوي ديگر پس از پرتاب گاز اشک آور در ميدان هفت تير، مطهري، تقاطع وليعصر - فاطمي و تقاطع وليعصر - مطهري شعارهاي اعتراضي سر داده مي شد. از سوي ديگر از حدود ساعت 9 صبح ديروز خيابان هاي منتهي به لانه جاسوسي امريکا شاهد حضور اقشار مختلف مردم بود و مراسم 13 آبان را متفاوت از سال هاي قبل کرده بود. اگر تا سال هاي قبل مراسم 13 آبان بيشتر مختص دانش آموزان و دانشجويان بود و به صورت محدود در خيابان هاي منتهي به سفارتخانه برگزار مي شد اما امسال هر عابري مي توانست انبوه جمعيت در هر سني را در ميان راهپيمايان اين مراسم ببيند. از آنجا که پيش بيني مي شد چهره هاي سياسي در اين روز حضور پررنگي داشته باشند، پارلمان نيوز نيز گزارش داد؛ «اعضاي فراکسيون خط امام(ره) مجلس همگام با مردم در راهپيمايي 13آبان شرکت کردند.» به گزارش پايگاه خبري فراکسيون خط امام(ره) مجلس محمدرضا تابش، جمشيد انصاري، مصطفي کواکبيان، محمدمهدي شهرياري، محمدرضا خباز و... از جمله حاضران در مراسم راهپيمايي روز گذشته بودند. اما در حالي که انتظار مي رفت ميرحسين موسوي کانديداي رياست جمهوري دوره دهم در 13 آبان کنار مردم باشد ولي پارلمان نيوز گزارش داد حضور ده ها موتورسوار با لباس شخصي مقابل فرهنگستان هنر مانع خروج اتومبيل وي از فرهنگستان شد. پارلمان نيوز گزارش داد در حالي که روز گذشته برخي رسانه هاي خارجي نظير شبکه العربيه و رويترز مدعي حصر خانگي ميرحسين موسوي شده بودند، يک منبع آگاه در فرهنگستان هنر در گفت وگو با «آينده» اين خبر را تکذيب کرد. اما برخلاف موسوي، کروبي شانس حضور در مراسم را داشت. از آنجا که پيشتر شيخ مهدي کروبي يکي از کانديداهاي معترض به نتيجه انتخابات اعلام کرده بود از ميدان هفت تير راهپيمايي خود را به سمت سفارت امريکا آغاز خواهد کرد، حضور مردم در خيابان هاي منتهي به اين ميدان چشمگير بود. ولي در اين ميان با حضور کروبي نيروهاي نظامي با شليک گاز اشک آور مانع از ادامه حضور وي در اين ميدان شدند. سايت تغيير در اين باره به نقل از محمدتقي کروبي فرزند وي گزارش داد نيروهاي انتظامي با شليک مستقيم گلوله گاز اشک آور به پدرش در راهپيمايي 13 آبان مانع حضور وي در ميان مردم شدند. محمدتقي کروبي اظهار داشت؛ در نتيجه اين اتفاق «دو محافظ آقاي کروبي و شماري از مردم نيز زخمي شده اند و يکي از آنها به بيمارستان منتقل شد.» محمدتقي کروبي همچنين اظهار داشت؛ نهادهاي امنيتي به کروبي هشدار داده بودند ممکن است در روز 13 آبان عليه وي «عمليات انتحاري» صورت بگيرد و از وي خواسته شده بود در روز چهارشنبه در راهپيمايي شرکت نکند. به گفته فرزند مهدي کروبي، بر اثر تماس با گاز اشک آور مهدي کروبي «تا حدودي» دچار ناراحتي پوستي شد. محمدتقي کروبي تاکيد کرد؛ به رغم اين برخوردها کروبي به حضورش در مراسم روز 13 آبان ادامه داد. در همين رابطه فارس به نحو ديگري حضور کروبي را گزارش داد؛ «مهدي کروبي که در روزهاي گذشته با صدور بيانيه هايي اقدام به فراخوان براي راهپيمايي 13 آبان کرده بود با مشاهده جمع پرشور راهپيماياني که شعار مرگ بر امريکا، مرگ بر اسرائيل و مرگ بر منافق سر مي دادند مجبور به ترک ميدان هفت تير شد. نيروهاي انتظامي با محاصره آشوب طلبان و دستگيري تعدادي اقدام به پاکسازي ميدان هفت تير و خيابان هاي منتهي کردند.» به گزارش فارس ياسر هاشمي رفسنجاني با حضور در جمع گروهي از حاميان موسوي و کروبي که در خيابان شهيد بهشتي تجمع کرده بودند، اقدام به تحريک و هدايت آنها مي کرد.

قطع تلفن همراه و شبکه اينترنت

البته حواشي بزرگداشت 13 آبان به اين موضوعات محدود نبود و مسائل شهري نيز به اين حواشي افزوده شده بود. يکي از اين حاشيه ها ترافيک گسترده در خيابان ها بود.

روز گذشته ترافيک بسيار شديدي در اکثر خيابان هاي حساس شهر تهران نمود بارزي داشت و لحظه به لحظه بر حجم اين ترافيک ها افزوده مي شد که نهايتاً به سيدخندان و خيابان شريعتي نيز کشيده شد. گفتني است از اوايل صبح روز گذشته سر ايستگاه هاي مترو در مسيرهاي هفت تير، طالقاني، دروازه دولت، فردوسي و مفتح نيز بسته شد. به گزارش ايلنا از ساعات اوليه صبح روز گذشته در همه ايستگاه هاي مترو تهران اعلام شد قطارهاي مترو در ايستگاه هاي «هفت تير»، «طالقاني»، «دروازه دولت» و «فردوسي» به دستور مقامات مسوول، توقف ندارد و اين شرايط تا پايان مراسم 13 آبان ادامه دارد. تعدادي از شهروندان که بي اطلاع از تعطيلي ايستگاه هاي مذکور با درهاي بسته مواجه شده بودند از نبود اطلاع رساني به موقع در اين باره انتقاد کردند. در همين راستا شبکه تلفن همراه در مناطق مرکزي تهران تا ساعت ها قطع بود. همچنين اينترنت از همان اوايل صبح قطع شد. حاشيه هاي مراسم 13 آبان در شرايطي روي داد که پيشتر نيروهاي امنيتي و نظامي در خصوص حرکت هاي «انحرافي» معترضان به نتايج انتخابات هشدارهايي داده بودند.







حه نخست :: ضميمه روزانه :: سياست


سردار سبز

سردار نقدي خيلي وقت بود که حرف هاي تندتند نزده بود. مي گفتند اين چهره نظامي هم تصميم گرفته بازنشسته شود اما به جايش اين هفته جبران مافات کرد و گفت حالا که قرار است، بازي، بازي سبزها باشد، کي گفته سبز بده. ما هم سبزيم اما بين سبز ما تا سبز شما تفاوت از زمين تا آسمان است. سردار عزيز گفته ما جنبش سبز علوي هستيم و آنهايي که تا الان ادعاي سبز بودن مي کردند اموي. اين طور که سردار نقدي گفته از اين به بعد اگر جايي سبز ديديد بايد جلو برويد و بپرسيد ببخشيد شما علوي هستيد يا اموي؟ سردار نقدي گفته جنبش سبز اموي ها از جنس کاخ سبز معاويه است و ما از جنس حاميان امام علي(ع)





ه بان

پيگيري يک افتخار 90درصدي

سروش فرهاديان / soroushfarhadian@yahoo.com

انصافاً به هر اوليني که محمود احمدي نژاد منسوب به خود مي داند يا منتقدان و طرفدارانش براي او منظور مي کنند، بتوان شک کرد در افتخار انجام سفرهاي استاني با اين گستردگي و البته تصويب شگفت انگيز حدود يکصد- کمي بيشتر يا کمتر خيلي فرقي نمي کند- مصوبه در جلسه استاني چندساعته هيات وزيران با ذکر صلوات هاي پياپي، نمي توان ترديد داشت؛ افتخاري بي همتا در تاريخ ايران و - نه شايد- جهان، تصويب 5500 مصوبه و نوشته شدن پنج ميليون و 500 هزار نامه از سوي مردم براي احمدي نژاد (تا بهمن ماه سال 87 ) قطعاً بي همتا است.

اگر در اين سفرها از نمايندگان کتاب ثبت رکوردها- گينس- دعوت مي شد تا هيات دولت را همراهي کنند، يقين بدانيد رکوردهاي ثبت شده شايد هيچ گاه توسط هيچ رئيس دولت،نخست وزير و پادشاهي شکسته نمي شد. نبايد از اين حجم از نامه که همواره به عنوان يک سند افتخار غرورآميز از آن يادشده و بازار سياه و کار موقتي که براي باسوادها

- در حد نوشتن يک نامه و بيان نيازمندي- ايجاد مي شد تا نامه درخواست براي رئيس جمهور را بنويسند يا افزايش قيمت پاکت نامه 20 توماني به 1000 تومان، به اين راحتي ها مي گذشتند.

به هرحال محمود احمدي نژاد دور سوم سفرهاي استاني اش را از سرگرفته است و اين فرصت خوبي است براي عمل به اين توصيه.

شايد اگر من و شما هم جاي او بوديم اين عادت سفر به استان ها را ترک نمي کرديم؛ حتي اگر حسب قانون موجود در دوره بعدي انتخابات رياست جمهوري امکان کانديدا شدن براي بار سوم مقدور نباشد. چه آنکه احمدي نژاد حضورش در راس دولت برآمده از انتخابات رياست جمهوري دهم را مديون همين سفر به استان ها و سرکشي يکي دو روزه به تمام مناطق ايران مي داند؛ سفرهايي که نقش حمايت احزاب و گروه ها و اشخاص عضو جبهه اصولگرايي در اعلام او به عنوان برنده انتخابات رياست جمهوري دهم را تحت تاثير قرار مي دهند تا کمکي باشد براي آنکه احمدي نژاد خود را مديون آنان نداند و طبعاً سهم خاصي هم- البته براي بعضي- از آنان در نظر نگيرد و در قامت يک پيروز بي منت به تاخت و تاز بپردازد؛ هر که را مي خواهد عزل کند و هر که را مي پسندد نصب.

محمود احمدي نژاد در چهار سال دولت نهم به همه استان ها دو بار سفر کرد؛ سفرهايي که در ماه هاي پاياني دولت نهم و با توجه به نزديکي به انتخابات رياست جمهوري دهم تلاش مي شد به هر نحوي انجام شوند. اينکه منتقدان و مخالفان او هم از اين کار خوش شان نمي آمد و نسبت به اين سفرهاي مداوم توام با تشکيل جلسه هيات وزيران در آن استان انتقاد مي کردند هم براي او مهم نبود و البته نيست که کمتر از سه ماه از استقرار دولت جديدش سفرهاي استاني را از سر گرفته است. اما به راستي اگر محمود احمدي نژاد خود را برنده اين سفرها مي داند و بر ادامه آن تاکيد دارد پس چه کسي بازنده است؟

اصلاح طلبان که نمي توانند بازنده اين ميدان خوانده شوند؛ چرا که بعيد است نظر تعداد قابل توجهي از کساني که هوادار يک جريان فکري آن هم جريان اصلاح طلب هستند با سفر رئيس جمهوري از جناح رقيب تغيير کند.

در واقع بايد بازنده اين سفر ها را احزاب و گروه هاي اصولگرا دانست. چه آنکه احمدي نژاد با اين رکورد هايي که در تعداد سفر به استان ها و تصويب مصوبه و عبور کارناوال وار از ميان مردم و دريافت نامه به نام خود به ثبت رسانده در واقع يک پيام درون جناحي براي اصولگرايان منتشر کرده است. حتي اگر بپذيريم اين سفرها در زمان دولت نهم به زعم موافقان اين حرکت احمدي نژاد بر انتخابات تاثير داشته در اين دوره و در حالي که چهار سال پاياني دولت محمود احمدي نژاد است ديگر نمي توان چنين کارکردي را براي اين سفرها متصور شد.

چه آنکه احمدي نژاد همواره بر اينکه خود را وام دار جريان خاصي نمي داند، تاکيد دارد و افتخارهاي ذکرشده اين سفرها را فقط به حساب شخصي اش واريز مي کند. تا آنجا که او در تعدادي از اين سفرها حتي حاضر به پذيرش همراهي نمايندگان آن استان هم نمي شد. نکته ديگر اينکه در علت انجام دور سوم سفرها اعلام شده که قرار است نسبت به پيگيري اجراي مصوبات دور اول و دوم سفرهاي استاني دولت اقدام شود. حال اين پرسش پيش مي آيد که چگونه در زمان تبليغات انتخابات رياست جمهوري در پاسخ به منتقدان اين سفرها که تصويب تعداد زيادي مصوبه در يک جلسه چندساعته را بدون پشتوانه کارشناسي و فاقد ارزش مي دانستند و تصويب مثلاً مصوبه خريد تخت براي فلان غسالخانه را در شأن دولت نمي دانستند، اعلام مي شد تمام يا بيش از 90 درصد مصوبات اجرايي شده اند. بهتر است ابتدا اسامي اين مصوبات «نيازمند پيگيري» منتشر شود تا در پايان دور اول از مرحله دوم معلوم شود نتيجه اين سفرها چه بوده؛ وگرنه اجرايي شدن اين تعداد از مصوبه ها و کسب راندمان 90 درصدي که ديگر نياز به پيگيري ندارد.







کرزي باخت، عبدالله برد

froostaee@yahoo.com

فرزانه روستايي

به رغم رئيس جمهور معرفي (بخوانيد منصوب) شدن حامد کرزي، بر اساس بديهي ترين داده هاي انتخابات رياست جمهوري در افغانستان، کرزي بازنده انتخابات و عبدالله عبدالله رقيب او برنده انتخابات رياست جمهوري افغانستان است. در واقع اين ملاحظات کلان امنيتي افغانستان بود که از سر اجبار حامد کرزي را که برگزارکننده يکي از فاسدترين انتخابات رياست جمهوري منطقه بود، به عبدالله عبدالله ترجيح داد و در انتخاب، بين دوراهي امنيت و دموکراسي، گزينه امنيت در افغانستان را برگزيد و چالش براي دموکراسي را به بعد واگذار کرد. معنا و مفهوم عبارت فوق اين است که به نظر مي رسد رئيس جمهور اعلام شدن حامد کرزي ناشي از راي و اراده توده ها و شهروندان کشور افغانستان نبوده است بلکه مقارن شدن دو عامل حملات و فشارهاي نظامي طالبان به خصوص در آستانه انتخابات و نيز شانتاژهاي انتخاباتي کرزي و کميسيون برگزاري انتخابات افغانستان در کنار تصميم جامعه بين الملل براي بيش از اين دستکاري نکردن سيستم آسيب پذير کنوني منجر به بيرون آورده شدن دومين دور رياست جمهوري افغانستان براي حامد کرزي شد. حال اين افغانستان است و يک رئيس جمهور برنده اما اعتبار از دست داده با حامياني از شبکه تو در توي مافياي قدرت اين کشور از يک سو، و دکتر عبدالله عبدالله نامزد بازنده يا کنار گذاشته شده اما پيروز و خوشنام که نسل جوانان افغان خواهان تغيير و اصلاحات از او حمايت مي کنند و به رغم باختن صوري انتخابات، تلاش براي ساختن يک افغانستان آزاد و امن و به دور از فساد و شانتاژ دولت و دولتي ها را براي چهار سال آينده آغاز کرده است.با روي کار آمدن دولت جديد امريکا موضوع آينده افغانستان و پاکستان در صدر ليست اولويت هاي سياست خارجي امريکا قرار گرفت. در کنار رايزني هايي که براي تغيير و اصلاح و فشار براي حذف طالبان پاکستان در کشور پاکستان جريان يافت، موضوع آينده افغانستان و کارايي دولت حامد کرزي به عنوان اولويت مباحث سياست خارجي امريکا قرار گرفت.خيلي زود اعتراض به حکومت باندباز افغانستان و دولت فاسد و ناکاراي کرزي و نيز عبور از کرزي يا ماندن کرزي به يکي از دو بحران جدي دولت اوباما در ارتباط با افغانستان تبديل شد. بر همين اساس به يکباره حامد کرزي تبديل به سوژه يي براي تهاجم تيم هاي اطلاعاتي و تحليلگران اوضاع افغانستان و مقام هاي امريکايي شد. از همان ابتدا که دولت اوباما ريچارد هالبروک را به عنوان نماينده ويژه در حل بحران افغانستان و پاکستان از سوي دولت اوباما منصوب کرد ويترين دولت کرزي پي در پي مورد کنکاش رسانه ها و تحليلگران حزب دموکرات و نيز کنگره امريکا قرار گرفت.ناکارايي شخص کرزي به اين لحاظ زير ذره بين نقد و کنکاش قرار گرفت که بسياري از تحليلگران اعتقاد داشتند شيوه حکومتداري وي باعث شده دولت امريکا به دومين معضل سياست خارجي خود در افغانستان دچار شود يعني بلاتکليفي براي ادامه حضور نظامي يا تخليه سربازان امريکايي از افغانستان و واگذاشتن اوضاع اين کشور به حال خود. در شرايطي که تداوم حملات طالبان، امريکايي ها را تحت فشار قرار داده بود تا تکليف خود را در افغانستان روشن کنند به نظر مي رسيد برگزاري انتخابات رياست جمهوري اين کشور مي تواند فرصتي باشد تا شرايط سياسي و امنيتي افغانستان مورد بررسي و کارشناسي بيشتري قرار گيرد. در آستانه انتخابات و در حالي که تعداد و شدت حملات به دولت کرزي هر هفته افزايش مي يافت، دو گرايش هم در گردانندگان و تحليلگران دموکرات سياست خارجي امريکا در مورد افغانستان شکل گرفت؛ يک گرايش بر رفتن و نماندن کرزي حتي براي يک لحظه تاکيد داشت اما گرايش دوم که با نظر جمهوريخواهان همخواني بيشتري داشت ضمن اذعان به ناکارايي دولت کرزي و تاکيد بر اينکه حکومت کرزي نقشي اساسي در اقبال مردم به سوي طالبان داشته بر اين نکته اتفاق يافتند که طرح عبور از کرزي به آنجا ختم نشود که اولين رئيس جمهور منتخب مردم افغانستان که در واقع اولين اداره کننده کشور بر اساس توافقنامه بن در سال 2001 بوده، با اتهام فساد و بي لياقتي از حلقه روابط سياسي افغانستان صورت پذيرد. همين ها معتقد بودند عبور از کرزي با لحاظ همه جوانب روانشناسي جامعه قومي و قبيلگي افغانستان بايد صورت پذيرد. طيف فوق معتقد بود ادامه حملات به کرزي و حذف حمايت امريکا از او ممکن است به فروپاشي کل روابط قدرت در افغانستان منجر شود و يک روز صبح همه شاهد آن باشند که طالبان کاخ رياست جمهوري را در کابل به اشغال خود درآورده است.به نظر مي رسد راه حلي که براي عبور از کرزي و اصلاح امور و نه فروپاشيدن افغانستان پيدا شد، اين بود که با برگزاري دومين دور انتخابات رياست جمهوري افغانستان، و با ادامه حمايت ضمني جامعه بين الملل و امريکايي ها از کرزي و دادن امتيازات ديگري به او براي ماندن در قدرت، دومين دور رياست جمهوري افغانستان با نظارت دقيق جامعه بين الملل انجام شود و به نوعي با تشويق حمايت هاي عمومي، قومي و قبيلگي جامعه افغانستان، جامعه جهاني يک بار ديگر دولت کرزي را تحمل يا تجربه کند. به عبارت ديگر اين فقط اجبار و استيصال جامعه جهاني و تحليلگران امريکايي بود که يک انتخاب بد را براي اجتناب از انتخاب بدتر ترجيح داد.

اما نحوه برگزاري انتخابات رياست جمهوري و فساد کميسيون برگزاري انتخابات و خريد و فروش گسترده آرا به نفع کرزي به علاوه افشاي اينکه تقريباً تمام دستگاه هاي دولتي به نفع کرزي فعاليت کرده اند، معضل جديدي را در افغانستان به وجود آورد به نحوي که امريکايي ها و جامعه جهاني به يکباره با انتخاباتي مواجه شدند که بر اساس ابتدايي ترين معيارهاي برگزاري يک انتخابات، غيرقابل اعتنا و استناد بود. بحث ابطال انتخابات، تکرار انتخابات يا به مرحله دوم کشيدن انتخابات رياست جمهوري در شرايطي که حتي ناظران سازمان ملل نيز آن را بي اعتبار معرفي کردند، مشکل جديدي بود که بايد راه حلي براي آن پيدا مي شد. بي ترديد ابطال آراي برخي از حوزه ها و اعلام کشيده شدن انتخابات به دور دوم و نيز تعيين زمان بندي برگزاري دور دوم انتخابات رياست جمهوري دومين امتيازي بود که جامعه جهاني براي کرزي قائل شد. اولين امتياز و آوانسي که به کرزي داده شد ناديده گرفتن ناکارايي پنج ساله او در اداره امور افغانستان بود، اما دومين امتياز بزرگي که به کرزي داده شد اين بود که تخلفات گسترده انتخاباتي نيز بر اساس يک مصلحت انديشي منطقه يي ناديده گرفته و توافق شد تا نتيجه يک انتخابات بي اعتبار در مرحله دوم معلوم شود.

برخي از تحليلگران معتبر اعتقاد دارند کناره گيري عبدالله عبدالله با راي و اراده خود وي صورت نگرفته است يعني همان اراده يي که بر اساس ملاحظات امنيتي همه ناکارايي هاي پنج سال گذشته حامد کرزي و تخلفات انتخابات رياست جمهوري را در مقايسه با خطر فروپاشي به يکباره افغانستان به دست طالبان هيچ انگاشتند، همانان با اصرار از عبدالله خواستند با فداکاري به خاطر آينده افغانستان و با انصراف از شرکت در دور دوم رياست جمهوري، اجازه دهد شرايطي فراهم شود که جامعه متزلزل و آسيب ديده افغانستان با يک جابه جايي راديکال که احتمالاً هضم آن سخت خواهد بود، مواجه نشود.

آقاي دکتر عسگر موسوي استاد دانشگاه کابل و از مشاوران عبدالله عبدالله معتقد است «شليطه گري» حامد کرزي نقش قابل توجهي داشت براي اينکه در دوراهي «امنيت و دموکراسي» جامعه جهاني به ويژه وزارت خارجه امريکا گزينه امنيت را انتخاب کند. بر اين اساس است که امروزه بسياري در افغانستان معتقدند حامد کرزي پيروز اما بي اعتبار بازنده انتخابات افغانستان است و عبدالله عبدالله که از ادامه مبارزات رياست جمهوري انصراف داده عملاً پيروز انتخابات است.

جدا از نتايج خوب و بد انتخابات رياست جمهوري اخير افغانستان، ظهور تدريجي اما پرشتاب جنبش تغيير و اصلاح در اين کشور بحران زده به نظر مي رسد مهم ترين تحول سياسي - اجتماعي افغانستان پس از سقوط طالبان در 2001 باشد.

از اين قاعده مهم نمي توان غافل شد که طالبان در حال حاضر در بسياري از مناطق شمال، جنوب، شرق و غرب اين کشور به عنوان يک تهديد امنيتي حضوري جدي دارد و با تداوم حملات نظامي و مديريت حملات انتحاري از مهم ترين صحنه گردانان روابط داخلي افغانستان است. با اين حال بعد از طالبان، احتمالاً جنبش اصلاح و تغييري که عبدالله عبدالله آن را نمايندگي مي کند، به عنوان اولين اپوزيسيون رسمي و نام و نشان دار قوي ترين نيروي سياسي- اجتماعي است که جامعه افغانستان آن را تجربه مي کند. تجربه يي که انتخابات رياست جمهوري اخير افغانستان از خود باقي گذاشت، بر ترک خوردن بخش هايي از روابط قومي، قبيلگي و مذهبي جامعه سنتي افغانستان حکايت دارد؛ جبهه بندي هايي که مي توان از آن به عنوان آثار بروز يک جامعه نسبتاً باز اشاره داشت.

در انتخابات اخير طيف هاي وسيعي از پشتون ها از عبدالله عبدالله که يک نسبت او به تاجيک ها مي رود، حمايت کردند. هزاره هاي شيعه از کرزي سني حمايت کردند و درصدي از سني ها به بشردوست يک نامزد شيعه رياست جمهوري راي دادند. تحولات اخير هرچند فرصت آن را نيافت تا در يک انتخابات رياست جمهوري سالم و بدون شائبه فساد و تقلب نمايان شود آثار شکل گرفتن پايه هايي از تسامح و تساهل را در جامعه سنتي و به شدت بسته افغانستان به نمايش گذاشت.

صورت بندي هاي سياسي امروز افغانستان شاهد حضور و قدرت گرفتن جنبش نرم و قدرتمندي است که عبدالله عبدالله به عنوان نماد آن، از انتخابات کناره گيري مي کند اما از مردم دعوت مي کند در دور دوم انتخابات شرکت کنند. وي بازي را به رقيب واگذار مي کند اما در جامعه يي که هنوز تا به دندان مسلح است به هوادارانش توصيه مي کند از هرگونه اعتراض خشونت آميز اجتناب کنند. بي ترديد حامد کرزي فرصت هاي بسياري را در افغانستان از دست داد، اما آينده افغانستان از آن جنبش آبي اصلاح و اعتراض است.













خبرنامه «موج سبز آزادی»   جمعه، 15 آبان 1388
اخبار نیم روزی

اخبار 12 ساعت گذشته:

  • دادگاه تعدادی از اسرای جنبش سبز در ابتدای هفته جاری برگزار می‌شود
  • یک زن میان‌سال: «از یک طرف فریاد می‌زنند مرگ بر آمریکا، از طرف دیگر با آن‌ها معامله می‌کنند»
  • سیدمحمد خاتمی به دیدار الویری رفت
  • طنین فریاد/ شعر وارده
  • دل‌نوشته ساره‌ عظیمی برای همسر دربندش مهدی شیرزاد
  • هدف نهایی جنبش سبز
  • یادمان اسرای جنبش سبز/ بهمن! همچنان سبز بمان
  • تماس تلفنی حجت شریفی با خانواده و اظهار بی‌اطلاعی از محل نگهداری خود
  • خبرهایی از اوین- مقاومت ابطحی در برابر بازجویان، دلیل اصلی تداوم بازداشت
  • محمد ستاری‌فر در حین رفتن به خیاطی به عنوان اغتشاشگر دستگیر شد!
  • نتایج سیاست‌های اقتصادی دولت فعلی جز تثبیت «رکود تورمی» نتیجه دیگری ندارد!
  • دستگیری دو عضو دیگر جبهه مشارکت
  • دبیر ستاد ۸۸ استان آذربایجان شرقی بازداشت شد
  • یادمان اسرای جنبش سبز/ بهمن! چرا بازجو مرا آزاد کرد و تو را نه؟
  • شمس‌الواعظین: حکومت باید مواظب از بین رفتن اقتدارش باشد
  • رویای پرپر/ شعر وارده
  • میراث جنبش سبز و نمایندگی خارج‌نشینان/ یادداشت وارده
  • به انان که انگشتر سلیمان به یغما برده‌اند/ یادداشت وارده
  • نخبگان و خبرگان
  • به همه‌ی «دوستان نا امیدم»!
  • روایت شما از راهپیمایی ۱۳ آبان-۴/ دومین گلچین گوگل‌خوان

متن کامل این اخبار در فایل PDF پیوست شده موجود است.

به ما خبر بفرستید: info@mowjcamp.org | پايگاه اینترنتی «موج سبز آزادی» : http://www.mowjcamp.org



06.Nov.09


تهدید حامیان خارج از کشور 'جنبش سبز' از سوی نظامیان

مسعود جزایری: تاكنون طيف قابل ملاحظه ای از پياده نظام جريان فتنه شناسايی و به موقع با آنها برخورد خواهد شد

سرتیپ مسعود جزایری، معاون فرهنگی ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با تاکید بر شناسایی بسیاری از معترضان در داخل و خارج از ایران وعده داده است که با آنها چه در داخل و چه در خارج از کشور در زمان مناسب برخورد خواهد شد.

آقای جزایری همزمان با حضور معترضان به نتایج اعلام شده انتخابات در راهپیمایی روز 13 آبان در اظهاراتی که در روزنامه کيهان منتشر شد، از اعتراضات پس از انتخابات با عنوان "فتنه" و" کودتای آمریکایی-انگلیسی"ياد کرد و گفت:"تاكنون طيف قابل ملاحظه ای از پياده نظام جريان فتنه شناسايی و به موقع با آنها برخورد خواهد شد."

او همچنین تهدید کرد که"جمهوری اسلامي ايران در عين سعه صدر، نمی تواند به عناصر برانداز و دنباله های كودتای نرم اجازه فتنه گری بدهد و چنانچه ناچار شود حتی خواهد توانست عقبه های برون مرزی كودتا را با چالش جدی مواجه سازد."

وی در باره جزييات آنچه آن را چالش جدی خواند، توضيح نداده است.

جمهوری اسلامی به ويژه در دو دهه نخست حيات خود به ترور شماری از چهره های سرشناس مخالف خود در خارج از کشور متهم شده است.

مسعود جزايری در بخشی دیگری از اظهاراتش که از سوی معاونت فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح در اختیار رسانه های رسمی ایران قرار گرفته، نسبت به آنچه "تبليغات منفي دخالت جويانه رسانه های غربی در سالروز تسخير لانه جاسوسی شيطان بزرگ" خواند، هشدار داد و رسانه های غربی را متهم کرد که با "ايجاد فضاسازی هاي كاذب و تشويق و ترغيب عده ای از شهروندان" بستری را فرهم کرده اند که"شروع و خاتمه آن هر دو مبتنی بر مدل باخت- باخت است."

تهدید معاون ستاد کل نیروی های مسلح در مورد ایجاد چالش جدی برای حامیان جنبش اعتراضی ایران در خارج از کشور در حالی صورت می گیرد که در آستانه 13 آبان، اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی نیز در اظهارات مشابهی با تأکيد بر اينکه"نیروی انتظامی به طور جدی با هر نوع حرکتی در راستای براندازی مقابله خواهد کرد"، نسبت به بی توجهی عده ای در خارج از کشور به قوانین جمهوری اسلامی هشدار داده بود.

آقای احمدی مقدم گفته بود که "بعضی از جريان های سياسی به دنبال کشاندن پليس به حاشيه ها به دليل برخورد با اخلالگران در نظم و آرامش هستند. اين عده در خارج و داخل کشور به قوانين بی توجه هستند و می خواهند بدون مجوزهای قانونی دست به تجمعاتی بزنند و پليس نيز وظايف قانونی خود را انجام خواهد داد."

به رغم تهدیدات ضمنی دو مقام بلندپایه نظامی و انتظامی علیه معترضان در داخل و خارج از کشور آنها از توضیح بیشتری در این مورد خودداری کردند.

همزمان اما سایت"بصیرت" ارگان اینترنتی دفتر سیاسی سپاه پاسداران به معرفی 5 جریان و شماری از ایرانیان خارج از کشور به عنوان"سران خارج نشين کودتای سبز" پرداخت.

به نوشته اين وبسايت "در کنار ستاد جنگ روانی کودتاگران در داخل کشور، ستاد خارج نشين اين جريان نيز فعاليت های تبليغی و تخريبی خود را با شدت مضاف آغاز نمود."

معرفی 5 جریان حامی جنبش سبز در خارج از کشور

سایت دفتر سیاسی سپاه پاسداران "روشنفکران سکولار"،"روزنامه نگاران"،"فعالان دانشجویی"،"هنرمندان" ایرانی مقیم کشورهای خارجی را به عنوان چهار جریان حامی جنبش اعتراضی پس از انتخابات معرفی کرد و در باره جریان پنجم نیز ادعا کرد که " سلطنت‌طلبان، معاندين و ضدانقلابيون باسابقه،اعضای گروهک منافقين و ديگر گروهک های ضدانقلاب" در شمار حامیان جنبش سبز هستند.

دفتر سیاسی سپاه به توصیف هر یک از این جریان ها پرداخته و نوشته است:"جمعی از روشنفکران سکولار که با حاکميت دينی و حکومت اسلامی تعارض بنيادی داشته و جمهوری اسلامی را انديشه‌ای پارادوکسيکال می ‌خوانند" و"روزنامه‌نگاران مطبوعات زنجيره‌ای که صحنه گردان مطبوعات در دوران حاکميت دولت دوم خرداد بودند" دو جریان نخست حامی جنبش سبز در خارج از کشور به شمار می روند.

این گزارش فعالان دانشجویی را که طی دهه گذشته به خارج از کشور مهاجرت کرده اند به عنوان جریان سوم حامی اعتراضات اخیر معرفی کرده و در توصیف آن افزوده است که جمعی از چهره‌های افراطی جنبش دانشجویی" که بعد از دوم خرداد در اعتراضات دانشجویی پس از 18 تیر 78 نقش داشته و به ادعای سایت بصیرت در"ايجاد انحراف و استحاله در بخشی از جنبش دانشجويی" طی سال های پس از دوم خرداد نقش داشتند، بخشی دیگر از حامیان اعتراضات پسز از انتخابات هستند.

دفتر سیاسی سپاه پاسداران با مستثنی کردن "سلطنت‌طلبان" و کسانی که از آنان با عنوان"معاندين و ضدانقلابيون باسابقه" و گروه هایی نام برده که " سابقه سه دهه مقابله با انقلاب اسلامی" را دارند، تاکید کرده که "چهره هاي شاخص 4 گروه اول" ایرانیان خارج از کشور"اغلب کسانی هستند که نام و نشان خود را نيز از انقلاب اسلامی وام دارند و اين روزها نمک خورده و نمکدان شکسته، قلم و زبان ناتوان خود را در خدمت تهاجم به انقلاب اسلامی قرار داده‌اند."

در این گزارش با تاکید حمایت جریان های مورد اشاره از میرحسین موسوی و مهدی کروبی در پیش و پس از انتخابات ادعا کردکه"اعلام مواضع ضدانقلابي اين افراد در اين روزها، هيچ‌گاه توسط موسوی،کروبي و خاتمي مورد نفی و نقد قرار نگرفته و با اين نگاه تا قبل از برائت از اين سخنان مي‌توان مواضع اعلام شده توسط اين تيم خارج نشين کودتاگران را به حساب سران داخل نشين کودتای سبز از جمله موسوی و کروبی و خاتمی نوشت."

به گفته دفتر سیاسی سپاه چون "قوانین جمهوری اسلامی اجازه اظهار نظرات صريح" را به کاندیداهای معترض و سران جنبش سبز نمی‌دهد، "شاخه خارج نشين اين جريان در پناه حاشيه امن ايجاد شده توسط کشورهای غربی از زبان خود سخنان" آنها را بیان می کنند.

معرفی یا تهدید؟

گزارش دفتر سیاسی سپاه از چهره هایی چون شیرین عبادی، محسن کدیور، عطاءالله مهاجرانی، عبدالکریم سروش، محسن سازگارا، محسن مخملباف به طور ویژه به عنوان سران خارج از کشور جنبش سبز نام برده و همزمان از چهره هایی که طیف گسترده ای از ایرانیان به لحاظ فکری و حوزه فعالیت های شان را شامل می شود به عنوان کسانی ياد کرده که علاوه بر حمایت از جنبش اعتراضی پس از انتخابات به فعالیت علیه جمهوری اسلامی پرداخته اند.

"حمله به جايگاه رهبری نظام اسلامی و ولايت مطلقه فقيه"،"هجمه به حاکميت دينی و حکومت اسلامی"،"حمله به نظام مقدس جمهوری و متهم ساختن آن به ناپاکی و ناکارآمدی"،"تکرار موضوع تقلب در انتخابات"،"هدايت، آموزش و تشويق اغتشاشگران برای ايجاد ناامنی و آشوب"،"هدايت، آموزش و تشويق اندک هواداران داخلی به نافرمانی مدنی"، و "هتک حرمت بزرگان نظام اسلامی و توده‌های ملت حزب اللهی حاضر در صحنه" از جمله 7 اتهامی است که در گزارش دفتر سیاسی سپاه به ایرانیان خارج از کشور وارد شده است.

اتهام هشتم چهره ها و جریان های فعال در خارج از کشور بنابر گزارش دفتر سیاسی سپاه پاسداران "زير سوال بردن نهادهای قانونی نظام اسلامی از جمله شورای نگهبان، وزارت کشور، قوه قضائيه، نيروي انتظامي، وزارت اطلاعات، سپاه و بسيج و ..." عنوان شده است.

در گزارش منتشر شده در سایت دفتر سیاسی سپاه پاسداران از "وبلاگ‌های شخصی، سايت های سياسی و شبکه های اجتماعی اينترنتی به عنوان رسانه هایی که "از بيرون کشور هدايت می ‌شوند"، ياد شده است.

 

 

 

هرکس از این سه زندان اطلاعاتی دارد فاش کند
مخفی 4 - شاپور- پاسارگاد
این 3 زندان مخفی را افشاء کنید

 

 

 

 

تظاهرات دیروز در تهران و شهرهای مختلف دیگر ایران، به خوش خیالی خیلی از حکومتیان و از جمله باصطلاح نمایندگان مجلس نیز خاتمه بخشید. بویژه کمیسیون سیاست خارجی و امنیت ملی که چند تن از قاتلین و اداره کنندگان بازداشتگاه کهریزک بعنوان نماینده مجلس برای رسیدگی به جنایات حضور دارند!

این کمیسیون قرار بود گزارشی را که درباره جنایات در کهریزک و بازدید از اوین تهیه کرده بود در صحن مجلس قرائت کند که درآن نام چند تن از فرماندهان نیروهای انتظامی و قاضی مرتضوی نیز آمده بود. با این خوش خیالی که جنبش فروکش کرده و همه چیز به فراموشی سپرده شده و بویژه توصیه "آقا" که مسئله دوباره مطرح نکنید و کش ندهید، نه گزارشی قرائت شد و نتیجه ای اعلام.

و تازه این درحالی است که تکلیف سه بازداشتگاه مخفی و جرائم دایر کنندگان آنها مشخص نشده است. از جمله بازداشتگاه "مخفی 4" که همان زیر زمین وزارت کشور است که سردار محصولی وزیر کشور و کامران دانشجو معاون سیاسی وی در جریان انتخابات و وزیر کنونی علوم در کابینه احمدی نژاد آن را دایر کرده بودند. شمار زیادی از بازداشتی های اعتراضات در این زیر زمین شکنجه و حتی زیر شکنجه کشته شدند.

بازداشتگاه "پاسارگاد" که گفته می شود دراختیار واحد سرکوب تهران "ثارالله" است و محل آن هنوز محل دقیق آن معلوم نیست.

بازداشتگاه "شاپور" نیز از دیگر زندان هائی است که کسی حاضر نیست درباره آن دهان باز کند.

و تازه زندان قصر فیروزه نیز مطرح است که مستقیما دراختیار بخش اطلاعات سپاه است. نظامی که با رفراندوم 98 درصدی مردم ایران روی کار آمد، حالا برای حفظ خود هر دخمه ای را تبدیل به زندان و بازداشتگاه کرده و همچنان با کمبود زندان و بازداشتگاه روبروست! البته این ها همگی زندان ها و بازداشتگاه های مخفی برای دستگیرشدگان حوادث بعد از انتخابات است. قصه اوین و رجائی شهر و گوهر دشت در تهران و شهرستانها خود قصه ای مستقل است.





05.Nov.09

 بازتاب جهانى ۱۳آبان در 7شهر دیگر ایران

آینده : درگیرى میان مخالفان دولت و برخی نیروها در روز ۱۳ آبان در شهرهاى مختلف ایران بازتاب وسیعى در رسانه هاى جهان داشته است و روزنامه ها و تلویزیون هاى آمریكا، بریتانیا و جهان عرب به بازتاب اخبار و تحلیل تحولات این روز پرداختند.

رسانه هاى آمریكایى با پوشش وسیع رویداهاى روز چهارشنبه ایران و درگیرى میان معترضان با پلیس ضد شورش، تحلیل های خود را پیرامون وقایع چند ماهه گذشته و همچنین گسترش نا آرامى ها به شهرهاى مختلف ارائه كردند.

به ادعای این رسانه ها در تظاهرات روز چهارشنبه علاوه بر تهران، شهرهاى اهواز، اصفهان، شهركرد، قزوین، شیراز، تبریز و رشت نیز شاهد حضور معترضان در تظاهرات اعتراضى بر ضد دولت بود.

روزنامه آمریكایى «لس آنجلس تایمز» در گزارشى از روز ۱۳ آبان از یك زن حاضر در تظاهرات نقل مى كند كه مدعی شده است: «یك پلیس به شدت با باتوم مرا مورد ضرب و شتم قرار داد و این در حالى بود كه پلیس دیگر از روى ترحم درخواست مى كرد كه همكار وى، كتك زدن مرا متوقف كند.»

این زن با این حال گفته است: «اما من نترسیده ام و تا پایان راه به اعتراض خود ادامه مى دهم.»

وال استریت ژورنال، راهپیمایى مخالفان در روز ۱۳ آبان را «چالشى اساسى» براى محمود احمدى نژاد، رییس دولت دهم دانسته است.

شبكه هاى تلویزیونى سراسرى آمریكا، نیز صحنه هایى از تظاهرات و شعارهاى معترضان را كه از طریق شهروندان ایرانى دریافت كرده اند، براى میلیون ها بیننده خود پخش كردند.

از سوى دیگر، رسانه هاى عرب زبان نیز به پوشش اخبار درگیرى هاى روز ۱۳ آبان پرداخته و بخش عمده اى از گزارش هاى خود را به ایران اختصاص دادند.

تلویزیون الجزیره عربى و انگلیسى نیز در بخش هاى مختلف خبرى خود درگیرى هاى روز چهارشنبه تهران را در صدر خبرهاى خود پوشش دادند.

 

برنار کوشنر : دولتی که در داخل سرکوب می کند و در خارج از گفتگو سر باز می زند وضعیت خوش یمنی را نوید نمی دهد

راديو فرانسه : برنار کوشنر، وزیر امورخارجۀ فرانسه، در واکنش به سرکوب تظاهرات طرفداران جنبش راه سبز امید در تهران از سوی نیروهای امنیتی و انتظامی جمهوری اسلامی ایران در روز چهارشنبه و نیز از وضعیت پروندۀ هسته ای ایران ابراز نگرانی کرده و هشدار داد که گفتگوها و مذاکرات ایران و گروه کشورهای موسوم به گروه (١+ ٥ ) ممکن است قطع شود.

 برنار کوشنر در دنبالۀ سخنان خود گفت دولتی که در داخل سرکوب می کند و در خارج از گفتگو سر باز می زند وضعیت خوش یمنی را نوید نمی دهد. وزیر امورخارجۀ فرانسه افزود اوضاع در خاورمیانه، یک خاورمیانۀ از پیش خطرناک، پرخطر است و نباید با یک توانائی بالقوۀ فرضی و اثبات نشدۀ تولید سلاح بمب اتمی اسرائیلی ها را تحریک کرد. وزیر امور خارجۀ فرانسه در بخش دیگری از سخنان خود گفت متشنج کردن اوضاع در خاورمیانه، روبرو بودن با یک جنبش اعتراضی نیرومند در داخل و در همان حال تقریباً تمامی دنیا را علیه خود داشتن محاسبۀ دیپلماتیک درست و خوبی نیست.

 وزیر امورخارجۀ فرانسه گفت جنبش اعتراضی مردم ایران جنبشی بسیار بسیار مهم است و در روز چهارشنبه شمار مردمی که در تظاهرات اعتراضی شرکت داشتند بسیار زیاد بوده است. برنار کوشنر در اظهار نظر پیرامون پروندۀ هسته ای ایران بر این نکته انگشت گذارد که تهران هنوز به پیشنهاد آژانس بین المللی انرژی اتمی در مورد غنی سازی اورانیوم مورد نیاز ایران برای رآکتور تحقیقاتی این کشور در روسیه و فرانسه پاسخ نداده است. براساس این پیشنهاد که از حمایت آمریکا، روسیه و فرانسه نیز برخوردار است باید ٧٥٪از اورانیوم غنی شده در ایران به میزان ٥٪ برای غنی شدن به میزان در حدود ٢٠٪ ابتدا به روسیه و سپس به فرانسه منتقل شده و آنگاه به ایران باز گردانده شود.

 در جریان تظاهرات روز چهارشنبۀ هواداران جنبش سبز و معترضان به سیاست های جمهوری اسلامی ایران، تظاهراتی که با خشونت سرکوب و با پراکنده ساختن تظاهر کنندگان به وسیلۀ نیروهای دولتی همراه بود، فرهاد پولادی، خبرنگار خبرگزاری فرانسه در تهران نیز بازداشت شد


عکس : یک بسیجی شناخته شده
تظاهرات روز گذشته،  13 آبان ، 4 نوامبر
مجيد صباغيان بازجوی اداره اماکن


http://www.iranpressnews.com/

پنجشنبه، 14 آبان ماه 1388 برابر با 2009-11-05

03:55 » 

فیلم؛ گرداندن تظاهرات توسط یک شیرزن ایرانی‌ ۱۳ آبان

03:49 » 

وبلاگ؛ برای 16 آذر روز دانشجو برنامه ریزی کنیم

03:44 » 

گزارش یکی از خوانندگان از تظاهرات در دانشگاههای مشهد

03:39 » 

فیلم؛ تظاهرات به پشتیبانی از مردم ایران، استکهلم سوئد

03:33 » 

فیلم؛ CNN: پائین کشیدن و لگدمال کردن عکس خامنه ای

03:19 » 

فیلم؛ دیکتاتور بیچاره بازی ادامه داره

03:07 » 

یا با اونا، یا با ما؛ آقای اوباما!

چهارشنبه، 13 آبان ماه 1388 برابر با 2009-11-04

22:42 » 

وبلاگ؛ امروز خامنه ای نماز وحشت خواند!

22:40 » 

فیلم؛ مردم به مزدوران رژیم: ما اهل کوفه نیستیم پول بگریم بایستیم

22:36 » 

فیلم؛ سردادن شعار علیه روسیه در متروی تهران 13 آبان

22:30 » 

فیلم؛ مردم یک بسیجی مزدور را گوشمالی دادند 13 آبان

22:06 » 

پیام جوانان در تهران؛ می جنگیم تا سرنگونی حکومت اسلامی

21:14 » 

چند پیام خوانندگان؛ اعتراضات شبانه/آتش سوزی در بازار تبریز

20:59 » 

فیلم؛ هموطنی با عصا در میان جمعیت: مرگ بر دیکتاتور 13 آبان

20:41 » 

فیلم؛ تظاهرکنندگان: پلیس ضد شورش، احمدی رو بشورش

20:26 » 

گزارش خوانندگان؛ امشب 13 آبان ساعت 10:30 به وقت تهران

20:20 » 

فیلم؛ شلیک گاز اشک آور بسوی تظاهرکنندگان 13 آبان تهران

20:07 » 

عکس؛ تظاهرات تهران: ای رهبر بی غیرت بشنو شعار ملت

19:40 » 

تظاهرات ضد حکومتی؛ صدا و سیمای رژیم ناگزیر شد پخش کند

18:36 » 

عکس؛ توقیف محموله بزرگ سلاح متعلق به رژیم در مديترانه

18:33 » 

فیلم؛ تظاهرات ضد حکومتی در تبریز 13 آبان

18:30 » 

فیلم؛ تظاهرات دانشجویان دانشگاه شهرکرد 13 آبان

18:24 » 

فیلم؛ استقبال مردم از کروبی 13 آبان تهران

18:20 » 

بازداشت فعال دانشجویی و عضو کمپین یک میلیون امضا

18:14 » 

فیلمبرداری مخفیانه از نیروهای ضد شورش 13 آبان

18:03 » 

فیلم؛ تظاهرات در مترو 13 آبان تهران

17:57 » 

CNN؛ تظاهرکنندگان در تهران: اوباما اوباما یا با اونها یا با ما

17:51 » 

فیلم؛ حمله مزدوران موتورسوار به مردم شیراز 13 آّان

17:49 » 

فیلم؛ تهران 13 آبان: مجتبی بمیری رهبری رو نبینی

17:45 » 

فیلم؛ دستگیری جوانان توسط مزدوران لباس شخصی 13 آبان

17:43 » 

فیلم؛ استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی 13 آبان تهران

17:33 » 

فیلم؛ ضرب و شتم وحشیانه زنان و دختران تهران 13 آبان

17:25 » 

فیلم؛ مردم در حال مبارزه با نیروهای ضد شورش 13 آبان

17:21 » 

فیلم؛ پاره کردن پلاکارد خامنه ای جلوی چشم ماموران 13 آبان

17:18 » 

13 آبان؛ گزارش یکی از خوانندگان از رشت

17:14 » 

فیلم؛ مزدوران رژیم در کوچه ها در پی تظاهرکنندگان

17:07 » 

فیلم؛ حمله مزدوران خامنه ای کثیف به یک دختر بی دفاع

17:04 » 

دانشجوی دانشگاه صنعتی اصفهان بازداشت شد

16:16 » 

فیلم؛ درمان کردن مردم در پارکینگ خانه ها 13 آبان

14:56 » 

یورش وحشیانه نیروهای سرکوبگر به مردم در خیابان مطهری

14:50 » 

فیلم؛ تهران. 13 آبان: سفارت روسیه لانه جاسوسیه

14:47 » 

گزارش خوانندگان؛ تهران ساعت 4 بعد از ظهر

14:42 » 

فیلم؛ سپاه جنایت می‌کنه، رهبر حمایت میکنه، ۱۳ آبان

13:59 » 

فیلم؛ ضرب و شتم وحشیانه زنان و دختران 13 آبان

13:55 » 

فیلم؛ تظاهرکنندگان: توپ، تانک، کهریزک دیگر اثر ندارد 13 آبان

13:50 » 

فیلم؛ تظاهرات دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد 13 آبان

13:48 » 

فیلم؛ تظاهرکنندگان: ایران سبز و آباد، بمب اتم نمیخواد 13 آبان

13:32 » 

فیلم؛ لگدمال کردن پوستر خامنه ای جنایتکار 13 آبان

13:31 » 

فیلم؛ گزارش CNN از تظاهرات و درگیریهای امروز تهران

13:27 » 

گزارش خوانندگان؛ میخواستم از وضع امروز بگم 13 آبان

13:13 » 

13 آبان؛ گزارش خوانندگان از تبریز، یاسوج، تفرش و ..

13:11 » 

فیلم؛ تظاهرات دانشجویان دانشگاه چمران اهواز 13 آبان

13:10 » 

فیلم دیگری از حضور کروبی در تظاهرات 13 آبان

13:06 » 

گزارش خوانندگان؛ دستگیری دانشجویان دانشگاه تفرش

13:04 » 

گزارش کوتاه خوانندگان؛ درگیری های گسترده در تبریز

13:02 » 

فیلم؛ مزدوران چماق بدست رژیم در خیابانها 13 آبان

12:57 » 

فیلم؛ تظاهرات دانشجویان دانشگاه تهران 13 آبان

12:48 » 

13 آبان؛ یکی از شاهدان: بیرحمانه مردم را می زدند

12:45 » 

13 آبان؛ درگیری شدید در اقصی نقاط تهران

12:40 » 

13 آبان؛ قطع اینترنت در تهران

12:37 » 

فیلم؛ تظاهرات تهران: خامنه ای قاتله ولایتش باطله 13 آبان

12:36 » 

فیلم؛ تظاهرات در شیراز: مرگ بر دیکتاتور 13 آبان

12:20 » 

CNN: مردم ایران هشدارها را ناديده گرفته و به خيابانها ريختند

12:16 » 

13 آبان؛ تجمع مردم در مقابل خبرگزاری ایرنا: مرگ بر دیکتاتور

12:13 » 

فیلم؛ تظاهرکنندگان: "اوباما اوباما یا با اونها یا با ما" 13 آبان

12:07 » 

رویتر: مردم بجای شعار مرگ بر آمریکا می گفتند مرگ بر دیکتاتور

12:02 » 

13 آبان؛ درگیری گسترده در شیراز / شلیک تیرهوايی

11:59 » 

فیلم؛ حضور مهدی کروبی در تظاهرات تهران 13 آبان

11:55 » 

13 آبان؛ گزارش یکی از شاهدان از تظاهرات مردم در اصفهان

11:51 » 

13 آبان؛ ضرب و شتم شدید حبیب‏الله پیمان و همسرش

11:49 » 

فیلم؛ تظاهرات ضد حکومتی در رشت 13 آبان

11:45 » 

فیلم؛ زخمی شدن برخی از تظاهرکنندگان 13 آبان

11:43 » 

فیلم؛ روشن کردن آتش بعد از پرتاب گاز اشک آور 13 آبان

11:34 » 

گزارش یکی از شاهدان از تظاهرات امروز تهران

11:17 » 

13 آبان؛ فیلم دیگری از تظاهرات در تهران

11:09 » 

فیلم؛ تظاهرات تهران: زندانی سیاسی آزاد باید گردد 13 آبان

11:08 » 

فیلم؛ تظاهرات دانشجویان در خیابانهای تهران 13 آبان

11:05 » 

13 آبان؛ فیلم دیگری از تظاهرات ضد حکومتی در تهران

11:02 » 

اختلال در سرویسهای پست الکترونیک و پیام رسان

10:58 » 

مقام وزارت کشور رژیم با اعتراض دانشجویان پا به فرار گذاشت

 






04.Nov.09 - 13 aban



از دقایقی پیش آغاز شد // اجتماع حامیان جنبش سبز در میدان هفت‌تیر و شلیک
گاز اشک‌آور (پارلمان  <http://www.parlemannews.ir/index.aspx?n=5098>

در دقایق ابتدایی آغاز مراسم 13آبان برخوردهای پرداکنده‌ای از سوی نیروهای
انتظامی و امنیتی حاضر در میدان هفت‌تیر با حامیان جنبش سبز صورت گرفت. به
گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در حالی که
لحظه به لحظه بر تعداد مردم حامی جنبش سبز در میدان هفت‌تیر و خیابان‌های
اطراف اضافه می‌شود نیروهای انتظامی و امنیتی حاضر در محل چندین بار اقدام
به شلیک گاز اشک‌آور و تیرهوایی کرده‌اند اما خوشبختانه تا این لحظه درگیری
فیزیکی خوشبختانه رخ نداده و تلاش نیروهای حاضر بیشتر برای پراکنده کردن
مردم است. مردم حاضر نیز شعارهایی همچون کروبی زنده باد، موسوی پاینده باد؛
یاحسین میرحسین در انتظار استقبال از مهدی کروبی به سر می‌برند. گفتنی است،
مسیر حرکت جامیان جنبش سبز به سمت لانه جاسوسی است. حداد عادل از حامیان
احمدی‌نژاد و از منتقدان جدی میرحسین و حامیانش نیز سخنران این مراسم است.
(پایان پیام)

...
ساعت ۱۰:۳۵ صبح : 1035 نیروهای یگان ویژه به مردم حمله کرده اند و ضد شورش
به مردمی که قصد حرکت به سمت میدان 7 تیر را داشتند حمله ور شده و سعی در
متفرق کردن آنها دارد
....
دانشجویان دانشگاه تهران لحظاتی پیش حرکت خود از درب دانشگاه به سمت محل
راهپیمایی را آغاز کردند. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، دقایقی پیش خیل
دانشجویان دانشگاه تهران با شعار مرگ بر دیکتاتور دانشگاه را به سمت محل
راهپیمایی ترک کردند. به گفته شاهدان عینی، درگیری‌های مختصری در گوشه‌ و
کنار حرکت دانشجویان دیده شد. اخبار تکمیلی متعاقبا اعلام خواهد شد.
.....
مشاهدات یک شهروند از ساعات اولیه 13 آبان
<http://mago.blogfa.com/post-48.aspx>

امروز صبح که می خواستم به سرکار بروم ترافیک به بالاترین حد خودش رسیده
بود نکته مهم اینکه ده ها اتوبوس شرکت واحد دم درب مدارس منزل ما در حوالی
تهرانپارس ایستاده بودند و مشغول سوار کردن دانش آموزان بودند نکته جالب
اینکه مسوولان مدرسه پیرو طرح جنبش سبز علوی به پیشانی همه دانش اموزان
پیشانی بند سبز زده بودند و در مسیر نیز چند اتوبوس دیدم که دانش اموزان
بسیجی را حمل می کرد و بر روی پرچمی که روی ماشین زده بودند نام مدرسه شهید
قدوسی سمنان دیده می شد که نشان می داد از شهرستان آورده شده اند.

 نکته مهم تر اینکه امروز فرزند یکی از همسایه هایمان که بسیجی است در کمال
تعجب دیدم که با سپر و کلاه خود و باتوم  و لباس نظامی از خانه خودشان
بیرون آمد و ظاهران این لوازم را داده اندکه به خانه ببرند که برایم بسیار
محل تعجب بود در حوالی چمران هم ماشین های نیروی انتظامی و یگان ویژه دیده
می شد و از همه اینها مهم تر اینکه بسیاری از دانش آموزان یکی از اتوبوس
هایی که بچه های مدرسه را سوار کرده بودو پیشانی بند سبز به انها داده
بودند روی مچ هایشان پارچه سبز بسته بودند! ظاهرن این هم خلاقیتی برای
تمایز نشان دادن با آن پارچه پیشانی بند اجباری بوده است!

....


تماس راديويی از تهران
http://www.epersianradio.com/



30.Okt.09


آيا محمود وحیدنیا" دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی ریاضی" پس از بیان انتقادات صریح از خامنه ای در جلسه روز گذشته  مفقود شده است؟

iwantfreedom88.blogspot :من توی جلسه همایش ملی نخبگان دیروز و دیدار با خامنه ای شرکت داشتم و اینجا قصد دارم ماوقع را توضیح دهم.

تعدادی برای صحبت کردن از قبل انتخاب شده بودند و حتی صحبتها و متن سخنرانی اونها هماهنگ شده بود . این افراد یکی یکی رفتند و همان صحبتهای کلیشه ای وخسته کننده همیشگی را (همگی از روی کاغذ واو ننداز) خواندند. در پایان خامنه ای پرسید کس دیگری صحبتی نداره؟ تعدادی دست بلند کردند و یک نفر بلند شد ایستاد که خامنه ای گفت برود صحبت کند. این دانشجو سخنان شدیدا انتقادی را شجاعانه و درکمال خونسردی بر زبان راند. وی خود را دانشجوی رشته ریاضی دانشگاه شریف معرفی کرد و در ابتدای صحبت گفت که این کسانی که از طرف نخبگان آمدند و از روی کاغذ حرفهایی زدند نماینده تمام نخبگان نبودند و ما آنها را انتخاب نکرده بودیم. این حرف با تشویق شدید و استقبال حضاری که قبل از آن با صحبتهای خواب آور کسل شده بودند همراه شد. سپس وی حرفهای خود را به این شکل ادامه داد( که من سعی می کنم تا جای ممکن عین جملات وی و در غیر این صورت نقل به مضمون بیاورم) :

"حرفهای من در زمینه متفاوتی نسبت به آنچه که دوستان مطرح کردند می باشد و صحبتهای خود را در 3 بخش ارایه می کنم.

1- متاسفانه صداوسیمای ما بازتاب دهنده ی آنچه که درکشور ما میگذرد نیست. آیا به نظر شما صدا وسیما وقایع اخیر را به همان شکلی که در جامعه ما وجود داشت نشان داد ؟ یا خلاف واقع بود؟ درسته که حرفهای من به صورت سوالی هست اما منظور بنده از لحنم کاملا مشخصه . متاسفانه زمانی که رسانه مادرو مهمترین عنصر اطلاع رسانی مردم بدین شکل رفتار میکند انتظاری از دیگر رسانه های خرد نمی رود. صدا وسیما یی که زیر نظر شما کار میکند و رییس آن را شما تعیین می کنید ، دو حالت دارد : یا به دستور شما این گونه عمل میکند و یا نظارتی بر آن ندارید. این سوال مطرح است که در این 30 سال آیا واقعا جامعه ما به سمت اسلامی شدن و اخلاقی بودن پیش رفته؟ اگر ذره ای هم جواب به این سوال منفی باشد باید به عملکرد خود در این 30 سال شک کنیم.

2 - مساله دوم را من با مثالی در یک مقیاس کوچکتر مطرح می کنم. در یک خانواده زمانی که دو برادر با یکدیگر مشکل دارند اگر پدر خانواده با برادر کوچکتر برخورد خشنی کند ، برادر بزرگتر هم به خود این اجازه را می دهد که با برادر کوچکتر رفتار خشونت آمیز داشته باشد. شما که مقام پدری دارید وقتی با مخالفان خود آن گونه برخورد می کنید عوامل پایین تر نیز به طبع آن رفتاری دارند که همه میدانند درزندانها چه گذشت. در مورد وقایع زندانها من به یاد دارم که در یکی از سخنرانی ها فرمودید که با مسببان این گونه وقایع و متخلفان زندانها به شدت برخورد می شود اما.. من خودم در یک تظاهرات سکوت در تاریخ (...) حضور داشتم. اونجا لباس شخصی ها و افراد لباس دار ریختن و همه ما رو زدند.

3- من نمیدانم چرا در این کشور اجازه ابراز هیچ گونه انتقادی در مورد شما داده نمی شود؟ من دراین 5 سالی که روزنامه ها را مطالعه می کنم ندیدم که کسی نقدی به شما وارد کند حتی یک جمله مجلس خبرگان که وظیفه آن نقد و نظارت بر عملکرد رهبری است عملا مشاهده می شود که این کار را انجام نمی دهد. "

دربین صحبتها بسیجی هایی که بین حاضران پخش بودند پارازیت می انداختند و داد میزدن که تمومش کن . وسط صحبتها یک برگ کاغذ به اون دانشجو دادند. اونم رو کرد به خامنه ای و گفت که به من گفتن که وقتت تمومه اما اگر اجازه میدین هنوز صحبت دارم. همین موقع بسیجی ها هم صلوات فرستادن که تمومش کنن .خامنه ای گفت از اول هم وقت تموم بود ولی حالا شما صحبتها تو ادامه بده در پایان صحبتهای وی با تشویق شدید وبسیارطولانی نخبگان همراه شد. بعد خامنه ای شروع کرد به جواب دادن و اظهار ناراحتی کرد که اینجا ما نمیخواستیم از این دست صحبتها مطرح بشه و دوست داشتم که در زمینه مسایل نخبگان و علمی بحث بشه و در جواب به اون دانشجو همون حرفهایی رو زد که توی خبرها دیدیم. یعنی در واقع به خاطر صحبتهای اون دانشجو بود که خامنه ای مجبور شد درباره انتخابات حرف بزنه و ...

وی پاسخ داد کی گفته از ما انتقاد نمی کنن ؟! من خودم گفتم برید کرسی های آزاد اندیشی تو دانشگاهها بزنید. چرا راه ننداختین خودتون؟ برید انتقاد کنید و...

یک بسیجی ذوب در ولایت هم گفت آقا میخوام بیام دست بوسی . خامنه ای هم چفیه اش رو در آورد گذاشت برای اون و فورا از پرده پشت سرش غیبش زد. به نخبگان گفته بودند انتهای مراسم قراره نماز جماعت به امامت آقا برپا بشه ما سرگردون مانده بودیم که حالا چی به چیه و قراره چی بشه... اونا هم گفتن دیگه تمومه ، نمازی در کار نیست خودتون برید بخونید.

در ادامه همایش من دیگه اثری از اون دانشجویی که رفته بود صحبت کرده بود ، در همایش ندیدم.
پی نوشت :

در پایگاه اطلاع رسانی دفتر رهبری به این آدرس

http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=contentShow&id=6056

می بینید که نام این دانشجو (محمود وحید نیا) در انتهای لیست کسانی که صحبت کردند اومده اما از مدارج و افتخاراتش چیزی ننوشته در صورتی که برای نفرات قبلی که با هماهنگی بوده این کار رو کرده. در سایت دفتر حفظ و نشر آثار آبت ا... خامنه ای این مورد تا حدودی توضیح داده شده :

http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=8294

 




فادی صریح و چشم در چشم
دیدار خامنه ای با نخبگان
با سخنان یک دانشجو بهم ریخت

 

 

 

 

این مطلب را با چند واسطه شنیدم که برایتان ارسال می کنم:

امروز(دیروز) خامنه ایبا جمعی با عنوان دانشجویان نخبه دیدار کرد. در این جمع یک دانشجویدکترا دستش را بالابُرد تا صحبت کند. اول به او اجازه ندادند، ولی دستش راپایین نیاور تا اینکهخامنه ای گفت: حرفش را بزند!

 این فرد پشتتریبون رفت و گفت:

«این جمع که اینجا هستند نمایندگان نخبگان نیستند، بلکه نماینده سازماننخبگان هستند.
صدا و سیما که رئیس آن منصوب شماست بسیار دروغ می گوید و یکطرفه در همهمسائل برخورد می کند

خبرگان را ما تا به حال در عمرمان ندیدیم ازشما انتقاد کنند. شما فضایی بوجود آورده اید که هیچ کس جرات نقد شما راندارد.اطرافیان شما، شما را تبدیل به فرد مقدسی کرده اند که قابل نقدنیست.بعد از انتخابات من خودم بعنوان اعتراض در راهپیمایی بودم و از نیروهایبسیج و لباس شخصی کتک خوردم. من قضاوت این مطلب رو به وجدانشما واگذار می کنم.»

 این رو کهگفت، اتفاق جالبی افتاد. همه حاضران بعنوان تائید او شروع کردن به دست زدن.

خامنه ا ای که در زمان حرف های آن فرد در همرفته بود، کاملا به هم ریخته و قرار نماز جماعت را لغو کرد و جلسه را ترک کرد.

 





29.Okt.09




http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/october/27//-a1ad019c99.html

سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۸
عبدالله نوری: مسوولان عذرخواهی کنند

حکومتی که اجازه اعتراض ندهد باید جابه جا شود

عبدالله نوری، وزیر کشور دولت هاشمی رفسنجانی و دولت اول سید محمد خاتمی خواهان عذرخواهی حکومت از رفتار گذشته خود شده و اعلام کرد: "اگر اجازه بیان اعتراضات مردم را ندهند، حکومت است که باید جابه جا شود".

میر مسول روزنامه توقیف شده خرداد روز گذشته در حالی این سخنان را در دیدار با جمعی از روزنامه نگاران ایراد کرد که در پی توقیف روزنامه خرداد و آزادی پس از سه سال حبس، سکوت سیاسی اختیار کرده و همزمان با انتخابات 22 خرداد، این سکوت را شکسته بود. این روحانی که از او به عنوان یکی از کاندیداهای شاخص انتخابات ریاست جمهوری دهم و کاندیدای ادوار تحکیم وحدت نام برده می شد، نهایتا متقاعد به پا گذاشتن به عرصه رقابت های انتخاباتی نشد.

نوری، روز گذشته در دیدار با روزنامه نگاران، با اشاره به برخورد حاکمیت با اعتراضات مردمی در حوادث پس از انتخابات گفت: الآن پس از چهار و نیم ماه آیا جمع بندی خود حکومت این است که بهترین و درست ترین رفتار را داشته و بهترین نتیجه را گرفته و اعتماد عمومی آسیب دیده ترمیم شده و بحران ایجاد شده به اتمام رسیده است".

بر اساس گزارش سایت ادوار نیوز، او با بیان اینکه حکومت به نتایج مناسب نرسیده گفت: "آیا حکومت در ارتباط با اقناع معترضان و آنها که دچار بی اعتمادی نسبت به عملکرد حکومت و یا شورای نگهبان شده اند هم به نتیجه مطلوب رسیده؟ و آیا بهتر نیست که رفتار حکومت به گونه ای باشد که در چنین شرایطی نظر نهایی حکومت و یا شورای نگهبان بسیاری از معترضان و کسانی که نسبت به نتیجه انتخابات دچار بی اعتمادی شده اند را قانع کند؟ ممکن است برای طرفداران حکومت چنین اعتمادی حاصل باشد ولی برای معترضان به نتیجه انتخابات فکر نمی کنم چنین اعتمادی حاصل شده باشد و این همان چیزی است که هر حکومتی از جمله حکومت جمهوری اسلامی را آسیب پذیر می‌کند".

حکومت عذرخواهی کند

نوری، حکومت را به ارزیابی عملکرد خود خوانده و گفت که اگر حکومت به این نتیجه برسد که در مسیر چند ماهه گذشته نتیجه مطلوبی حاصل نشده، از رفتار گذشته خود عذرخواهی کند.

او تصریح کرد: "چنانچه حکومت تمام توان خود را به کار ببرد تا معترضان را وادار به سکوت کند باید بداند با این شیوه اعتماد از دست رفته باز نمی گردد اگر چه به ظاهر سخنی نگویند و یا در مقام تقیه با حکومت هم آوا شوند و این امر برای حکومت بسیار خطرناک است چون با گذشت زمان حکومت از جایگاه واقعی خود درمیان مردم بی اطلاع می‌گردد و از همین ناحیه سنگین‌ترین آسیب بر او وارد می‌شود".

حقوق ملت را ورق پاره میدانند

وزیر کشور دولت اول خاتمی در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد که "حقوق ملت در قانون اساسی را ورق‌پاره و بخش‌های دیگر را متن مقدس می‌دانند" و ادامه داد: "نه تنها به این خواست حداقلی که از حقوق اولیه مردم است و در بسیاری از نقاط جهان این حق اولیه ملی به رسمیت شناخته شده است حکومت جمهوری اسلامی تن نمی دهد که گاه این خواست ها را اقدام علیه امنیت ملی و نوعی براندازی تفسیر می‌کند".

نوری تصریح کرد: "شاید در نظر برخی قانون اساسی به دو بخش تقسیم می‌شود بخشی حکم ورق پاره را دارد که عمدتا مربوط به حقوق مردم است و بخشی همانند قرآن می‌ماند که حتی سخن گفتن در مورد آنها خروج از دین است من اعتقاد ندارم که قانون اساسی متن مقدس است و معتقد هستم که ابهامات و اشکالات گوناگونی در آن وجود دارد و لکن آن را متنی قراردادی می‌دانم که اعتبار آن را هم به همان قرار داد می‌دانم".

انتقام گیری های خاص در برخوردها

مدیر مسول روزنامه توقیف شده خرداد، برخی برخورد های صورت گرفته با معترضان انتخاباتی و فعالان سیاسی و مطبوعاتی، احتمال داد که "برخی از این برخوردها از سر انتقام گیری‌های خاص باشد". او همچنین احتمال داد که "تحلیل‌هایی به ارباب حکومت ارایه می‌شود که اگر زندانیان آزاد بودند حکومت مشکلات به مراتب بیشتری می‌داشت و حال اینکه چنین توجیه‌هایی ازسر استیصال است و نباید اینگونه توجیه‌ها معیار تصمیم گیری‌ها باشد".

به گفته نوری، "یک روز مخالفین محدود بودند به جریان سلطنت‌طلب و گروه‌های تروریستی و امروز نزدیک‌ترین نیروهای همراه با حاکمیت را هم در صف مخالفین حکومت قرار می‌دهند و توجه نمی شود که این جدایی‌ها آسیب جدی و اساسی را متوجه حکومت می‌کند که با ریزش مرتب همراهان خود یک روز ممکن است حکومت تعداد اندکی را در صف حامیان خود بیابد و آن زمان برای جبران گذشته و باز گرداندن آب از جوی رفته دیر باشد".

حکومت چوپان دروغگو نباشد

نماینده آیت الله خمینی در سپاه پاسداران، باانتقاد از رفتار حاکمیت و پخش اعترافات گفت: "حکومت بداند که اقاریر مربوط به انتخابات و مسایل سیاسی اجتماعی روز و یا مسایل نظری مربوط به علوم انسانی و امثال آن که سهل است چنانچه دین خدا هم به این شیوه از طریق تریبون دادگاه تبلیغ شود مورد تردید قرار می‌گیرد".

او خطاب به کسانی که مدعی هستند طرفداران کروبی و موسوی اندک هستند گفت: "برای اثبات کم شمار بودن حامیان کروبی و موسوی اجازه تجمع سکوت بدهید".

او با تاکید بر اینکه "رفتار حکومت مثل چوپان دروغگو نباشد" گفت: "من در عمرم اهانت‌هایی که در جمهوری اسلامی از سوی برخی افراد و یا برخی رسانه ها می‌شود را به یاد ندارم اینگونه هم می‌خواهند وانمود کنند که عملکردشان العیاذ بالله متن اسلام است".

نوری سپس از توهین های صورت گرفته نسبت به آیت الله منتظری انتقاد کرد.
او پیش از انتخابات نیز درجمع دانشجویان دانشکده خبر، از حذف نام آیت الله حسینعلی منتظری از تاریخ انقلاب به شدت انتقاد کرده و اعلام کرده بود که در برکناری آیت الله منتظری از سمت قائم مقامی رهبر جمهوری اسلامی نقشی نداشته است.
امری که توسط احمد منتظری، فرزند آیت الله منتظری مورد تایید قرار گرفت.

سرعت بخشیدن به زوال حکومت

نوری پس از تقلب گسترده در انتخابات 22 خرداد با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد که نتیجه اعلام شده انتخابات، او را "شگفت زده و نگران" کرده است.  او به رهبر ایران پیشنهاد کرد که پرونده انتخابات را به مجمع تشخیص مصلحت نظام بفرستد.
در بیانیه این روحانی اصلاح طلب، که روز اول تیرماه منتشر شد، تاکید شده بود که "ابطال انتخابات" که خواست نامزدهای اصلاح طلب است، در گذشته سابقه داشته و "به هیچ عنوان بدعت نیست"

او هشدار داده بود که میلیونها رای دهنده نتیجه اعلام شده انتخابات را نپذیرفته اند  و اگر این باور عمومی اصلاح نشود، بازنده اصلی "نظام" خواهد بود.

نوری با انتقاد شدید از برخوردهای صورت گرفته با مردم و بازداشت های فله ای این سوال را طرح کرده بود که "آیا این دستگیری ها خود برمشکلات حکومت و انحرافش از جاده حقیقت و صواب نمی افزاید؟" و افزوده بود: "به فرض که حکومت عزیزان زندانی ما را وادار به اعترافات دروغین و سناریوهای شکست خورده و نخ نمایی مانند اینکه از خارج دستور گرفته و یا به دنبال انقلاب مخملی و امثال آن بوده اند، کرد، طراحان این سناریوها مطمئن باشند تاریخ مصرف این نوع دروغ پردازیها و تهمت ها گذشته است و نه تنها بر ملت مؤمن و هوشیار اثر نخواهد گذاشت که فاصله و اختلاف نظر مردم با حاکمیت را بیش از پیش عمیق می کند".

وزیر کشور دولت هاشمی رفسنجانی سپس به "کسانیکه به نام دفاع از اسلام و انقلاب و نظام خشن ترین برخوردها را نسبت به مردم بی دفاع روا می دارند" متذکر شده بود که  "این رفتارها باعث سرعت بخشیدن به زوال حکومت می گردد".

حضور در نماز جمعه

عبدالله نوری همچنین بعد از یازده سال، در نماز جمعه ای شرکت کرد که هاشمی رفسنجانی، امام جمعه آن بود و صدها هزار تن از مردم سبز پوش ایران به همراه میرحسین موسوی، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی در آن شرکت کرده بودند. هر چند که در این نماز جمعه او از سوی لباس شخصی ها مورد حمله و توهین تعرض قرار گرفت.
نوری آخرین بار در سال 1377 در نماز جمعه شرکت کرده بود که در آن زمان نیز از سوی نیروهای لباس شخصی مورد تعرض و ضرب و شتم قرار گرفته بود.

کسی فکر نمیکرد شاه برود

او سپس به دیدار خانواده های زندانیان سیاسی رفت و در دیدار با خانواده محمد رضا جلایی پور که در زندان به سر می برد، اعتراضات کنونی را بسیار جدی، گسترده و حتی نگران‌کننده توصیف کرد و گفت: "اواسط دهه پنجاه هم کسی فکر نمیکرد روزی شاه از این مملکت برود".

نماینده ادور مجلس در دیدار با خانواده احمد زیدآبادی نیز از استقبال قبل و برخورد بعد از انتخابات با مردم به شدت انتقاد کرده و گفت: "اینکه تا روز قبل از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از حضور نیروهای مختلف استقبال می شد اما در فردای انتخابات با آنها برخورد شود و گفته شود که آنها با خارج از کشور ارتباط داشته اند، مردم این گونه اظهارات را نمی پسندند".

نوری همچنین بعد از آزادی سعید حجاریان از زندان به دیدار این چهره شاخص اصلاحات رفت. او در این دیدار با اشاره به اینکه مردم دو دسته شده اند گفت: "گروهی معتقد به صحت انتخابات و البته آرای 25 میلیونی برای رئیس جمهورشان بودند و گروه دیگری چنین اعتقادی نداشتند. حال سوال این است که آیا با مجموعه رفتاری که در طول این صد و چند روز انجام پذیرفت آیا یک نفر از افرادی که جزء گروه دوم بود، به گروه اول پیوسته است؟""


پنجشنبه ۷ آبان ۱۳۸۸
انتقاد عسگراولادی از طرفداران محاکمه موسوی و کروبی


http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/october/29//-a387064a93.html

افراطیون خشن دشمن تراشی می کنند

همزمان با انتشار خبرهایی مبنی بر تکاپوی تازه محافظه کاران سنتی در ارتباط با طرح وحدت ملی، یکی از اعضای نزدیک به محمد خاتمی این تلاش ها را اذعان به "معضلات جدی" دانست و از آن استقبال کرد. همزمان یکی از سران حزب موتلفه هم در اظهاراتی بی سابقه به طور تلویحی حامیان محمود احمدی نژاد را "حامیان خشن" لقب داد.

گزارش ها حاکی از آن است که جامعه روحانیت مبارز به رهبری آیت الله مهدوی كني، کمیته ای هفت نفره برای بررسی راهکار رسیدن به طرحی که به "وحدت ملی" شهره است تشکیل داده است؛با این حال احمد سالك، سخنگوی این تشکل اصلی روحانیون محافظه کاران سنتی در گفتگو با ایلنا از فاش كردن نام اسامی کمیته مذکور خودداری کرده و پیرامون سازوکار فعالیت آن نیز توضیحات مشخصی  نداده است: "قرار شد كارشان را انجام دهند و گزارش آن را به جامعه روحانيت ارائه دهند."

طرح وحدت ملی را نخستین بار به طور رسمی آیت الله مهدوی کنی به عنوان ابتکاری برای خارج کردن جمهوری اسلامی از بحران سیاسی که پس از انتخابات 22 خرداد به وجود آمده است مطرح کرد. اگرچه پیش از او اکبر هاشمی، رئیس مجلس خبرگان نیز در نماز جمعه هفته پایانی تیرماه به تشریح راه هایی برای برون رفت از این بحران پرداخته بود.

کارشناسان تکاپوی بخش هایی از محافظه کاران سنتی متشکل از جامعه روحانیت مبارز و حزب موتلفه که موافق سیاست های افراطی دولت محمود احمدی نژاد و حامیان وی نیستند، مطرح کردن طرح وحدت ملی را فرصتی به منظور مهار احمدی نژاد می دانند.

 

طرح وحدت ملی، اذعان به معضلات جدی

در همین راستا روز چهارشنبه یکی از اعضای بنیاد باران وابسته به محمد خاتمی، با استقبال از فعالیت گروه منتخب آیت الله مهدوی کنی، آن را اذعان به وجود "معضلات جدی" در عرصه سیاسی توصیف کرد. حسین رسولی با ابراز بی اطلاعی از  جزئیات طرحی که مفاد  آن کاملا مبهم است، حامیان محافظه کار این طرح را نیروهای سیاسی معرفی کرد که برخلاف جریان های نزدیک به محمود احمدی نژاد، "وجود" مشکلات را انکار نمی کنند.

سخنان استاندار پیشین خراسان در حالی مطرح می شود که میرحسین موسوی از رهبران سیاسی جنبش سبز در مصاحبه هفته گذشته باسایت کلمه،  ضمن یادآوری این مهم که کسی پیرامون این طرح با وی گفتگو نکرده است، تصریح کرده بود: "هیچ طرحی بدون در نظر گرفتن مردم نمی تواند به نتیجه برسد." اظهاراتی که از دید ناظران به عنوان تردید میرحسین موسوی در مورد کارساز بودن این قبیل طرح ها تلقی می شود.

 

افراطیون خشن دنبال دشمن تراشی

از سوی دیگر حبیب الله عسگر اولادی، از سران حزب راستگرای موتلفه که از وی به عنوان یکی از تنظیم کنندگان طرح مذکور یاد می شود، دیروز با انتقاد از طرفین بحران سیاسی به گونه ای سخن گفت که به اعتقاد ناظران سیاسی به طور تلویحی بر  ادامه اتخاذ مشی حد وسطی او دلالت دارد. عسگر اولادی در دیدار با حامیان حزب موتلفه،  افرادی را که خواستار محاکمه موسوی و کروبی هستند "افراطیون خشن" لقب داد و آنان را متهم به "دشمن تراشی" کرد.

وی  در عین حال با  انتقاد از موسوی و کروبی، ضمن آنکه نخست وزیر دوران جنگ و رئیس دو دوره مجلس را بیرون از "دایره انقلاب" عنوان کرد، اما در عین حال گفت: "ما باید کاری کنیم که این افراد به دامان انقلاب برگردند و برای بازگشت افراد به حق خشن عمل نکنیم."

گفته می شود این سخنان پاسخی به انتقادهای تند حسین شریعتمداری از عسگر اولادی در هفته های اخیر است. هفته گذشته مدیرمسئول کیهان در مقاله ای با انتقاد از طرح وحدت ملی، به مواضع مداراجویانه عسگر اولادی در برابر موسوی و کروبی حمله کرد. نماینده آیت الله خامنه ای در کیهان از  زمان بروز ناآرامی های پس از انتخابات در چندین نوبت خواستار بازداشت سران سیاسی مخالفان دولت احمدی نژاد شده است.

طرح وحدت ملی محافظه کاران سنتی به غیر از آنکه خشم حسین شریعتمداری را بر انگیخت همچنین حملات تند روح الله حسینیان علیه مطرح کنندگان آن را نیز به همراه داشت. این نماینده  مجلس هشتم که سابقه فعالیت های امنیتی و قضایی را دارد، با "فتنه جدید" خطاب کردن طرح مذکور، حملات تندی را متوجه محسن رضائی و هاشمی رفسنجانی کرده و گفته بود: "افرادی که این طرح را مطرح کرده اند مجرمینی هستند که باید روزی به جرمشان رسیدگی شود."





4:18 عصر پنج‌شنبه، 7 آبان 1388

فرماندار کاشان مدارس این شهر را تا بعد از 13 آبان تعطیل کرد!

فرماندار اعلام کرده است که این 235 مدرسه دو روز پس از مراسم راهپیمایی 13 آبان بازگشایی می شوند! و به دانش آموزان توصیه کرده که از آمدن به کوچه و خیابان خودداری کنند!



معاون استاندار و فرماندار کاشان از تعطیلی مدارس ابتدایی، راهنمایی این شهرستان به منظور جلوگیری از خطر شیوع گسترده بیماری آنفلوآنزای از نوع A در بین دانش‌آموزان خبر داد.

اما این 235 مدرسه، دو روز پس از مراسم راهپیمایی 13 آبان بازگشایی می شوند! و فرماندار کاشان نیز به دانش آموزان توصیه کرده که از آمدن به کوچه و خیابان شلوغ خودداری کنند.!

به گزارش بازوی رسانه ای کودتا (فارس) ، حسینعلی حاجی در جمع خبرنگاران با اشاره به اتخاذ این تصمیم گفت: این مدارس شامل 150 مدرسه ابتدایی و 85 مدرسه راهنمایی این شهرستان که حدود 30 هزار دانش‌آموز در آنها مشغول به تحصیل هستند، از هفتم آبان ماه جاری تا 15 همین ماه تعطیل است.

فرماندار کاشان تاکید کرد: والدین به طور جدی از خروج فرزندان خود از منزل جلوگیری کرده و دانش‌آموزان با استفاده بهینه از این فرصت با مرور درس و تکالیف خود از آمدن به کوچه و خیابان و ارتباط با محیط‌های شلوغ خودداری کنند تا از نقل و انتقال گسترده و شیوع این بیماری به دیگران جلوگیری شود و همه شهروندان به سلامت این مرحله را پشت سر بگذارند.

چاپ
11:31 عصر چهارشنبه، 29 مهر 1388

عقب‌نشینی یکی از حامیان اصلی کودتا در برابر موج سبز تظاهرات‌کنندگان سیزدهم آبان

رئیس فراکسیون حامیان دولت در مجلس ایران گفته است که از حضور مخالفان دولت در راهپیمایی روز ۱۳ آبان استقبال می‌کند.


روح‌الله حسینیان، رئیس فراکسیون "انقلاب اسلامی" در مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه ۲۹ مهر (۲۱ اکتبر) به خبرگزاری رسمی دولت ایران گفت: "برای راهپیمایی روز قدس هم تمام رادیوهای خارجی و ضد انقلاب و رسانه‌های داخلی همسو با این جریان تلاش خود را به کار بردند، اما نتوانستند بیش از چند هزار نفر را جمع کنند و این افراد در مقابل سیل جمعیت حزب اللهی به حساب نیامدند".

او گفت: "من خوشحال می شوم که این جریان روز ۱۳ آبان هم به میدان بیاید و در مقابل جریان انقلابی که امام آن را انقلاب دوم نامید شعار سر دهد تا معلوم شود که چه کسانی دنبال آشوب هستند".

این اظهارات آقای حسینیان در حالی بیان شده است که پیش تر احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان و از پرنفوذترین روحانیان حامی دولت آقای احمدی نژاد، نسبت به احتمال حضور مخالفان دولت و حامیان جنبش اعتراضی موسوم به "جنبش سبز" در راهپیمایی روز ۱۳ آبان هشدار داده بود.

حضور گسترده مخالفان دولت در راهپیمایی روز قدس که خبرگزاری های بین المللی جمعیت آنها را "ده ها هزار" تن تخمین زده بودند، در حالی که سه ماه از آخرین اعتراض گسترده خیابانی آنها می گذشت، نشان داد که معترضان بر خواسته های خود پافشاری می کنند.

میرحسین موسوی، یکی از رهبران مخالفان دولت، پس از راهپیمایی روز قدس با صدور بیانیه ای آن را "نقطه عطف" خواند و نوشت که آیت الله خمینی در هر سال چند سنت و میعاد برای حضور مردم در خیابان ها گذاشت و تأکید کرد که "با چنین سنتی نمی توان مردم را از صحنه دور کرد".

به این ترتیب، هواداران جنبش اعتراضی ایران که مجوز گردهمایی مستقل به آنها داده نمی شود، استفاده از مناسبت ها و تظاهرات رسمی را برای حضور در خیابان ها و اعلام نظراتشان به عنوان یک تاکتیک انتخاب کرده اند.

سرنوشت دانشجویان پیرو خط امام

اکنون رئیس فراکسیون حامیان دولت در مجلس می گوید: "از خدا می خواهیم که آنها هم (در راهپیمایی ۱۳ آبان) بیایند و افکار و عقاید خود را اعلام کنند".

او گفته است: "این روز متعلق به جریان یا گروه خاصی نیست، بلکه برآیندی از فرایند انقلابی ملت ایران است".

۱۳ آبان سالروز اشغال سفارتخانه آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸ توسط "دانشجویان پیرو خط امام" است که به بحران گروگانگیری و قطع رابطه رسمی ایران و آمریکا انجامید.

محسن میردامادی یکی از رهبران گروه "دانشجویان پیرو خط امام" بود که در جریان حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران بازداشت شد و اکنون در زندان به سر می برد.

او دبیرکل جبهه مشارکت ایران اسلامی، یکی از تشکل های اصلی جناح اصلاح طلب ایران و حامی نامزدی میرحسین موسوی در انتخابات بود.

روح الله حسینیان در گفت و گو با خبرگزاری دولت ایران در مورد سرنوشت "دانشجویان پیرو خط امام" گفته است: "امروز تعداد زیادی از آنها شهید شده‌اند، عده ای در خط امام و رهبری باقی مانده اند و تعداد کم دیگری به دریوزگی آمریکا رفته‌اند".






خبرنامه «موج سبز آزادی»   پنج‌شنبه، 7 آبان 1388
اخبار نیم روزی

اخبار 12 ساعت گذشته:

  • به سوی شبکه‏سازی در جامعه مدنی؛ «تعارضات در سازمان جنبش‏های جديد»
  • انتقاد شجاعانه دانشجوی دانشگاه شریف و برنده المپیاد جهانی از رهبری
  • اینان بزرگ نمی‏شوند / "نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند"
  • سیزدهم آبان، در مسیرنفی، نهی و یا نقد
  • حقوق بشر؛ ضرورتی ملی، يا الزامی بين‌المللی
  • ما و سرمستی این «پیروزی»
  • انجمن اسلامى مدرسان دانشگاه‌ها، براى راهپيمايى در روز 13 آبان درخواست مجوز کرد
  • اعتراض دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز، به نماینده هتاک مجلس / گزارش ویدیویی
  • مجوز صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی توسط رهبر صادر شد
  • هنگامه شهیدی در واکنش به تهدیدهای صورت گرفته از سوی مسولان اوین: مگر كساني كه در زيرزمين اوين مرا كتك زدند‏ به كميته انضباطي معرفي شدند؟!

متن کامل این اخبار در فایل PDF پیوست شده موجود است.

به ما خبر بفرستید: info@mowjcamp.org | پايگاه اینترنتی «موج سبز آزادی» : http://www.mowjcamp.org




خبرنامه «موج سبز آزادی»   چهارشنبه، 6 آبان 1388
اخبار نیم روزی

اخبار 12 ساعت گذشته:

  • انتخابات شورای دانش آموزی دبیرستانی در اصفهان نیز سبز شد
  • نمایشگاه خیابانی دانشگاه صنعتی اصفهان سبز شد / گزارش تصویری
  • به سوی شبکه سازی در جامعه مدنی؛ «سازمان شبکه‌ها»
  • یک انتقاد از سبزها: "چرا در وین و ژنو نبودیم؟"
  • "وضع در اردوگاه مخالفان ما نگران کننده است که چنین واکنش‌هایی نشان می‌دهند"
  • ثروت ملی کدام است؟ / در باب اظهار دلسوزی رئیس کل بانک مرکزی برای هدر رفتن «ثروت ملی»
  • عروس سبز / «اینجا همه اینوری هستند؛ همه سبزند ...»
  • جوانان سبز سراسر کشور همزمان با میلاد امام رضا برای آزادی اسرای دربند روزه می‌گیرند
  • نامه‌ یکی از خوانندگان موج سبز آزادی به مهدی کلهر

متن کامل این اخبار در فایل PDF پیوست شده موجود است.

به ما خبر بفرستید: info@mowjcamp.org | پايگاه اینترنتی «موج سبز آزادی» : http://www.mowjcamp.org



25.Okt.09

بابک داد1آبان:سپاه و حکومت را تحریم کنید




http://www.khabaronline.ir/news-21824.aspx

روزنامه جوان: دفتر تحکیم می‌خواهد روز 13آبان سفارت روسیه را تسخیر کند

سیاست > احزاب و تشکل ها  - روزنامه جوان نوشت: تشکل غیرقانونی تحکیم وحدت طیف علامه تصمیم گرفته در13 آبان به سفارت روسیه درتهران حمله و آن را تسخیرکند!

روزنامه جوان افزود:

 تشکل غیرقانونی تحکیم وحدت طیف علامه که همواره به عنوان یک تشکل وابسته ، از جریانات خارج از دانشگاه خط می گیرد، اخیراً همسو با برخی اصلاح طلبان تندرو تصمیم گرفته است،جهت ایجاد اغتشاش و نا آرامی در 13 آبان به تاسی از اقدام انقلابی دانشجویان پیرو خط امام در سال 58 که به تسخیر لانه جاسوسی آمریکا درتهران منجر شد، اقدام به محاصره سفارت روسیه و تسخیر آن نمایند.

komment

بدون نام چهارشنبه 6 آبان 1388 - 13:35:28
گرچه این خبر دروغ است اما اگر هم واقع شود حمایتشان میکنیم
یک ایرانی چهارشنبه 6 آبان 1388 - 12:57:32
خوب می کنیم , به شماها چه ؟؟!!
کاش خدا به شماها عقلی می داد و به ما هم پولی هنگفت که بتونیم تورم ایجاد شده توسط دولت و مجلس را نحمل کنیم .
بدون نام چهارشنبه 6 آبان 1388 - 12:20:51
فقط کافیه فردی که این خبر را میخونه به اندازه یک مگس بفهمه نه بیشتر. آخه این دروغ با کدام منطقی جور در میاد؟
بدون نام چهارشنبه 6 آبان 1388 - 12:19:28
دیگه از روزنامه جوان راستگوتر و صادقتر پیدا نکردید. اگر روزنامه جوان خبری را تکذیب کرد مطمئن باشین حقیقت داشته و اگر خبری را گذاشت، شک نداشته باشین که کذب محضه. من تا امروز یک خبری درست تو این روزنامه اسلامی! ندیدم
سید چهارشنبه 6 آبان 1388 - 11:43:04
از موضع گیری دوستان متعجبم...منبع روزنامه ی جوان است!!!!!!
این خبر کذب محض است و بسیار هم خنده دار... فقط می خواهند افکار عمومی را برای برخورد های احتمالی با مردم توجیه کنند




حجت الاسلام پناهیان: با حجاب شدن زنان ایرانی در اوایل انقلاب، به خاطر جو گرفتگی بود

اندیشه  - حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان امروز در یک برنامه زنده تلویزیونی به بحث حجاب زنان پرداخت.

وی در پاسخ به یک مخاطب که پرسید «زنان در برهه انقلاب اسلامی حجاب را انتخاب کردند، پس چرا امروز به ما اجازه نمی دهند آن را انتخاب کنیم؟» ، گفت: زنان در آن مقطع ، حجاب را انتخاب نکردند بلکه جوگیر شدند.

وی افزود: البته اینکه زنان به این شکل (جوگیر شدن) حجاب را انتخاب کنند چیز خوبی نیست بلکه باید شرایط به گونه ای فراهم شود که زنان در فضایی که شرایط مختلف وجود دارد،‌ حجاب را برگزینند.

پناهیان افزود: بهترین راه برای تبلیغ حجاب آن است که خانمهایی که از داشتن حجاب لذت برده اند آن را برای دیگران بیان کنند.

وی همچنین از کارگردانان و فیلمنامه نویسان خواست، زیبایی های حجاب را به جامعه نشان دهند.

کد خبر: 21864
زمان انتشار: چهارشنبه 6 آبان 1388 - 13:52:04
Print نسخه چاپی
بدون نام چهارشنبه 6 آبان 1388 - 14:30:22
سن ایشان اینقدرنیست که درمورداوایل انقلاب تحلیل نمایند!!!اما.......
matin چهارشنبه 6 آبان 1388 - 14:11:21
مثل هميشه حرفي بحق گفتيد آقاي پناهيان. نه فقط حجاب زنان بلكه تيپ مردان هم از روي جوگيري بود. پيرهن روي شلوار و ريشهاي بلند آن زمان پس از گذشت سالها رنگ باختند و بجز اندكي بقيه ماهيت اصلي خودشان را نشان دادند. عكسهاي برخي شخصيتها بخوبي اين مسئله را نشان ميدهد. البته قضيه خالصان جداست و آنها در هر لباسي نور هدايت از سيمايشان پيداس






*/ تحزب ما، تحزب آنها!*
*و* / چرا شورای عالی امنیت ملی ایران راساً به بررسی پیامدهای اجرای طرح
هدفمند کردن یارانه ها پرداخته است؟*

*/ مدیر مسئول روزنامه رسالت: یک جریان جدی در ایران قانون اساسی را قبول
ندارد و فرهنگش هم با فرهنگ جمهوری اسلامی متفاوت است. باید این جریان را
به رسمیت شناخت.*

*/ یک روحانی بانفوذ در ایران: **با حجاب شدن زنان ایرانی در اوایل انقلاب،
به خاطر جو گرفتگی بود *

**/ آمار و ارقام در باره ی سیر صعودی مهاجرت از ایران***

/ تحزب ما، تحزب آنها! 

/ چرا شورای عالی امنیت ملی ایران راساً به بررسی پیامدهای اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها پرداخته است؟ 

/ مدیر مسئول روزنامه رسالت: یک جریان جدی در ایران قانون اساسی را قبول ندارد و فرهنگش هم با فرهنگ جمهوری اسلامی متفاوت است. باید این جریان را به رسمیت شناخت. 

/ یک روحانی بانفوذ در ایران: با حجاب شدن زنان ایرانی در اوایل انقلاب، به خاطر جو گرفتگی بود  

/ آمار و ارقام در باره ی سیر صعودی مهاجرت از ایران 
 

1

در حالی که در تشکل های سیاسی ایران (به خصوص تشکل های بی جان و نیمه جان) بحث های کشدار، ملانقطی و گاه تنش زا  بر سر ساختار تشکل و نحوه ی  تدوین اساسنامه و نهاد صلاحیت دار برای این کار در جریان بوده و هست، کشورهای دیگر راهکارهایی را تجربه می کنند که شاید بعضاً در نظر بسیاری از فعالان سیاسی ایران "کفر محض" و "بدعت های لوس کننده ی مفهوم تشکیلات" به شمار آید. 

روز یکشنبه ی گذشته در ایتالیا حزب اصلی اپوزیسیون، حزب دمکراتیک، که سال 2007 از حزب Die Anzeige dieses Bildes wird in Ihrem Browser möglicherweise nicht unterstützt. چپ دمکراتیک (از اسلاف حزب کمونیست ایتالیا) و حزب نسبتاً چپ گرای مسیحی مارگاریتا تشکیل شد برای بار دوم انتخاب رهبر خود را از محدوده ی حقوق و اختیارات اعضای حزب فراتر برد و از مردم ایتالیا که 16 سال به بالا سن دارند، به شمول خارجی هایی که به طور پیوسته در این کشور حضور دارند خواست که در این انتخابات شرکت کنند. شرط این شرکت هم دو چیز بود: 

فردی که می خواهد در رآی گیری برای رهبری حزب شرکت کند باید با امضای بیانیه ای تعهد (اخلاقی) بسپارد که در انتخابات پارلمانی هم رای خود را به این حزب خواهد داد. او باید مبلغی معادل دو یورو هم به صندوق حزب بدهد. 

رهبران حزب تصورشان این بود که شاید حداکثر دو میلیون نفر در انتخابات شرکت کنند، ولی روز یکشنبه سه میلیون نفر از مردم ایتالیا با رجوع به 10000 حوزه ی انتخاباتی در انتخاب رهبر حزب اپوزیسیون شرکت جستند و در میان سه رقیبی که خود را برای این مقام نامزد کرده بودند، پییر برسانی را با 52 درصد آرا برگزیدند. اگر هیچکدام از سه نفر بیش از 50 درصد آرا را کسب نمی کرد، آن گاه مجمع ملی حزب از میان دو نامزدی که بیشترین آرا را آورده بود یکی را انتخاب می کرد. 

اختلاف میان سه نامزد عمدتاً به نوع نگاه آنها به ائتلاف ها و یارگیری ها برمی گشت. داریو فرانچسکینی که تا کنون به طور موقت حزب را اداره می کرد و 33 درصد آرا را کسب کرد بر آن بود که باید حزب دمکراتیک به یک حزب تمام عیار سوسیال دمکرات بدل شود و خود به تنهایی برای کسب اکثریت پارلمانی بکوشد. اینگاسیو مارینو که 16 درصد آرا را به دست آورد به رغم آن که خود کاتولیک است، می خواست که حزب در برابر واتیکان و توصیه های آن از جمله در مسائل مربوط به حقوق مدنی افراد جامعه مقاومت بیشتری نشان دهد و به ویژه با عزمی راسخ تر به دفاع از حقوق همجنسگرایان، سقط جنین و کمک به مرگ لاعلاجان از روی ترحم برآید. مارینو در شهرهای بزرگی همچون رم و مایلند بیش از 20درصد آرا را کسب کرد. 

اما برنده ی انتخابات یعنی پییر برسانی پیروزی حزب در انتخابات را در گرو ائتلاف گسترده با احزاب چپ تر از حزب و نیز با نیروهای کاتولیک مخالف برلسکونی می داند. او از کادرهای دوران حزب کمونیست است که عمدتاً مشی پراگماتیستی داشته است . شعار برسانی در کارزار انتخابات درونی این بود که حزب باید به گذشته ی چپ خود معنایی جدید بدهد و تمرکزش را  روی عدالت اجتماعی، ایجاد اشتغال و حذف رانت ها و آلاف و الوف ها برای قشرهای بالای  جامعه بگذارد. 

این که این شعارها و نوع رهبری برسانی تا چه حد کمک خواهند کرد که اپوزیسیون در انتخابات آتی بر حزب راستگرای برلسکونی و متحدان آن فائق آید سوالی است که پاسخ باید آن را به زمان واگذاشت. ولی تا همین جا هم نوع انتخاباتی که برای تعیین رهبر حزب دمکراتیک انجام شد 6 میلیون یورو به صندوق این حزب واریز کرده است (سه میلیون شرکت کننده هر کدام دو یورو پرداخته اند). به گفته ی موافقان، انتخاباتی از نوع انتخابات روز یکشنبه علاوه بر باز کردن بیشتر حزب به روی مردم، یک سرمایه مالی هم به دست آورده که کمک خوبی برای کارزارهای تبلیغی و سرو سامان دادن به روابط عمومی حزب و بردن برنامه و شعارهای آن در میان مردم است.  

2

به عنوان یک چهره سیاسی ارزیابی‌تان از آینده سیاسی کشور چیست؟  
مرتضی نبوی، مدیر مسئول روزنامه رسالت:
آینده مشکلی نیست. در حقیقت آن چیزی که از این انتخابات در آمد این است که ما یک جریان جدی نه به اصطلاح پرجمعیت در بین تحصیلکردها و نیروهای جوانمان که فرهنگ متفاوتی با فرهنگ جمهوری اسلامی دارند و احتمالاً قانون اساسی را هم قبول ندارند داریم. من فکر می‌کنم نظام باید جایگاه اینها را از نظر قانونی مشخص کند و چارچوبی را برای فعالیت اینها مشخص کند.

قائل به فعالیت آنها هستید؟ 
بله، من معتقدم که اینها هم جزو مردم ایران هستند، تفکراتی دارند و باید بتوانند در چارچوب‌های قانونی مقداری که قنون اساسی اجازه داده فعالیت کنند.

http://www.khabaronline.ir/news-21773.aspx 

نبش سبز و آینده موسوی و کروبی

سیاست > چهره ها  - مرتضی نبوی به مناظره‌کننده ثابت با اصلاح‌طلبان پس از انتخابات تبدیل شده است تا با مروری بر آنچه گذشت بپردازد.

او روز گذشته در مناظره‌ای دیگر و پس از مناظره با علی‌محمد حاضری دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها که دو هفته پیش برگزار شد با صادق زیباکلام عضو هیأت علمی دانشگاه تهران نیز مناظره کرد تا بگوید «در سال‌های اخیر شاهد پاتک غرب علیه دموکراسی به اسم انقلاب رنگین بودیم.»

مرتضی نبوی که یکی از چهره‌های ملاقات‌کننده با سعید حجاریان پس از آزادی بود 12 مهر ماه به دیدن او رفت تا پس از نام سیدمحمد خاتمی دومین ملاقات‌کننده جدی حجاریان باشد.

او این روزها به‌طور جدی برای تبیین ایده‌های اصولگرایانه‌اش تلاش می‌کند.

گفت‌وگوی بی‌مقدمه «خبر» با عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و جامعه اسلامی مهندسین در نمایشگاه مطبوعات فرصتی برای او بود تا درباره مهندس موسوی سخن بگوید و حرفهایی برای او داشته باشد درست مثل حرفهایی که 4ماه پیش خطاب به موسوی گفت «چرا می‌خواهید سابقه خود را یکباره نابود کنید، جلوی ضرر را از هر کجا بگیرید به نفع شما، انقلاب و نظام است. . .»

آقای نبوی! وضعیت رسانه‌ای را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
وضعیت رسانه‌ای ما رو به پیشرفت است، ما مسیر مثبتی را از اول انقلاب تا به حال طی کرده‌ایم، البته افت و خیز داشتیم و دچار افراط و تفریط شده‌ایم ولی بالاخره مطبوعات و ‌رسانه‌ها دارند راه خودشان را پیدا می‌کنند.

برخی مسئولین اعتقاد دارند در این اتفاقات اخیر رسانه‌ها نقش عمده‌ای داشتند. 
 این اتفاقات فقط مختص رسانه‌ها نبود من معتقدم که تقریباً خیلی آمادگی نداشتیم و پیش‌بینی‌های لازم را برای این قضیه نداشتیم و دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی، رسانه ملی و همه آنها آمادگی نداشتند و لذا تقریباً یک مدتی منفعل بودیم و بعد از یک مدت خوب شدیم.

در این چند ماه حرف‌های زیادی درباره انقلاب محملی و رنگین مطرح شد آیا شما اعتقادی به انقلاب مخملی دارید و در این صورت فکر می‌کنید مسئولین ذیربط تا به حال چه کار می‌کردند؟
ما پدیده‌ای داریم که اسمش را جنبش سبز گذاشتند، واقعی بوده و هست به هر حال یک جریانی هستند که تفکرات سکولاریستی دارند. اینها مجتمع شدند و همدیگر را پیدا کردند و یک درصدی از آن کسانی بودند که در انتخابات از آقای موسوی حمایت کردند و در جریان دوم خرداد هم فعال بودند و حالا به اصطلاح خیلی عریان‌تر و واضح‌تر در صحنه آمدند. این جریان از شیوه‌های به اصطلاح انقلاب‌های رنگی و به عقیده من علیه دموکراسی به صحنه آمدند.

پس شما قائل به رخ دادن اتفاقی در قالب انقلابی مخملی هستید. . . .
ببینید! اول موضع خودم را روشن کنم، من انقلاب‌های رنگین را کودتا علیه دموکراسی می‌دانم. این پاتک غربی‌ها بود و قضیه را خود غربی‌ها درست کردند؛ دیدند که کسانی که گرایش اسلامی دارند و مردم‌سالاری بهترین استفاده را می‌کنند و مردمسالاری دینی دارد یک تجربه خیلی موفق می‌شود. لذا آنها آمدند علیه دموکراسی که ارزشی و محوری بود، کودتا کردند و انقلاب رنگی را درست کردند که در حقیقت ارزش قانون را زیر سؤال بردند؛ ارزش اکثریت رأی مردم را زیر سؤال بردند و من این مقدارش را قبول دارم که در این انتخابات از آن روش‌ها حداکثر استفاده شد.

شما چه نقشی را در این اتفاقات برای آقای موسوی در نظر می‌گیرید؟
آقای موسوی درحقیقت به نظر می‌آید که سوار این موج شد و دچار تعارض هم شد. یعنی نتوانست بین اصول‌گرایی و اصلاح‌طلبی به این معنا به معنی گرایش به سکولاریسم و اینها را با لیبرالیسم جمع کند و الان هم گرفتار یک چنین تعارضی هست.

شما آقای موسوی را داخل نظام می‌دانید یا خارج از نظام؟
مواضع ایشان ساختارشکنانه است و مواضع ساختارشکنانه‌ای گرفته و گاهی به تعبیر خودش به اصول دارد مراجعه می‌کند. در مواضعش مثلاً می‌گوید، قانون اساسی را قبول داریم، ولی نمی‌تواند یک فردی قانون اساسی، انقلاب اسلامی و امام را قبول داشته باشد با این جریاناتی که وجود دارد و کنار آن هست.

با این اوضاع می‌شود به آنچه در قالب آشتی در فضای سیاسی کشور مطرح می‌شود فکر کرد؟
بله مگر به شرطی که ایشان مواضعشان را اصلاح کند و من عرض کردم که ایشان بر سر یک دو راهی است. یعنی در واقع باید تکلیفشان را روشن کنند، یعنی شعارهایی که این جماعتی که داریم تعریف می‌کنیم و با علامت سبز می‌آیند و روز قدس آن شعارها را که دادند؛ باید مشخص کنند که رابطه‌شان با آن شعارها چیست؟ به نظر ایشان چگونه است که عده‌ای جمهوری ایرانی می‌گویند؟ نظرشان را نسبت به نه غزه، نه لبنان باید بگویند.

شما جلسه‌ و یا دیداری با ایشان نداشته‌اید؟
نه.

یکی از چهره‌هایی که نامش در این چند ماه به کرات مطرح شده است آقای هاشمی رفسنجانی است شما نقش ایشان را در این شرایط و جریانات چگونه ارزیابی می‌کنید؟
به نظر من آقای هاشمی از استوانه‌های نظام هستند و همان تعابیری که مقام معظم رهبری در نماز جمعه یک هفته بعد از انتخابات برگزار شد اعلام کردند را قبول داریم.

برخوردهایی که قبل و بعد از انتخابات با ایشان شده را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
ببینید ما هیچ وقت جسارت به بزرگان انقلاب را نمی‌پسندیم و حرمت افراد باید حفظ شود و این به آن معنی است که ما نسبت به بعضی از مواضع جناب آقای هاشمی هم نقد نداشته باشیم. منتها خب این مسئولین چون زیر ذره‌بین هستند خیلی از مسائل را هم باید رعایت بکنند. آقای هاشمی که البته من قبلاً هم گفتم ایشان می‌توانستند صریح‌تر یکسری از مواضع‌شان را که با یک فاصله زمانی اعلام کردند، بگویند که این توهمی که یک مقدار ایجاد شده بود زودتر برطرف شود.

نظرتان در مورد آقای کروبی چیست؟
من راجع به آقای کروبی فقط می‌توانم بگویم شخصاً به ایشان علاقه دارم و ایشان را دوست دارم و چون قبل از انقلاب و آن زمانی که ایشان در خانه‌های تیمی زندگی می‌کرد من با ایشان ارتباط داشتم. منتها متأسفانه آقای کروبی خودش حرمت خودش را شکسته، یعنی با این اظهاراتی که کردند، نامه‌های سرگشاده و اتهاماتی که به نظام وارد کردند اینها از شخصیتی مانند آقای کروبی هیچ قابل قبول نیست. به نظر من تا دیر نشده ایشان باید اینها را جبران کنند.

به عنوان یک چهره سیاسی ارزیابی‌تان از آینده سیاسی کشور چیست؟
آینده مشکلی نیست. در حقیقت آن چیزی که از این انتخابات در آمد این است که ما یک جریان جدی نه به اصطلاح پرجمعیت در بین تحصیلکردها و نیروهای جوانمان که فرهنگ متفاوتی با فرهنگ جمهوری اسلامی دارند و احتمالاً قانون اساسی را هم قبول ندارند داریم. من فکر می‌کنم نظام باید جایگاه اینها را از نظر قانونی مشخص کند و چارچوبی را برای فعالیت اینها مشخص کند.

قائل به فعالیت آنها هستید؟
بله، من معتقدم که اینها هم جزو مردم ایران هستند، تفکراتی دارند و باید بتوانند در چارچوب‌های قانونی مقداری که قنون اساسی اجازه داده فعالیت کنند.


3

تفاوت میان طرح تعدیل اقتصادی رفسنجانی و طرح تحول اقتصادی احمدی نژاد چیست؟ آیا شانس موفقیت طرح احمدی نژاد در حذف یارانه ها بیشتر از طرح رفسنجانی است؟ ظاهراً کسی به طور اصولی با هدفمندکردن یارانه ها در ایران مخالف نیست، مخالفت ها با کار غیرکارشناسی، شتاب زندگی و انگیزه های غیراقتصادی در انجام این طرح است:

http://www.khabaronline.ir/news-21733.aspx 

این هم نظری در باره پیامدهای اجتماعی احیاناً ناخوشایند اجرای طرح دولت احمدی نژاد

http://www.khabaronline.ir/news-21781.aspx

http://www.khabaronline.ir/news-21777.aspx 

ترس از همین پیامدها باعث شده که شورای عالی امنیت ملی هم به بررسی طرح هدفمند کردن یارانه ها بنشیند:

http://www.khabaronline.ir/news-21530.aspx 

مرتضی تمدن استاندار تهران و از حامیان سرسخت دولت از طرح هدفمند کردن یارانه ها در مختصات کنونی اش این گونه دفاع می کند:

http://www.khabaronline.ir/news-21735.aspx 

5

حجت الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، مشاور نهاد رهبری در دانشگاه ها و از خطیبان مشهور رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی:

با حجاب شدن زنان ایرانی در اوایل انقلاب، به خاطر جو گرفتگی بود

http://www.khabaronline.ir/news-21864.aspx 

6

افزایش تقاضا برای مهاجرت: تعداد شرکت‌کنندگان ایرانی در آزمون GRE از 1200 نفر در سال پیش به 6 هزار نفر در امسال افزایش پیدا کرده است:

http://www.khabaronline.ir/news-21782.aspx 
 
 


بابک داد1 آبان:سپاه و حکومت را تحریم کنید
http://babakdad.blogspot.com/2009/10/...
کودتاچیان به وحشت افتاده اند!
"وتوی جنتی"!
تاج زاده ول کن نیست!
قبل نوشت: برای دوستانی که نشانی فیس بوک مرا می خوهند برای چندمین مرتبه و با تشکر از لطفی که دارید نشانی روی عکس کنار وبلاگ
هست. فیس بوک بابک داد
http://www.facebook.com/profile.php?i...
از حدود هشت یا ده یا دوازده و یا شاید حتی از بیست سال قبل(!)،مصطفی تاج زاده "خار چشم" انحصارگرایان و بخصوص خار چشم یک نفر بوده ؛ خار چشم خطیب کف کرده و همواره خشمگین نمازهای جمعه، پیرمردی ریزنقش که سالهاست سرقفلی شورای نگهبان را در اختیار گرفته و در پرونده اش، سیاهه ای از بزرگترین تقلب ها و تخلف های انتخاباتی دویست قرن اخیر(!) ثبت شده است!! و او کسی نیست جز شیخ احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، که تاج زاده سالهاست هیچ فرصتی را از دست نمی دهد تا او را به عنوان سمبلی از حکومت استبدادی ولایی، زیر انتقاد و کنایه و سئوال ببرد! گویا این رویه برای مصطفی تبدیل به یک عادت شده است! قبل از اینها که از پایان این نظام نامشروع چنین مطمئن باشم،

Iran Tehran 24 Oct 09 Mothers of martyrs gathering in laleh park













سرویس : سياسي کد خبر :66034   -  زمان مخابره: 10:54 - 29/7/1388

http://www.rasanews.ir/Nsite/FullStory/?Id=66034

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، صبح امروز در آغاز درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم با اشاره به حوادث اخیر در منطقه سرباز سیستان و بلوچستان گفت: امروز این ترورهای کورکورانه در جهان اسلام تبدیل به مساله مهمی شده است.

وی افزود: این گروه کوردل با انجام چنین ترورهایی هرگز کار به شیعه و سنی ندارند و همچنان در پاکستان، افغانستان و عراق اهل تسنن و شیعه را می کشند.

این مرجع تقلید تصریح کرد: امیدورایم مسؤولان کشور و همچنین سران کشورهای اسلامی در این خصوص چاره اندیشی کنند و به بررسی دقیق این مساله مهم بپردازند.

وی تاکید کرد: این ترورهای کور سبب ناامنی در کشورهای اسلامی شده و تا زمانی که این تفکر و تعلیمات نادرست وهابی‌ها وجود دارد همه جهان اسلام ناامن خواهد بود.

این مدرس خارج فقه حوزه علمیه قم گفت: امروز دشمنان اسلام به دنبال ناامن جلوه دادن جهان اسلام هستند تا چهره واقعی اسلام را بسیار زشت و خشن نشان دهند.

وی یادآور شد: اگر کشورهای اسلامی دست به دست هم دهند ریشه ناامنی و ترورها برچیده خواهد شد.

حضرت آیت الله مکارم شیرازی گفت: ضروری است که جانیان شناسایی و به اشد مجازات برسند، ولی باید دانست هرگز با کشتن این گروه محدود جنایت ها به پایان نخواهد رسید، چرا که ریشه اصلی آن در آموزش ها و تعلیمات غلط وهابی ها نهفته است.

وی اظهار داشت: پیشنهاد می شود با برگزاری همایش و یا کنفرانسی در خصوص اصلاح تعلیمات مدارس وهابی ها چاره‌ای اندیشه شود و همچنین از کشور عربستان سعودی بخواهید که نحوه تعلیمات این مدارس را تغییر دهد وگرنه هر فردی از این ها کشته شود باز هم شخص دیگر جایگزین او خواهد شد.

وی تاکید کرد: باید تعلیمات مدارس وهابی ها براساس تعالیم قرآن شود، اگر تعلیمات آنها قرآنی بود هرگز به چنین جنایت‌هایی دست نمی زنند؛ چرا که در هیچ جای اسلام ریختن خون مسلمان مباح شمرده نشده است.

این مرجع تقلید گفت: امروز عربستان به کشوری نامن تبدیل شده که این بسیار نگران کننده است.

وی خاطر نشان کرد: ما حاضریم در خصوص برگزاری همایش کشورهای اسلامی برای اصلاح تعلیمات مدارس وهابی ها کمک کنیم و این پیشنهاد باید عملی شود تا ریشه این نوع تعالیم از جهان اسلام برچیده شود.



حسین کروبی: حضور کروبی در میان مردم افزایش خواهد یافت/ رفتار این اراذل متاثر از رهبران‌شان است
شنبه، 2 آبان 1388
"مهدی کروبی روزگذشته به صورت سرزده به نمایشگاه مطبوعات رفت که در ابتدای حضور، مورد استقبال بازدیدکنندگان قرار گرفت. آنان با شعارهایی همچون «مرگ بر دیکتاتور » و« کروبی کروبی حمایتت می کنیم» او را همراهی کردند و برابر برخی غرفه ها به شعارهای انتقادی خود شدت بخشیدند تا اعتراض خود را نسبت به سیاست های ضدمردمی آنان نشان دهند. اما آنچه در این میان سوال برانگیز بود، آن بود که چگونه این استقبال پرشور تبدیل به برخورد زشت و خشن تعدادی افراد سازمان یافته در پایان بازدید مهدی کروبی از نمایشگاه شد؟"

حسین کروبی، فرزند مهدی کروبی درگفت وگوبا «تغییر» پرده از اقدام غیراخلاقی حراست نمایشگاه برداشت و ماجرا را افشا کرد. اوگفت: « در ابتدای حضور آقای کروبی در نمایشگاه، افراد معلوم الحال شوکه شده بودند و با توجه به سرزده بودن این بازدید و عدم اطلاع رسانی خبری نمی توانستند این استقبال پرشکوه را تحمل کنند. لذا در ابتدا برخی غرفه های وابسته به آنان شروع به پخش آهنگ ها وموسیقی های بسیار تند غربی کردند تا بتوانند بر اعصاب خود مسلط شوند. آنان فقط به این اقدام بسنده نکردند، بلکه با برنامه ای هماهنگ شده با حراست نمایشگاه هجمه بی ادبانه ای را طراحی کردند. »

او در ادامه در تشریح اقدام زشت وغیر اخلاقی حراست وزارت ارشاد گفت:« در پایان بازدید آقای کروبی، حراست پیشنهاد می کند که برای کنترل نظم نمایشگاه، آقای کروبی از طبقه دوم خارج شود. سپس با قبول این پیشنهاد از سوی محافظان ایشان، اجازه همراهی مردم را نمی دهند وتنها آقای کروبی ومحافظان وارد طبقه دوم می شوند. در این حین دیده می شود که ۱۰، ۲۰ نفر از افراد سازمان یافته گرد آنان را می گیرند. »

حسین کروبی اقدامات و اعمال انجام شده این افراد را اینگونه باز گومی کند: « آنان با وجود محافظان اقدام به پرتاب اشغال و کاغذهای مچاله شده به سوی آقای کروبی می کنند که پیشانی ایشان آسیب سطحی می بیند. همچنین خطاب به ایشان فحش هایی می دهند که بسیار زننده و مستوجب حد شرعی بود. آنان فقط به این اعمال بسنده نکرده، بلکه آب دهان هم می اندازند. سپس با حمله به خودرو حامل آقای کروبی شیشه آن را می شکنند و به نوعی سنگ تمام می گذارند که بسیار متاثر از رفتار رهبران این جریان است. »

کروبی ضمن تکذیب پرتاب کفش به سوی مهدی کروبی، گفت: « البته اقدامات آنان که همچون رفتار اراذل واوباش بود، کمتر از پرتاب کفش نبود. اما آنان با مونتاژ سعی کردن به جای فحش های شنیع این اقدام را بنشانند تا لنگه کفش را همچون اقدام آن خبرنگار عراقی به سمبل تبدیل کنند و از سوی دیگر دل یکی از مسولین سابق که در دانشگاه تهران از او اینچنین استقبال شده بود را خوش کنند که التیامی بر عصابانیت او شود.»

حسین کروبی این اقدامات و فحش های شنیع را بسیار شبیه به رفتار کفار در صدر اسلام دانست که از پرتاب سیرابی یا توهین های زشت استفاده می کردند و همچنین نسبت به رواج هنجارهای عصر جاهلیت هشدار داد.

او در پاسخ به سوال سایت «تغییر» که دلیل این برخورد شنیع با آقای کروبی چیست؟، گفت:« گویی نامه اخیر آقای کروبی در تشریح وظایف مجلس خبرگان و هراس آنان در پاسخگویی رسانه ای به آن، تنها راهکار پیش روی آنان را سبک و روش اراذل قرار داده است. آنان دیگر قادر به مواجهه کلامی نیستند و فقط می توانند فحش دهند و ضرب و شتم کنند که این مسئله نشان دهنده روزهای پایانی عمر این جریان سیاسی است. آنان به شدت از حضور آقای کروبی میان مردم می ترسند و با این اقدامات می خواهند جلوی حضور ایشان را در مجامع عمومی بگیرند.

حسین کروبی در پایان گفت: آقای کروبی همچنان به اعلام مواضع خود ادامه می دهند و این مسائل کوچکترین تاثیری نخواهد گذاشت، بلکه حضور ایشان میان مردم و در مجامع عمومی افزایش خواهد یافت که این اقدام در اطلاعیه های آتی به اطلاع مردم خواهد رسید.


24.Okt09



http://www.rahesabz.net/story/3036/

۲ آبان ۱۳۸۸, ساعت ۳:۴۲ بعد از ظهر
نامه اعضای جبهه مشارکت به عوامل دادستانی،سپاه،و اطلاعات:چوب بیداد ارباب بی مروت قدرت نباشید

 شبکه جنبش راه سبز(جرس): جمعی از اعضای حزب مشارکت ایران اسلامی در نامه ای سرگشاده به دادستان تهران،قضات و عوامل دادستانی،سپاه و وزارت اطلاعات با اشاره با بازداشت های فله ای و گسترده مردم و فعالان سیاسی و اجتماعی در جریان اجرای کودتای انتخاباتی جناح حاکم،خطاب به آن ها نوشتند" شما و همکارانتان این بار شگفتی تازه ای آفریدید و 30 سال پس از برقراری نظام اسلامی، فریاد یارب یارب دعای کمیل فرزندان ملت و خانواده های بی پناه زندانیان را به مدد اسلحه و دستبند در گلو خشکاندید."

در این نامه خطاب به دادستان تهران و عوامل دادستانی،سپاه،نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات آمده است"به صراحت می گوییم که آنچه در ظاهر و خلوت می کنید دیرزمانی نخواهد گذشت که از پرده برون خواهد افتاد و به جبر روزگار گریبان دنیا و آخرت شما را خواهد گرفت. پس تا دیر نشده به خود بیایید و چوب بیداد ارباب بی مروت قدرت نباشید که در روزهایی که به مدد خدا خواهند آمد و زیاد دور نیست، آنها به عاقبت اعمال و گفتارشان بیشتر از آن مشغول خواهند بود که بتوانند یاری رسان شما باشند."

 

متن کامل نامه جمعی از اعضای حزب مشارکت به دادستان تهران و عوامل دادستانی،سپاه،و وزارت اطلاعات چنین است:

دادستان محترم عمومی و انقلاب تهران

قضات محترم و عوامل محترم دادستانی ، سپاه و وزارت اطلاعات

نامه به شما را با سلام آغاز نمی کنیم که سلام نماد همه آن چیزی است که شما و همکارانتان، از ما و امثال ما دریغ کرده اید. در وانفسای پس از آنچه شما انتخاب دهم می دانید، فجایع بسیاری بر ملت گذشت که هم ما می دانیم و هم شما و هم مردم، اما بهانه نوشتن این مختصر، نه صدور بیانیه ای سیاسی که حرفی دیگر است. از یورش جمعی ماموران تحت نظر دادستان وقت تهران به دفتر مرکزی جبهه مشارکت، ستادهای انتخاباتی و روزنامه ها و نیز بازداشت فله ای اعضای جبهه مشارکت و سایر فعالان سیاسی و مطبوعاتی زمان زیادی نمی گذرد و اگرچه موج بازداشتها هنوز ادامه دارد، اما شما و همکارانتان این بار شگفتی تازه ای آفریدید و 30 سال پس از برقراری نظام اسلامی، فریاد یارب یارب دعای کمیل فرزندان ملت و خانواده های بی پناه زندانیان را به مدد اسلحه و دستبند در گلو خشکاندید. آنچه می خواهیم در اینجا به شما یادآور می شویم مصداق نهی از منکر برادران و خواهران مسلمان به همکیشانی است که امیدواریم نه از روی آگاهی و نه به تعمد که به سهو و جبر روزگار راه به خطا می روند و ادای وظیفه ای است که لازمه آیین محمدی است.

آقایان محترم
می خواهیم روزهایی نه چندان دور را به یادتان آوریم که وقتی می خواستند از عدل، از انصاف و از مسلمانی سخن به میان آورند نام علی(ع) فصل الخطاب بود و منش و کردار او ملاکی برای قضاوت درستی و نادرستی. شاید فراموش کرده اید اما به یاد بیاورید رفتار پسر ابوطالب را با خانواده همسر از دست داده ای که زبان به لعن و نفرین امیرالمومنین گشوده بود یا سعه صدر علی(ع) را در تقابل با مخالفان که قرنهاست مایه فخر و مباهات شیعیان است. به یاد بیاورید منش رسول گرامی خدا را آن هنگام که در آستانه رحلت از جمیع مسلمین حلالیت می طلبید و تن رنجورش را در معرض قصاص پیرمردی بادیه نشین قرار می داد چه به عینه می دانست که که حتی او نیز باید جوابگوی عدل خداوندی باشد که از مثقالی حق الناس گذشت نخواهد کرد. آیا به راستی شما نیز چنین رفتار می کنید؟ آیا اگر اکنون شما نیز بر صندلی محکمه قضاوت ملت بنشینید و سایه ارباب قدرت از سر شما برداشته شود توان روبرو شدن با آنچه شما بر دیگران روا می دارید، دارید؟

برادران مسلمان
در قضاوت آنچه طی هفته ها و ماههای اخیر بر ما و ملت رفته است، هیچکس از شما آگاه تر نیست که لاجرم عمله ارباب قدرت بودید و به تعبیر خودتان مأمور و معذور؛ وجدانتان و مسلمانی تان را به قضاوت فرا می خوانیم نه برای داوری بین شمایان و انبوه زندانیان به ناحق زندانی، نه برای قضاوت میان شمایان و مادران و پدران دردکشیده؛ نه برای سنجش درستی و نادرستی آنچه شما وظیفه و چه بسا ثواب می دانید و مردم تعبیر به ظلم و بیدادش می کنند و نه به تصریح شریعت برای آگاهی نسبت به عواقب همه آن چیزی که در پس این آه ها و دعاهای سر به آسمان برآورده، عاید فرزندان و خانواده هاتان می شود، بلکه برای درستی روایتی که می خواهید در پس روزها و سالهایی که می آید، شرافت شما را در معرض نگاه امروز و آینده وابستگان و آنان که شما را می شناسند لکه دار نکند. وجدانتان را به بیداری فرا می خوانیم و از شما انتظاری جز عمل به قانون و رعایت اصول انسانی و مسلمانی نداریم که خود از ما بهتر می دانید در پیشگاه خداوند مامور و معذور بودن پاسخی نیست که گوشی برای شنیدنش باشد.

هموطن گرامی
شنیدن سخن به نصیحت برای همه گران است و شاید برای شما گرانتر. اما حتی اگر به مصلحت آخرت خود نمی خواهید از کسی چیزی بشنوید و با این همه باز خود را محق و صاحب حق می دانید، به صلاح دنیایی که برای خود ساخته اید، شما را به خواندن دوباره تاریخ فرا می خوانیم چه ممکن است در لابلای ورقهای تاریخ این سرزمین، صفحاتی را بیابید که آیینه عبرت آموز دیگرانی است که نشنیدند و راه به ناکجا بردند.

برادران
چه بسیارند در میان شما که همچون ما و مردم، از فرجام روزهای پس از کودتای 22 خرداد دست دعا بر آسمان دارند که برایشان گشایش و رهایی از خدای متعال طلب می کنیم، اما هستند کسانی که چوب نادانی و کج فهمی شان، حرمت دامن مظلومان را آلوده است و هنوز می آلاید. برایشان نه طلب خیر می کنیم و نه آنها را لایق نفرین می دانیم که خدا از ما بر آنچه می کنند آگاه تر است و از ذره ای به سادگی گذشت نخواهد کرد.

کلام آخر ما با شما نه استغاثه کمک است و نه استمداد رأفت که میثاق بنده و خالق بر این است که جز از او چیزی طلب نمی کند، اما به صراحت می گوییم که آنچه در ظاهر و خلوت می کنید دیرزمانی نخواهد گذشت که از پرده برون خواهد افتاد و به جبر روزگار گریبان دنیا و آخرت شما را خواهد گرفت. پس تا دیر نشده به خود بیایید و چوب بیداد ارباب بی مروت قدرت نباشید که در روزهایی که به مدد خدا خواهند آمد و زیاد دور نیست، آنها به عاقبت اعمال و گفتارشان بیشتر از آن مشغول خواهند بود که بتوانند یاری رسان شما باشند.
من آنچه شرط بلاغ است با تو گفتم باز
خواهی از سخنم پند گیر و خواهی ملال

والسلام علی من اتبع ااهدی
جمعی از اعضای جبهه مشارکت ایران اسلامی


http://www.rahesabz.net/story/3010/


تاریخ انتشار: ۰۲ آبان ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۱۷ قبل از ظهر
نقد جرس: ضرورت استقلال رسانه ملی

حميد بهشتى

جرس از انتقادات وارده استقبال مي كند و نقد را مايه ى اعتلاى يك رسانه ى حرفه اي مى داند.
***
به نظر اینجانب ایجاد دستگاه رسانه ای جرس که برای آن درخواست کمک شده است ، بدون ارائه چارچوب کاری آن چندان فایده ای نخواهد داشت و به عکس در صورت انحرافِ این پروژه زیان های آن بزرگتر خواهد بود. به همین دلیل طرحی که برای پیشگیری از انحراف در این پروژه به  نظرم می رسد بطور خلاصه ارائه می شود.

با این فرض که ارتباط بامردم برای ایجاد آنچنان جوّ فکری و ارتباطی است که مردم را از تسلیم و تحمل زور به حضور و اظهار خواست ها و نیازهای آنها و بیان فرصت هائی که از دست می روند بکشاند و فشاری را که بر آنها تحمیل می شود و سوء استفاده و سوء رفتار حاکمیت و بی تفاوتی دستگاه قضائی را بیان نماید، هدف از این کار بیرون آمدن ملت است از جوّي که بر آن ها تحمیل شده و تحمل می کنند و ضربه زدن به این عادت تحمل که دولت کودتا بر آن بنا گشته و BBC و VOA کوچک ترین انگیزه ای برای پایان دادن بدان ندارند.

پایان بخشیدن به جو تحمل و فعال کردن مردم یعنی فعال کردن بخش هائی از این ملت که هنوز همچنان به وضع موجود تن می دهند و ایجاد تعامل میان بخش های مختلف جامعه، جامعه ای که به خودی و غیر خودی تقسیم و پاره پاره شده است، جامعه ای که هر گروه و خانواده برای خودش خودی سوای خودی ديگران و متعلق به خود درست کرده است. ايجاد تعامل در يک چنین اجتماعی به کاری احتیاج دارد که مبنایش سوای مبنای اجتماعی امروزی ایران است.

مبنای واقعی زندگی امروزی اجتماعی ما ایرانیان تحمل است، تحمل شرایط موجود، تحمل آنچه روزانه بر این ملت اعمال می گردد.

اعتراض به نتیجه انتخابات برخلاف روحیه تحمل است. اینکه به رفیق زندانیش نیز می گوید: "طاقت بیار رفیق" در چارچوب همان تحمل است. به همین دلیل هم بسیار قابل فهم است. مگر آن زندانی بحز تحمل کردن چه کار می تواند بکند؟ او باید تحمل کند، نمی تواند بگوید من تحمل نمی کنم، نمی خواهم تحمل کنم. زندانبان می گوید: دندت نرم، تحمل کن! ما هم به او می گوئیم تحمل کن. به اصطلاح مذهبی نیز می گویند صبر کن! اما آیا این تحمل همان صبر است که بدان توصیه شده است؟

 
اساس کار، تعهد متقابل

کسی که تحمل می کند و حتا به فکر تحمل نکردن هم نمی افتد در جوّي این تحمل را می کند که از او انتظار تحمل کردن دارند، با این استدلال که باید در مقابل زور تحمل کرد. اما کسی که به حق خود، جامعه ای که به حقوق خود آگاهی داشته و برای تحقق آن پافشاری کند، تحمل زور را نمی کند.

در جامعه ما که حقوق مردم و قانون مصداقی ندارند، مبنای روابط آن و زندگی مردم بر تحمل کردن استوار است. مردم فقط هنگامی می توانند از این چاچوب تحمل کردن خارج شوند که به حق و حقوق خود و روند زندگی فارغ از زور و تحمیل آگاه باشند.

اگر ما می خواهیم در مقابل سانسور حاکم بر مطبوعات و صدا و سیما و در رقابت با خبررسانی و تبلیغات BBC و VOA در ارتباط با ملت خود فعال گردیم، باید روشن سازیم چه حقوقی را برای ملت خود در رابطه با اطلاع رسانی قائل هستیم. باید به ملت بگوئیم کار رسانه ای ما بر چه مبنائی قرار دارد.

زیرا از کجا معلوم پس فردا اگر دستگاه حکومتی فعلی تغییر نمود یا دستگاه دیگری جانشین آن گشت دوباره و به مرور زمان همین روابط امروزی بر آن ملت حاکم نگردد؟ تاملت مبنای ديگری را برای کار رسانه ای نداشته باشد و از مبانی جدید کار رسانه ای اطلاع حاصل نکند و بهره وری از آن را حق خود نداند، چگونه در صورتی که گردانندگان جرس منحرف شوند، به آن ها بگوید، شما پیمانی را که با هم بسته ایم زیر پا نهاده اید؟

جرس می باید مبنای کار رسانه اي خود را برای مردم روشن سازد، آنگاه می توانیم انتظار داشته باشیم که این مردم به ما برای ایجاد این پروژه (شاید از طریق وام ملی) یاری رسانند.

در این رابطه باید گردانندگان جرس روشن سازند مبنای خودی و غیر خودی آنها چیست و چه کسانی را در کار رسانه ای شریک می دانند. این پرسش را نمی توان بی پاسخ رها کرد.

مردم باید بدانند از ما چه می توانند انتظار داشته باشند و ما باید بدانیم وظایف ما در ارتباط با کار رسانه ای در قبال مردم چیست.

و اگر دولت فعلی رفت و دولت و قدرت دیگری بر سر کار آمد، در آن صورت مبنای کار رسانه اي چگونه باید تغییر یابد؟ پاسخ این سئوال را می توان با شفافیت در ساخت روابط جرس و رسانه های جنبش سبز با مردم از پیش داد.

 
ضرورت مراقبت و کنترل رسانه ملی

رسانه ملی باید از دولت و حکومت مستقل باشد. اما نه فقط به ملت متعهد، بلکه تحت مراقبت و کنترل مردم باید قرار داشته باشد. رسانه ملی باید ملت را مراقب خود بداند و در خدمت آن عمل کند. اطلاع رسانی رسانه ملی وظیفه ایست که در قبال ملت دارد. باید اطلاعات را آنگونه در اختیار مردم قرار دهد که خود مردم بتوانند ارزیابی کرده وتصمیم بگیرند. لذا باید اطلاعات دارای ویژگی های لازمه برای ارزیابی مستقل برای خواننده و شنونده باشند.

برای اینکه رسانه ملی در مرحله فعلی که در صدد ایجاد آن هستیم، بتواند بدینگونه عمل کند، گزینشی که به نظر می رسد عملی باشد، گزینش رسانه خصوصی است به معنی غیر دولتی و مبتنی بر اقتصاد آزاد. برای این کار رسانه ملی نیازمند سرمایه ملی است. این سرمایه می تواند از طریق قرضه ملی تهیه شود. در حال حاضر در کشورهای مختلف می توان از یکی از مؤسساتی که ماهواره ای مبتنی بر اقتصاد آزاد را می گردانند، کانالی را تهیه و به صورت غیر متمرکز فعالیت رسانه ملی را آغاز نمود.

اما تکیه من اینجا بر لزوم این است که مردم بدانند از رسانه ملی چه انتظاراتی را می توانند داشته باشند تا بتوانند کار آن را مورد مراقبت قرار داده و در صورت تخطی و انحراف آن، توسط نمایندگان خود گردانندگان رسانه را مورد مؤاخذه قرار داده و افراد خاطی را از کار برکنار نمایند. یعنی ساخت تشکیلاتی رسانه ملی می باید بر اصول کار شورائی استوار و متشکل از نمایندگان دستجات مردم باشد.

تا زمانی که استبداد حاکم بر "جمهوری اسلامی" در ایران حاکم  است و جوّ سانسور بر آن غالب می باشد، مسلماً نمی توان افراد و ترکیب شورای اداری رسانه ملی را دقیقاً روشن و به اطلاع عموم رساند. اما در شراطی فعلی نیز با استفاده از ارتباطاتی که در میان گروه های مبارز وجود دارد و با تکیه بر اعتماد نسبی موجود میتوان به این مراقبت پرداخت. منتها قبل از اینکه بدان مرحله برسیم، باید در جرس و سایت های حامی جنبش سبز مبانی مورد پذیرش اطلاع رسانی و حقوق مردم و خوانندگان به روشنی در بخش "در باره ما" مطرح شده باشد تا مردم بدانند بر چه مبنائی با رسانه ی خود در ارتباط قرار دارند و بر حقوق خود واقف باشند. تنها با این چنین آگاهی مردم بر حقوق خود است که آنها قادر خواهند بود رسانه خود را مورد مراقبت قرار دهند. باید ساخت روابط میان مردم و رسانه ها شفاف باشد. تنها در این صورت است که آنها می توانند بر حقوق خود پافشاری نمایند و رسانه خود را تحت کنترل خویش بدانند.

آنگاه است که روشن خواهد شد فرق رسانه ملی با صدا و سیمای جمهوری اسلامی از کجا تا به کجاست و فرق آن با BBCو VOA در چیست. در این صورت به مرور زمان مردم در موقعیتی قرار خواهند گرفت که تعلق آنها به رسانه ملی افزایش یافته و آن را آهسته آهسته رسانه خود خواهند یافت. چنین با
د!


۰۲ آبان ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۰۷ قبل از ظهر
سیاست خارجی دوگانه جمهوری اسلامی

گروه تحلیلگران انقلاب سبز

جرس: دیدگاههای مطرح شده در این مقاله لزوما مواضع ما نیست. تضارب آراء در اين باره را مفید مى دانيم واز صاحب نظران دعوت می كنيم تا با نقد و بررسی خود بر غنای بحث بیفزایند.

13 آبان: مبارزه با استکبار خارجی یا تحیکم اســـتبداد داخـلی؟
سیزدهم آبان ماه، سالگرد رخدادی تاریخی است که در تاریخ دیپلماسی جهان مشابهی برای آن یافت نمیشود. اشغال سفارت آمریکا در این روز و گروگانگیری کارمندان و دیپلماتهای آمریکایی، به نقطه عطفی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی تبدیل شد و تاثیری مخرب بر زندگی سیاسی و اجتماعی مردم ایران بر جای نهاد. اکنون و در کشاکش مبارزه مدنی جنبش سبز با دولت کودتا، سالگرد 13 آبان میتواند به فرصتی تاریخی برای گشودن جبهه ای جدید در مبارزه مدنی جنبش سبز با جناح حاکم تبدیل شود و روند رو به رشد جنبش سبز را تسریع کند. این امر، زمینه ها و ملزوماتی دارد که در ادامه مورد بحث قرار خواهد گرفت.

برای درک ماهیت سیاست خارجی جمهوری اسلامی و نقش تاریخی اشغال سفارت آمریکا، لازم است ابتدا چارچوب سیاست خارجی جمهوری اسلامی و ابعاد منحصر به فرد آن، به طور مختصر بررسی شود. چراکه بعد از واقعه گروگانگیری و شکل گیری جدال لفظی بین ایران و آمریکا، نوعی دوگانگی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی شکل گرفت که به ابزار سرکوب ایدئولوژیک مخالفان داخلی و ماجراجویی منطقه ای تبدیل شد. در واقع جمهوری اسلامی، از یک طرف یک دولت کلاسیک است که در سازمانها و کنواسیونهای بین المللی عضویت دارد و مانند یک دولت ملی با دولتهای دیگر ارتباط دیپلماتیک برقرار میکند. اما از طرف دیگر، با گروه ها و سازمانهای غیر رسمی و زیر زمینی که از طرف جامعه بین المللی، تروریست شناخته میشوند هم، ارتباط و داد و ستد دارد. آقای مسعود بهنود، ماهیت دوگانه و غیر شفاف سیاست خارجی جمهوری اسلامی را با بیانی متفاوت و در عین حال جذاب شرح میدهد:

«نظام جمهوری اسلامی در سی سال گذشته همواره کشور را در لبه خطر نگاه داشته و با این تاکتیک، خود را از اطاعت قانون معاف کرده، البته همزمان مردم را به علت زیر پا گذاشتن قانون محاکمه و حتی اعدام می کند. در چشمان مردمی که می پرسند پس شعارهای انقلاب چه شد، مدام از زبان مدیر روزنامه کیهان شعار می دهد که مگر نمی بینید چقدر شرایط حساس است و مگر نمی بینید آمریکا در کمین است و دشمن حرامی بیدار؟ حالا چه موقع قانونمداری است؟ اما در برابر اعتراض های بین المللی استدلالی دیگر دارد. آن جا که می رسد، استدلال می کند که دولت و قوه قضاییه همه جا بر اساس قانون عمل کرده اند. با این وضعیت حکومت، دو زبان برای خود انتخاب کرده: زبانی که برای دامن زدن به غرور ملی برگزیده و زبانی که در آن با جهان گفتگو می کند ... مثال روابط با آمریکا خوب و روشنگرست. در سال های گذشته، هم به دوران هاشمی رفسنجانی و هم در دوران اصلاحات، کاملا مشهود بود که دولتی ها ]قوه مجریه[ با توجه به اطلاعاتی که داشتند مدام در جهت پایان دادن به خصومت با آمریکا و جهان غرب بودند، اما جناح راست با اطمینان از حمایت رهبر ایستاده بود که خط قرمزست و عبور نتوان کرد و گاه گفتند که مرگ بر آمریکا فرموده پیامبر است. اما چندان که کار به دولت مطلوبشان رسید، آشکار گردید که مخالفت جناح راست [با حمایت رهبری] با شفافیت بود و در حقیقت می گفتند همچنان ژست های ضد آمریکائی بگیرید و مردم را در مجامع تحریک کنید اما در نهان هر چه آمریکائی ها می خواهند آوانس بدهید که هواپیما بگیرید و تحریم ها را لغو کنید. این دو زبانی شده است منتهای درایت به روایت دیپلوماسی جمهوری اسلامی. انصاف این است که این سیاست در سال های اول جواب داد چون که دنیا رمزش را نمی دانست و معنایش را پیدا نمی کرد اما اینک به خوبی درک کرده که چقدر فریفتن مردم برای دولت احمدی نژاد و حامیانش مهم است و چون این را دریافته، پس امتیاز بیشتری می خواهد تا بهانه فریب مردم به دولت احمدی نژاد بدهد».

این دوگانگی و دوزبانی هم در ایدئولوژی جمهوری اسلامی ریشه دارد و هم در ساختار آن:
 ایدئولوژی جمهوری اسلامی تنها با غیریت سازی، تمایزگذاری و نفی میتواند به حیات خود ادامه دهد؛ حکومت اسلامی یا جمهوری اسلامی، حکومتی است که نه شرقی و سوسیالیستی است و نه غربی یا کاپیتالیستی. این حکومت فقط از طریق نقیضه سازی و نفی (دشمن شناسی) تعریف میشود و هرگز به صورت روشن بیان نمیشود که جمهوری اسلامی چه دکترین اقتصادی یا سیاسی جدیدی به دنیا عرضه میکند. به عبارت دیگر، محور ایدئولوژی حاکم این است که غرب و آمریکا با اسلام خصومت دارند و اهمیت اشغال سفارت آمریکا و قطع روابط دو کشور در همین نکته است، چرا که با این روش، هر حرکتی که از سوی آمریکا برای حفظ منافع خود یا دفع تهدیدات امنیتی جمهوری اسلامی صورت گیرد، به عنوان توطئه ای بر ضد اسلام، پیامبر و ائمه اطهار تلقی میشود و موضع نظام را در برابر منتقدان داخلی و رقبای خارجی آن تقویت میکند و به ایدئولوژی آن مشروعیت میدهد. علاوه بر این، در سیاست داخلی، همه چیز از مانتو و موی زنان گرفته تا فتوای یک مرجع تقلید مستقل در قم و از مسابقات ورزشی گرفته تا علوم انسانی، اگر مزدور حاکمیت نباشد، به نام "آمریکایی" و "دشمن" برچسب میخورد و همین کافیست که ضد اسلام شناخته شود و حذف آن مشروع تلقی شود. در حقیقت برکت و ثمره اشغال سفارت آمریکا و قطع رابطه با آن کشور، این بوده است که حاکمیت به این طریق هم توانسته است مخالفان داخلی را سرکوب کند و هم  از شفاف سازی روابط خارجی خود طفره رود. بنابراین، به لحاظ تئوریک، سیاست خارجی جمهوری اسلامی و به خصوص دولت کودتا ترکیبی است از بحران سازی در خارج و تصفیه و حذف رقبا در داخل. و اهمیت خصومت لفظی با آمریکا و تداوم بحران با جامعه جهانی در همین کارکرد دوگانه نهفته است و ادعاهای ایدئولوژیک در خصوص ظلم ستیزی و مبارزه با امپریالیسم و گنده گویی های مشابه، شمشیری دو لبه است که هم سیاست خارجی نظام را به پیش میبرد و هم ابزار سرکوب ایدئولوژیک مخالفان داخلی را فراهم میکند.

در دهه اول انقلاب، جمهوری اسلامی، آمریکا ستیزی و شعار مرگ بر آمریکا، بیشتر ناشی از دلایل ایدئولوژیک و حاکمیت گفتمان انقلابی در عرصه سیاست بود. اما پس از روی کار آمدن رهبری جدید، وجود دوگانگی در ساختار حقوقی جمهوری اسلامی باعث شد آمریکا ستیزی در پوستین ایدئولوژیک تداوم یابد. این در حالی بود که ماهیت خصومت با آمریکا در این دوران به آمریکا ستیزی دهه اول به کلی متفاوت بود. پس از پایان جنگ با عراق و فروپاشی نظام دوقطبی، روشن شدن وضعیت رابطه ایران و غرب و شفاف سازی سیاست خارجی، چالشی بود که حاکمیت، دیر یا زود باید با آن مواجه میشد و مسیر و چارچوب روابط خود را با جهان خارج مشخص میکرد. به همین دلیل سیاست درهای باز و خروج از انزوای بین المللی، در دوران پس از جنگ، در دستور کار دولت قرار گرفت. در آن شرایط، تاکید رهبر نظام بر تعابیری مانند "دشمن" و "تهاجم فرهنگی" بیش از آن که ریشه هایی ایدئولوژیک داشته باشد، ناشی از یکدست نبودن قدرت در راس حاکمیت و جایگاه متزلزل رهبری در داخل بود (امری که خواه نا خواه موجب عدم شفافیت در رابطه رهبر و رئیس جمهور میشد). به این ترتیب، تاکید بر دشمن و اصرار بر شعار مرگ بر آمریکا و پافشاری بر تهاجم فرهنگی و امثال آن، سیاستی بود که تا زمان یکدست شدن کامل قدرت، از سوی رهبری با شدت تمام پیگیری شد. هدف این بود که تا زمانی که دولت به طور کامل در اختیار رهبری قرار نگیرد و تمام رقیبان سیاسی حذف نشوند، درهای کشور به روی دنیا باز نشود و ایران در شرایط انزوای بین المللی باقی بماند تا هیچ نیروی سیاسی "غیر خودی" از این فرصت استفاده نکند و ایجاد رابطه در شرایطی صورت گیرد که رهبری به صورت بلامنازع، مسیر یا کانال انحصاری رابطه با غرب و جهان خارج باشد و بتواند دست بالا و جایگاه برتر خود را در عرصه داخلی حفظ و تحکیم کند. به این ترتیب، سیاست خارجی جمهوری اسلامی به علت بحران مشروعیت داخلی و دوگانگی حاکمیت، همواره در حالت دوگانه رسمی (دیپلماتیک) و غیر رسمی (گروه های تروریستی و مشکوک) باقی ماند. اما در دولت نهم، به موازات فرایند حذف رقبای سیاسی و سرکوب نیروهای مستقل (یکدست شدن حاکمیت)، تلاش برای برقراری ایجاد روابط "پشت پرده" با آمریکا در قالب نامه نگاری و مسیرهای غیر دیپلماتیک آغاز شد. در واقع در دوره تصدی دولت نهم، و با بحران سازی ها و تنش های متعدد جناح حاکم، هزینه های عدم رابطه با ایران، روز به روز برای غرب افزایش می یافت و جناح حاکم پس از حذف رقبای سیاسی میتوانست، بدون نگرانی از ریزش هوادارن، در ایدئولوژی دشمن محور خود تجدید نظر کند و تابوی مذاکره با آمریکا را بشکند. به همین دلیل، ماجراجویی های اتمی در دستور کار قرار گرفت و اگر انتخابات دهم ریاست جمهوری، مطابق میل جناح حاکم به پایان میرسید، زمینه برای تعیین چارچوب رابطه با غرب و برقرار کردن رابطه به شکل دلخواه جناح حاکم میسر میشد. اما ظهور و تحرک غیر منتظره جنبش سبز، تمامی این معادلات را بر هم زد.


ظهور جنبش سبز و بن بست در سیاست خارجی دوگانه

 شکل گیری و بالندگی جنبش سبز موجب شد طرح سیاست خارجی جناح حاکم با موانع جدیدی برخورد کند. چرا که این جنبش با رد هر گونه قیمومیت و ولایت سیاسی، جنبشی جدید و متفاوت (و فراتر از جناح مکمل حاکمیت) در عرصه سیاست ایران به شمار میرود و باعث تردید غرب در ایجاد روابط پنهانی و معامله با جناح حاکم میشود. پس از شکل گیری بحرانهای پس از انتخابات در ایران، و ظهور جنبش سبز، حاکمیت از یک طرف عقبه ایدئولوژیک و پایگاه اجتماعی خود را به طور کامل از دست داد و دچار بحران عمیق مشروعیت شد، و از طرف دیگر در واکنش به جنبش سبز، بیش از پیش به ادبیات دشمن و دشمن شناسی پناه برد و بناچار هزینه داخلی مذاکره با غرب را به دست خود افزایش داد. چرا که در حال حاضر تنها مفهومی که دولت کودتا میتواند برای تفسیر وضعیت موجود، مورد استفاده قرار دهد، مفهوم "دشمن" است و سایر مفاهیم و نشانه های گفتمان حاکم یا رنگ باخته اند و یا توسط ملت مصادره شده اند. بنا براین، دولت کودتا در عرصه داخلی، تمامی مشروعیت خود را از مفهوم –  یا به عبارت بهتر – از توهم دشمن اخذ میکند. چرا که تمامی نشانه های گفتمان مسلط پس از تقلب در انتخابات و سرکوب وحشیانه و کشتار و تجاوز به شهروندان، به طور کامل بی اعتبار شده اند. از طرف دیگر، با تدابیر جدید کاخ سفید در زمینه سیاست خارجی، امکان ادامه روند بحران سازی در عرصه بین المللی به شدت محدود شده است و بازی اتمی رژیم به مراحل پایانی خود نزدیک میشود. آنچه که در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد، این است که مفهوم دشمن، بر خلاف مفاهیمی مثل حاکمیت الله یا اتحاد و عدالت اجتماعی و ... ماهیتی بین المللی دارد و مدلول آن به حوزه سیاست خارجی تعلق میگیرد. نتیجه مهم این امر این اسمت که اکنون، مبارزه مدنی مردم ایران با دولت کودتا، علاوه بر ابعاد سیاسی و اجتماعی داخلی، یک بعد مهم بین المللی هم پیدا کرده است. هر چند پس از مذاکرات ژنو و ایجاد فضای آشتی جویانه در روابط ایران و آمریکا، نگرانی از سازش و توافق احتمالی بین دولت کودتا و غرب و قربانی شدن حقوق بشر در پای پرونده هسته ای، شدت یافته است، اما در عین حال، فرا رسیدن سالگرد اشغال سفارت آمریکا (به عنوان مصداق اصلی دشمن) موقعیتی نمادین و فرصتی تاریخی در اختیار جنبش سبز قرار داده است که میتواند طرح هر نوع معامله پنهانی با آمریکا را برای همیشه خنثی کند و با حرکتی حساب شده، دولت کودتا را وادار سازد که در سیاست خارجی (و متعاقب آن در سیاست خارجی) موضع خود را یک بار برای همیشه به صورت شفاف مشخص نماید. بنا براین، با وجود این که پس از مذاکرات ژنو، توپ در زمین جنبش سبز قرار گرفته است، اما سبزها میتوانند با استفاده درست از آن، جریان بازی را به بهترین شکل مدیریت کنند و بازی را مطابق میل خود و به زیان دولت کودتا به جریان اندازند.


و در پایـان

در شرایط کنونی که مناسبتها و رویدادهای اجتماعی در ایران مورد توجه رسانه ها و محافل سیاسی بین المللی قرار دارد، به نظر میرسد هر اقدام مدنی و هر شعار اعتراضی سبزها که به صورت شفاف و علنی، ریشه مفهوم "دشمن" را هدف قرار دهد، اساس و پایه گفتمان مسلط را به شدت متزلزل کند و به همین طریق، باقیمانده مشروعیت دولت کودتا در داخل و خارج کشور به شدت خدشه دار شود. هرچند در مناسبتهای قبلی و در تظاهرات سبزها، دشمن شناسی رسمی حاکمیت، با تغییر مصداق آن (به روسیه)، زیر سوال رفته بود، اما اکنون مبارزه مدنی وارد مرحله ای جدید شده است و دیگر تغییر مصداق کافی نیست، بلکه باید مفهوم دشمن را با تمامی مصادیق آن و به طور اصولی انکار کرد تا دولت متکی به گفتمان "دشمن" به صورت کامل از عرصه گفتمانی محو شود و در حاشیه قرار گیرد، چنان که گویی اصولا وجود ندارد و روز 13 آبان، روز دوستی ملتهای ایران و آمریکاست. تنها در این صورت است که دولتهای خارجی و به خصوص جهان غرب (که به افکار عمومی بسیار بها میدهند) در هر مذاکره و معاهده ای، جانب احتیاط را رعایت خواهند کرد و از تن دادن به بازی پشت پرده جناح حاکم خودداری خواهند نمود، چه بسا از این طریق، تمایل خود را برای برقراری ارتباط با اپوزیسیون نیز اعلام نمایند و رابطه ای آبرومندانه، عادلانه، شفاف و با توجه به منافع ملی، بین دو طرف شکل بگیرد.

بنابراین، جنبش سبز، در کنش های مدنی و حرکتهای اعتراضی خود، میتواند با هدف گرفتن قلب ماشین دشمن سازی جناح حاکم، همزمان با یک تیر دو نشانه را هدف بگیرد. در این صورت، دولت کودتا در رقابت با جنبش سبز، دو راه بیشتر نخواهد داشت: یا باید امتیازات بیشتری به غرب بدهد تا آنها را از نزدیک شدن به اپوزیسیون منصرف کند، یا این که برای ساکت کردن غرب به مسیر بی بازگشت حقوق بشر گام بگذارد. در حالت اول، نفی گفتمان انقلابی و ضد امپریالیستی، ریزش شدید هوادارن داخلی و هم پیمانان خارجی را موجب میشود و ته مانده مشروعیت دولت کودتا به طور کامل از دست میرود. و در حالت دوم هم با کاهش سرکوب و سانسور، پیروزی جنبش سبز تسریع میشود. اما در هر صورت، چیزی که بیش از همه اهمیت دارد این است که جناح حاکم به صورتی نابهنگام، وادار به شفاف سازی سیاست خارجی خود گردد و بزرگترین ابزار سرکوب ایدئولوژیک خود را در شرایطی که رقیب حذف نشده است، از دست بدهد. پایان دوگانگی یا دو زبانی در سیاست خارجی، آغاز گشایش عرصه مدنی و فضای سیاسی در کشور خواهد بود، به همین دلیل، نفی کامل مفهوم دشمن و دشمن سازی جناح حاکم، اقدامی تاریخی در این جهت به شمار میرود.

جمعه, ۱م آبان, ۱۳۸۸

حاشیه های حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات


کلمه: حضورمهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات فضای نمایشگاه مطبوعات را تغییر داد.
به گزارش کلمه به نقل از سایت «پارلمان نیوز»، دبیرکل حزب اعتمادملی در میان تشویق هوادارانش و بازدیدکنندگان از شانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها هم‌اکنون وارد نمایشگاه مطبوعات شده است.
گزارش‌های رسیده حاکی از آن است با ورود کروبی به نمایشگاه‌ها صدها نفر از [...]

کلمه: حضورمهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات فضای نمایشگاه مطبوعات را تغییر داد.

به گزارش کلمه به نقل از سایت «پارلمان نیوز»، دبیرکل حزب اعتمادملی در میان تشویق هوادارانش و بازدیدکنندگان از شانزدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات و خبرگزاری‌ها هم‌اکنون وارد نمایشگاه مطبوعات شده است.

گزارش‌های رسیده حاکی از آن است با ورود کروبی به نمایشگاه‌ها صدها نفر از بازدیدکنندگان با تجمع مقابل غرفه خبرگزاری فارس شعار مرگ بر دیکتاتور و بسیجی واقعی همت بود و باکری را سر می‌دهند.

گزارش دیگری حاکی از آن است که حامیان احمدی‌نژاد بعد از دقایقی مقاومت مردم موفق شدند خود را به مهدی کروبی برسانند و به او حمله‌ور شدند، به گزارش شاهدان عینی بر اثر این حمله عمامه کروبی  بر زمین افتاده و آنها قصد ضرب و شتم یار امام را داشتند.

بر اساس اطلاعات دریافتی به دنبال هتک حرمت کروبی، همراهان کروبی وی را به خارج از نمایشگاه هدایت کردند تا اغتشاشگران به سوءاستفاده از جنش سبز و حضور کروبی برای ادامه جوسازی‌های خود علیه این حرکت موفق نشوند.

همچنین در این رابطه خبرگزاری تندروی فارس اقدام به انتشار عکسی در صفحه نخست سایت خود کرد که پرتاب کفشی به سمت کروبی را نشان می داد اما شاهدان عینی اعلام کردند چنین موردی اصلا پیش نیامد و این خبرگزاری با تکنیک های فتوشاپی اقدام به جعل خبر کرده است.

در این رابطه جمعی از حامیان جنبش سبز با حضور در غرفه این خبرگزاری شدیدا نسبت به این اقدام غیر اخلاقی واکنش نشان دادند.


http://www.kaleme.org/1388/07/30/klm-1183
پنجشنبه, ۳۰م مهر, ۱۳۸۸

یک دست را ببندند صدها دست باز می شود


جامعه ایرانی مانند ژانوس خدای یونانی است که می‌تواند امور ظاهرا غیر هم‌جهت را با یکدیگر جمع کند. آنها هم می‌توانند از شهادت ندا آقا سلطان ناراحت باشند و هم از شهادت مردم در غزه و دیگر نقاط جهان ابراز تاسف کنند.شعارهای افراطی ناشی از عصبانیت است. به نفع همه ماست که شعارهایی متناسب با ظرفیت کشور طرح کنیم و از طرح شعارهای تند و غیرمنطبق با وضعیت کشور بپرهیزیم.

کلمه:از سر گیری انتشار روزنامه کلمه سبز موقتا منتفی شد.پس از ماجراهای دامنه دار پس از انتخابات و با توجه به اینکه برای انتشار روزنامه کلمه سبز منع قانونی وجود نداشت،تحریریه کلمه سبز شکل گرفت و چند هفته فعالیت کرد تا برای رساندن روزنامه روی دکه آماده باشد اما گویا متصدیان امور چندان رغبتی به انتشار روزنامه نشان ندادند تا رتبه ۱۷۲ ایران در زمینه آزادی مطبوعات از میان ۱۷۵ کشور چندان درد آور به نظر نیاید.

اما در این میان میر حسین موسوی بود که برای دلداری کارکنان روزنامه به میان اعضای تحریریه آمد او در سخنانی در جمع کارکنان روزنامه “کلمه سبز” از تلاش های آنان برای انتشار این روزنامه تقدیر کرد .

به گزارش خبرنگار «کلمه»، میر حسین موسوی با بیان این که می‌دانم تعطیلی یک روزنامه برای اعضای آن چقدر سخت است خطاب به اعضای تحریریه که خواهان انتشار “کلمه سبز” به قیمت پرداختن هر هزینه ای بودند، گفت : همه عقب نشینی ها بد نیست و به معنای پشیمانی نیست و با هدف ادامه مسیر از راه های دیگر انجام می شود.

صاحب امتیاز روزنامه کلمه سبز با اشاره به عدم انتشار آن اظهار داشت: بحث هزینه و فایده سیاسی باعث شد که دوستان در یک تصمیم جمعی به این نتیجه برسند که از انتشار روزنامه صرف نظر کنند. البته تعطیلی کلمه سبز به معنای توقف و تعطیلی فعالیت‌های رسانه‌ای نیست و ضرورت دارد که با راه‌کارهای ابتکاری رسانه‌هایی به وجود بیاید که در چارچوب‌های منافع ملی مطالبات این جنبش را بارتاب دهند.

او با بیان این که در غیاب خلاء رسانه‌هایی که پیگیر منافع ملی هستند رسانه‌هایی مانند صدای آمریکا و بی بی سی به مرجع خبری تبدیل می‌شوند اظهار داشت: چنین رسانه‌هایی طبیعی است که در نهایت باید منافع کشورشان را در نظر ب‌گیرند.

موسوی سپس با اشاره به روش‌های ابتکاری که از سوی شبکه اجتماعی “جنبش سبز” طی ماه‌های گذشته برای اطلاع رسانی ایجاد شده است گفت: در مسیر انتخابات و بعد از آن شیوه‌های ابتکاری برای اطلاع رسانی د پیش گرفت شد و اگر یک دست بسته شد در عوض آن صدها دست باز شد. مهم این است که اکنون نیاز به داشتن رسانه از سوی همه هواداران این جنبش احساس می‌شود و اگر در آینده هم بتوانیم این نیاز را حفظ کنیم قطعا در شبکه عظیم مردمی راه‌های فراوانی را بازخواهیم کرد.

وی ادامه داد: البته تعطیلی “کلمه سبز” را باید اتفاقی موقتی فرض کرد، چرا که ضرورت‌ها ایجاب می‌کند که سرانجام همه صداها اجازه شنیده شدن پیدا کنند. خطر بزرگ زمانی اتفاق می‌افتد که مجرای اطلاع رسانی را محدود کنیم و با پایین آوردن قدرت جذب نظام به ایجاد وضعیت انفجاری کمک کنیم.

او با بیان این که در دنیای کنونی نمی‌توان دور جامعه دیوار کشید اظهار داشت: اگر فضا باز نشود از دنیا عقب می‌مانیم و مشکلات وسیعی پیدا می‌کنیم. اگر در گذشته می‌شد بدون پیوند با فضای داخلی و خارجی کشور را برای سال‌ها اداره کرد، اما اکنون با گسترش تکنولوژی و ارتباطات چنین کاری غیر ممکن است.موسوی همچنین با اشاره به فاصله تاریخی که میان روشنفکران و عامه جامعه وجود داشته اظهار داشت: از دوره مشروطیت تاکنون یک نوع جدایی میان مردم و روشنفکران داشتیم. روشنفکران به مسایلی می‌اندیشدند که با نیازها و خواسته‌های عامه مردم تفاوت‌های اساسی داشت، اما وقایع اخیر نشان می‌دهد که این فاصله در حال برطرف شدن است.

او ادامه داد: در اندیشه‌های روشنفکران و سیاستمداران ما معمولا این نقص وجود داشته است که تاکید بر روی برخی ارزش‌ها آنها را از دیگر امور خوب باز می‌دارد حال آن که در زندگی واقعی مردم ما ارزش‌های خوب منفک از هم نیست و آنها می خواهند همه خوبی ها را کنار یکدیگر داشته باشند. اصلا به عبارتی جامعه ایرانی مانند ژانوس خدای یونانی است که می‌تواند امور ظاهرا غیر هم‌جهت را با یکدیگر جمع کند. آنها هم می‌توانند از شهادت ندا آقا سلطان ناراحت باشند و هم از شهادت مردم در غزه و دیگر نقاط جهان ابراز تاسف کنند.

مهندس موسوی سپس به عواملی که در رویدادهای اخیر موجب کاهش فاصله میان نخبگان و عامه مردم اشاره کرد و تاکید نمود: ویژگی‌هایی که در جنبش سبز مشاهده می‌شود حاکی از هین سازواری ارزش‌هاست و تمام قائلان به این جریان می کوشند ارزش های خوب را با یکدیگر ترکیب کنند و در آینده هم باید همین روش را دنبال کنیم. موسوی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به برخی شعارهای مطرح شده که در تجمع های خیابانی اظهار داشت: شعارهای افراطی ناشی از عصبانیت است. به نفع همه ماست که شعارهایی متناسب با ظرفیت کشور طرح کنیم و از طرح شعارهای تند و غیرمنطبق با وضعیت کشور بپرهیزیم.

مهندس موسوی همچنین با اشاره به این که نباید اجازه داده شود اتفاقات ماه‌های گذشته به بدبینی نسبت به دستاوردهای انقلاب منجر شود اظهار داشت: طبیعی است رسانه‌هایی که صدای این قدرت یا آن قدرت هستند بلاخره مجبورند از منافع ملی کشور خود ولو به زبان فارسی دفاع کنند و در این راه بذر بدبینی به کل دستاوردهای انقلاب اسلامی در طول سی سال گذشته بپاشند و حتی سعی کنند به سراغ حماسه عظیم و تاریخی دفاع مقدس ملت ما بروند و متاسفانه سیاست‌های رسانه‌ای موجود در این زمینه مکمل اقدامات آن رسانه‌های بیگانه است و شرایطی که امروز برای کلمه سبز ایجاد شده است یک شاهد روشن در این ماجراست.


یادمان اسرای جنبش سبز، این هفته: محسن امین‌زاده و احمد زیدآبا